ابراهیم ستوده، رعنا بهادری، حسن حبیبی، ایمان ناصریفرد،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
این مطالعه با هدف بررسی اثرات نانوذرات سولفاتمنگنز جیره بر عملکرد رشد، شاخصهای خونی و ترکیبات بیوشیمیایی خون بهعنوان یکی از شاخصهای مهم سلامتی ماهی قزلآلای رنگینکمان Oncorhynchus mykiss)( انجام شد. تعداد ۲۴۰ قطعه بچهماهی قزلآلای رنگینکمان با میانگین وزن اولیه ۰/۱±۰/۸گرم در ۱۲ آکواریوم با ۴ تیمار و ۳ تکرار ذخیرهسازی و با ۴ جیره شامل جیره شاهد (فاقد منگنز)، جیره Mn-M (حاوی سولفات منگنز به میزان ۱۰میلیگرم بر کیلوگرم)، Mn-N۱۰ (نانوذرات سولفاتمنگنز با میزان ۱۰میلیگرم بر کیلوگرم)، Mn-N۱۵ (نانوذرات سولفاتمنگنز با میزان ۱۵میلیگرم بر کیلوگرم) بهمدت ۶ هفته تغذیه شدند. غذادهی ماهیان تا حد سیری ظاهری و روزانه در ۴ نوبت انجام شد. در پایان آزمایش میانگین وزن نهایی در بچهماهیان تغذیهشده با جیرههای حاوی نانوذره سولفاتمنگنز نبست به تیمار شاهد بهطور معنیداری بالاتر بود (۰/۰۵>p)، اما نسبت به گروه تغذیهشده با سولفاتمنگنز اختلاف معنیداری نداشت (۰/۰۵<p). شاخص وضعیت در بچهماهیان تغذیهشده با جیرههای حاوی نانوذره سولفاتمنگنز نسبت به گروه تغذیهشده با سولفات منگنز اختلاف معنیداری نشان نداد (۰/۰۵<p). بین شاخصهای خونی اندازهگیریشده میزان هموگلوبین (Hb) در تیمار تغذیهشده با جیره Mn-N۱۰ اختلاف معنیداری نسبت به تیمار تغذیهشده با جیره شاهد نشان داد (۰/۰۵>p). شاخص آلبومین در تیمارهای تغذیهشده با جیرههای Mn-N۱۰ و Mn-N۱۵ نسبت به جیرههای شاهد و Mn-M اختلاف معنیداری نشان داد (۰/۰۵>p). بهطور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان داد افزودن مکمل نانوذرات سولفاتمنگنز جیره در مقایسه با شکل معمولی سولفاتمنگنز تاثیر معنیداری بر عملکرد رشد، تغذیه و شاخصهای خونشناسی و ترکیبات بیوشیمیایی خون بچهماهیان قزلآلای رنگینکمان ندارد.
حسن صحرایی، فاطمه آیتاللهی، آنیتا گلپورحسنعلیده، احمدرضا پیرعلیزفرهئی، فاضل ظهیری، علیاکبر هدایتی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: مطالعه حاضر با هدف بررسی عملکرد پریبیوتیک ایمنووال بر شاخصهای رشد، پارامترهای خونشناسی و ترکیب لاشه ماهی قزلآلای رنگینکمان انجام شد.
مواد و روشها: پریبیوتیک ایمنووال در چهار سطح ۰/۰۵%، ۰/۱%، ۰/۱۵% و ۰/۲% به جیره غذایی اضافه و جیره فاقد پریبیوتیک برای تغذیه گروه شاهد استفاده شد. هر جیره بهصورت تصادفی برای ماهیان با وزن اولیه تقریبی ۰/۵۴±۱۳/۷۶گرم در سه تکرار اختصاص داده شد.
یافتهها: بعد از هشت هفته تغذیه، وزن نهایی ماهیان تغذیهشده با ۰/۱%، %۰/۱۵ و ۰/۲% پریبیوتیک بهصورت معنیداری (۰/۰۵p<) بالاتر از ماهیان گروه شاهد بود. ضریب تبدیل غذایی در همه تیمارهای تغذیهشده با پریبیوتیک بهصورت معنیداری (۰/۰۵p<) پایینتر از ماهیان گروه شاهد بود که در تیمار ۰/۱۵ کمترین مقدار را داشت. ضریب رشد ویژه در ماهیان تغذیهشده با پریبیوتیک بیشتر از گروه کنترل بود (۰/۰۵p<). همچنین تفاوت معنیداری در پارامترهای تعداد گلبولهای قرمز، گلبولهای سفید، درصد لنفوسیت و نوتروفیل بین ماهیان تغذیهشده با جیره حاوی پریبیوتیک و گروه شاهد وجود داشت (۰/۰۵p<). در آنالیز تقریبی لاشه، میزان پروتئین افزایش معنیداری نسبت به گروه شاهد نشان داد و بیشترین میزان نیز در تیمار ۰/۱% مشاهده شد. میزان چربی و خاکستر لاشه بهطور معنیداری نسبت به گروه شاهد کاهش پیدا کرد و کمترین میزان در تیمار ۰/۱۵% مشاهده شد.
نتیجهگیری: افزودن پریبیوتیک ایمنووال به میزان ۰/۲-۰/۱۵% به جیره غذایی ماهی قزلآلای رنگینکمان اثرات مثبتی بر شاخصهای رشد، پارامترهای خونی و ترکیب لاشه داشته و سطح ۰/۱۵% نیز بهترین نتیجه را به همراه دارد.
سمیرا جعفریان، حجت الله جعفریان، محمدرضا بیواره،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: مطالعه حاضر باهدف بررسی تاثیر باسیلوسهای پروبیوتیکی بر پارامترهای خونشناختی بچه ماهیان کپور معمولی در شرایط قبل و بعد از حملونقلهای طولانیمدت انجام شد.
مواد و روشها: در این پژوهش ۱۸۰ عدد بچه ماهی کپور با میانگین وزنی ۲۹/۱±۵۰ گرم به شکل تصادفی در دو مخزن فایبرگلاسی با ظرفیت ۴۰۰ لیتر تقسیم شدند. بچه ماهیان در یک مخزن با جیرههای تکمیلشده با پروبیوتیک در غلظت CFU/L ۱۰۷×۱ و در مخزن دیگر با جیرههای فاقد هرگونه ماده افزودنی به مدت ۴۵ روز تغذیه شدند. در پایان دوره غذادهی، بچه ماهیان تغذیه کرده از پروبیوتیک در دو تیمار آزمایشی شامل کیسه حاوی ۵/۰ گرم نمک در هر لیتر آب و کیسه فاقد نمک و بچه ماهیان تغذیه کرده از گروه شاهد تحت همین عنوان در کیسههای پلاستیکی ۴۰ لیتری با تراکم یک کیلوگرم ماهی در هر کیسه (~۲۰ ماهی) بستهبندی شدند. پس از ۱۲ ساعت، نمونه خون از تیمارها تهیه و پارامترهای خونشناختی موردسنجش قرار گرفت.
یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که در شرایط قبل از صید و استرس ناشی از حملونقل باعث تغییرات معنیدار در سطوح WBC، Ht، MCV، MCH، MCHC و شمارش افتراقی لکوسیتها در بین تیمارهای مختلف آزمایشی میگردد (۰۵/۰p<). درحالیکه اختلاف معنیداری در مقدارRBC و Hb نداشت (۰۵/۰p>).
نتیجهگیری: درمجموع، این نتایج نشان داد که استفاده از باسیلوس های پروبیوتیکی در جیره غذایی بچه ماهیان کپور معمولی تأثیرات مثبتی بر پارامترهای خونشناختی آنها در شرایط قبل و بعد از حملونقلهای طولانیمدت دارد و در صورت استفاده در جیره غذایی میتواند جایگزین مناسبی بجای نمک باشد.
محمد کاظم میرزاخانی، عبدالمحمد عابدیانکناری، علی معتمدزادگان،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: قابلیت هضم ظاهری پروتئین و اسیدهای آمینه ده نوع ماده غذایی گیاهی و جانوری به عنوان منابع اصلی پروتئینی در جیره غذایی تاسماهی سیبری (۲۲± ۲۹۰ گرم) مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: مواد غذایی شامل پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان، پودر ضایعات طیور، پودر خون، پودر پر طیور، کنجاله سویا، کنجاله کلزا، گلوتن گندم، گلوتن ذرت و مخمر نانوایی بودند. تیمارهای غذایی عبارت بودند از: جیره غذایی مرجع و ده جیره غذایی آزمایشی (۳۰ درصد ماده غذایی مورد نظر + ۷۰ درصد جیره غذایی مرجع). از اکسید کروم به عنوان نشانگر غیر قابل هضم در جیره های غذایی استفاده شد. تعداد ۱۶۵ قطعه تاسماهی سیبری در ۳۳ مخزن ۵۰۰ لیتری ذخیره سازی و با جیره های غذایی تغذیه شدند (۳ تکرار برای هر تیمار).
یافته ها: بیشترین و کمترین میزان قابلیت هضم پروتئین به ترتیب در پودر ماهی (۸۷/۹۲ درصد) و پودر پر طیور (۹۶/۵۹ درصد) مشاهده شد. همچنین، بالاترین میزان قابلیت هضم اسیدهای آمینه در پودر ماهی (۹/۹۰ و ۱۳/۸۸ درصد به ترتیب برای مجموع اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری) اندازه گیری شد. کمترین میزان قابلیت هضم مجموع اسیدهای آمینه ضروری در کنجاله کلزا (۵/۶۵ درصد) و اسیدهای آمینه غیر ضروری در پودر پر طیور (۶۸/۶۰ درصد) دیده شد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج ، پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان، پودر ضایعات طیور، گلوتن ذرت و گلوتن گندم با قابلیت هضم بالای هفتاد درصد پروتئین و مجموع اسیدهای آمینه، به عنوان مواد غذایی با درصد هضم بالا برای تاسماهی سیبری مشخص گردیدند.
محمود محسنی، سلطنت نجار لشگری، کادوسا موذن زاده، راحله اسماعیل نیا،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
این مطالعه به منظور ارزیابی اثرات سطوح مختلف کولین کلراید جیره غذایی(۰، ۲۵۰، ۵۰۰، ۷۵۰، ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ میلیگرم در هر کیلوگرم غذا)برعملکرد رشد، ترکیب لاشه و برخی پارامترهای خون و سرم شناسی ماهی آزاددریای خزر طراحی و اجرا گردید.تعداد ۲۷۰ قطعه ماهی با وزن متوسط۳۸/۰±۸۲/۸ گرم در۱۸ وان فایبرگلاس۲۵۰ لیتری با ۳ تکرار در هر تیمار با یکی از ۶ جیره آزمایشی به مدت ۱۰ هفته تغذیه شدند. وزن نهایی، شاخص نرخ رشد ویژه، نسبت بازده پروتئین ماهیان تغذیه شده با جیره محتوی سطوح مناسب کولین (۷۵۰ تا ۱۰۰۰ میلیگرم کولین در کیلوگرم)، بطور معناداری از ماهیان تغذیه شده با جیره شاهد و جیره Cho۲۵۰ بالاتر بود. ضریب تبدیل غذایی ماهیان تغذیه شده با تیمارهای Cho۷۵۰ و Cho۱۰۰۰ بطور معناداری نسبت به ماهیان تغذیه شده با تیمار شاهد پایئنتر بود.میتوان اذعان نمود،ماهی آزاد نمیتواند نیازهای فیزیولوژیک کولین خود را با بیوسنتز کولین ازکبد و یا متیونین اضافه تأمین کند.با افزایش کولین در جیره غذایی،میزان پروتئین و چربی لاشه به طور معناداری افزایش ولی رطوبت لاشه کاهش یافت. همچنین مقادیر متوسط چربی کبد ماهیان تغذیه شده با تیمار شاهد و تیمار Cho۲۵۰ بطور معناداری نسبت سایر تیمارها کمتر بود.نتایج بیانگر همبستگی منفی بین افزایش سطح کولین کلراید در جیره و میزان فعالیت آنزیمهای کبدی خون بود. با توجه به نتایج مطالعه حاضر میتوان اذعان نمود حد مناسب کولین کلراید در ماهی آزاد پرورشی دریای خزر، به میزان ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ میلیگرم در کیلوگرم در جیره به منظور دستیابی به حداکثر رشد، ترکیب بهینه لاشه و سیستم ایمنی می باشد
محسن بیدی، سعید مشکینی، کاووس نظری،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: هدف این مطالعه بررسی تاثیر دانهای غذایی دارای Spirulina platensis بر برخی شاخصهای فیزیولوژیک کپور علفخوار بود.
مواد و روشها: تعداد ۴۵۰ کپور علفخوار (۵/۰±۱۰ گرم) در شش تیمار (سه تکرار) تقسیم شدند و هشت هفته با دانهای دارای ۰، ۵/۰، ۱، ۲ و ۴% پودر اسپیرولینا در مقایسه با غذای علوفهای (شاهد) تغذیه شدند. در آغاز و پایان آزمایش، شاخصهای رشد و تغذیه، ترکیب گوشت، شاخصهای خونشناسی، ایمنیشناسی و میزان کاروتنوئید ماهیان اندازهگیری شد. میانگینها با آنالیز واریانس یکطرفه (One-Way ANOVA) و تست Tukey مقایسه شدند (۰۵/۰ ≥ p).
یافتهها: بهترین شاخصهای طول کل، وزن، ضریب تبدیل غذایی، نرخ رشد ویژه، درصد افزایش وزن بدن، کارایی تغذیهای، ضریب رشد روزانه و مصرف غذای روزانه در تیمار ۴% اسپیرولینا مشاهده شد که با شاهد تفاوت معنیدار (۰۵/۰p˂) داشت. درصد چربی گوشت ماهیان تیمار ۴% اسپیرولینا با شاهد تفاوت معنیدار (۰۵/۰p˂) داشت. تعداد گلبولهای قرمز تیمار ۱% اسپیرولینا با شاهد تفاوت معنیدار داشت. بیشترین درصد هماتوکریت و هموگلوبین در تیمار ۱% اسپیرولینا و بیشترین تعداد گلبولهای سفید و ائوزینوفیلها در تیمار ۴% اسپیرولینا بود که با شاهد تفاوت معنیدار (۰۵/۰p˂) داشتند. درصد لنفوسیتها در تیمارهای دارای جلبک بهطور معنیداری (۰۵/۰p˂) نسبت به تیمارهای فاقد جلبک بیشتر بود. بیشترین فعالیت لیزوزیم، باکتریکشی و فعالیت آنتیتریپسین سرم در تیمار ۴% اسپیرولینا با گروه شاهد تفاوت معنیدار داشت (۰۵/۰p˂). کارتنوئید گوشت ماهیان تفاوت معنیداری بین تیمارها نشان نداد.
نتیجهگیری: دانهای غذایی ۴% اسپیرولینا برای بهبود شاخصهای رشد و تغذیه، خونشناسی و ایمنیشناسی کپور علفخوار پیشنهاد میشود.
بتول ادهمی، عبدالصمد کرامت، حسین اورجی، محمد کاظمی فرد، سلیمان محجوب،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
در مطالعه حاضر تاثیر سطوح مختلف لیزوفسفولیپید (لیزو) بر رشد، فراسنجههای خونی، فعالیت آنزیمهای کبدی و لیزوزیم قزلآلای رنگینکمان تغذیهشده با جیرههای حاوی پودر چربی مورد بررسی قرار گرفت. جیرههای آزمایشی شامل ۴ سطح صفر، ۳، ۶ و ۹ گرم بر کیلوگرم لیزو و جیره کنترل (حاوی روغن ماهی) هر یک در سه تکرار بودند. در پایان ۵۶ روز پرورش، اندازهگیری شاخصهای رشد نشاندهنده بهبود درصد افزایش وزن بدن، نرخ رشد ویژه و ضریب تبدیل غذایی در لیزو۹ نسبت به سایر تیمارهای حاوی پودر چربی بود، اگرچه این مقادیر به تیمار شاهد نرسید(P<۰,۰۵) . همچنین، با افزایش سطح لیزو در جیرههای حاوی پودر چربی فاکتور وضعیت بهبود یافت (P<۰,۰۵). طبق نتایج فراسنجههای خونی، بیشترین تعداد گلبول سفید در تیمارهای حاوی پودر چربی مشاهده شد (P<۰,۰۵) ، درحالیکه، گلبول قرمز به طور معنیداری با افزودن ۶ و ۹ گرم لیزو به پودر چربی افزایش یافت (P<۰,۰۵). از طرفی، شاهد و ۹ گرم لیزو توانستند منجر به افزایش معنیداری در درصد هماتوکریت در مقایسه با سایر تیمارها شوند (P<۰,۰۵). طبق نتایج آنزیمی مقدار لیزوزیم به طور معنیداری در سطوح ۰ و ۳ گرم لیزو کاهش یافت (P<۰,۰۵). در مقابل، آنزیمهای کبدی با گنجاندن پودر چربی افزایش یافتند (P<۰,۰۵). اگرچه، ۹ گرم لیزو منجر به کاهش مقادیر مذکور شد (P<۰,۰۵). باتوجه به نتایج حاصله سطح ۹ گرم بر کیلوگرم لیزوفسفولیپید به عنوان مناسبترین سطح مکمل در جیره حاوی ≈۷۰% پودر چربی در قزلآلای رنگینکمان پیشنهاد میگردد.
عباس زمانی، محمد گلی،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
در مطالعه حاضر، تأثیر جایگزینی پودر ماهی با پودر لارو سوسک زرد (Tenebrio molitor) (TM) بر عملکرد رشد و فعالیت آنزیمهای پروتئازی (تریپسین و پروتئاز قلیایی) بچه ماهی کپور گلگون (Cyprinus rubrofuscus) (وزن متوسط: ۱۵/۰± ۹۵/۰) به مدت ۸ هفته بررسی شد. پنج جیره آزمایشی با سطوح جایگزینی صفر (جیره شاهد)، ۲۵ (D۱)،۵۰ (D۲)، ۷۵ (D۳) و۱۰۰% (D۴) پودر ماهی همسان از نظر پروتئین و انرژی با پودر TM در ۳ تکرار تهیه گردید. بررسی شاخصهای افزایش وزن بدن، نرخ رشد ویژه و شاخص وضعیت نشان داد با افزایش میزان پودر TM تا ۵۰% (جیرههای شاهد، D۱ و D۲) در جیرههای آزمایشی اختلاف معنیداری وجود نداشت ولی در سطوح جایگزینی بالاتر از ۵۰% (D۳ و D۴) کاهش معنیداری در شاخصهای ذکر شده مشاهده گردید (P<۰,۰۵). بالاترین میزان ضریب تبدیل غذایی در جیرههای شاهد و D۱ بود که با سایر تیمارها اختلاف معنیداری نشان داد (P<۰,۰۵). همچنین میزان نرخ بقاء در جیره های آزمایشی ۱۰۰% بود. شاخصهای کارایی مصرف چربی و پروتئین در جیرههای D۱ و D۲ با جیره شاهد تفاوت معنیداری نداشتند. میزان فعالیت آنزیمهای تریپسین و پروتئاز قلیایی در روده بچه ماهیان تغذیه شده با جیره شاهد با جیرههای D۱ و D۲ تفاوت معنیداری نداشت ولی نسبت به جیره های D۳ و D۴ افزایش معنیداری را نشان داد (P<۰,۰۵). براساس نتایج این تحقیق جایگزینی پودر ماهی با پودر TM تا ۵۰% خللی بر شاخص های رشد و فعالیت آنزیمهای پروتئازی وارد نکرده و میتواند قابل انجام باشد.
محمود محسنی، مریم آفتابگرد، محمد حسن زاده صابر، کادوسا مؤذن زاده،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده
هدف این پژوهش، مقایسه اثرات سطوح منابع روی برکیفیت رشد و لاشه و برخی شاخصهای خونی و سرم شناسی بچه فیل ماهی پرورشی (Huso huso Linnaeus, ۱۷۵۸) بود. تعداد ۳۱۵ عدد بچه فیل ماهی (۰,۲۹ ± ۸,۴ گرم) در ۲۱ مخزن فایبرگلاس ۵۰۰ لیتری (۱۵ عدد ماهی در هر مخزن) با هفت جیره آزمایشی شامل یک جیره شاهد و شش جیره غذایی حاوی روی (میلی گرم در کیلوگرم جیره) به دو فرم معدنی (تیمارهای ZnSul۱۵، ZnSul۳۰، ZnSul۶۰) و ارگانیک (تیمارهای ZnMet۱۵، ZnMet۳۰، ZnMet۶۰) با ۳ تکرار درهرتیمار به مدت ۱۲ هفته تغذیه شدند. بهترین مقادیر وزن نهایی و ضریب تبدیل غذایی درتیمارهای ZnMet۱۵ و ZnMet۶۰ مشاهده گردید. گلبولهای قرمز خون، هموگلوبین و هماتوکریت تحت تأثیر افزایش مکمل روی روند افزایشی نشان دادند. افزایش پروتنئین لاشه در تیمار ZnMet۳۰ نسبت به تیمارهای شاهد، ZnSul۱۵ و ZnSul۶۰ معنی دار بود (P≤۰,۰۵). کاهش چربی لاشه در تیمارهای ZnSul۳۰ و ZnSul۶۰ نسبت به سایر تیمارها معنی دار بود (P≤۰,۰۵). کلسترول و تری گلیسیرید سرم درتیمارهای ZnMet نسبت به تیمار شاهد کاهش معنی داری یافت (P≤۰,۰۵). کاهش گلوکز سرم در تیمارهای ZnMet۱۵ و ZnMet۶۰و نیز افزایش لیزوزیم سرم در تیمارهای ZnMet۳۰ و ZnMet۶۰ نسبت به تیمارشاهد معنی دار بود (P≤۰,۰۵). نتایج نشان دادکه اغلب شاخص ها درتیمارهای ZnMet نسبت به سایرتیمارها عملکردبهتری داشتند و به عنوان جیره بهینه برای بچه فیل ماهی پرورشی پیشنهاد می گردند.
یلدا بنی اسماعیلی، آرش اکبرزاده، غلامحسین ریاضی، فرزین عبدالهی، محمد نیرومند،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
در این تحقیق تاثیر پودر و عصاره برگ مورینگا Moringa oleifera بر فاکتورهای همولنف میگوی سفید غربی Litopenaeus vannamei در مواجهه با استرس شوری ارزیابی شد. بعد از ۸ هفته غذادهی با پودر (۲۵، ۵۰ و ۱۰۰g/kg ) و عصاره (۲۵/۰، ۵/۰ و ۰/۱ g/kg) برگ مورینگا و تیمار شاهد بدون مورینگا، کلیه تیمارها تحت استرس شوری کوتاه مدت به میزان ۵ و ۵۵ ppt قرار گرفتند. در شمارش کل و افتراقی هموسیت ها در تیمارهای مختلف در هر سه حالت نرمال و استرس شوری ۵ و ۵۵ ppt اختلاف معنی دار مشاهده شد (p<۰,۰۵). در شرایط عادی و شوری بالا میگوهای تغذیه شده با عصاره برگ مورینگا تعداد هموسیت های بیشتری نسبت به سایر تیمارها داشتند. در شرایط بدون استرس تعداد سلول های سمی گرانولار در تیمارهای پودر و عصاره بیشتر از گروه شاهد بود. در شوری ۵ ppt تیمارهای پودر مورینگا میزان سمی گرانولارهای بیشتری داشتند و در شوری ۵۵ ppt گروه پودر برگ ۱۰۰g/kg و عصاره برگ ۲۵/۰g/kg به ترتیب بالاترین مقدار این سلول ها را داشتند. در مجموع نتایج این تحقیق اثرات مثبت استفاده از پودر و عصاره برگ گیاه مورینگا بر عمکرد سیستم ایمنی و مواجهه با استرس شوری در میگو را نشان داد
مجتبی شیرود نجفی، عبدالمحمد عابدیان کناری،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۲ )
چکیده
در این آزمایش از کنسانتره پروتئینی برنج به میزان صفر، ۲۵، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰ درصد به جای پودر ماهی استفاده شد. بچه ماهیان سفید (میانگین وزن اولیه mg۲۰±۳۵۰) به صورت سه بار در روز به مدت ۶۰ روز تغذیه شدند. بیشترین وزن نهایی(۱۰۲۰ میلی گرم) و افزایش وزن (۶۷۰ میلی گرم) و کمترین FCR (۵/۱) در تیمار ۵۰ درصد جایگزینی مشاهده شد که با بقیه تیمارها اختلاف معناداری داشت (P < ۰/۰۵) . میزان زنده مانی ۱۰۰ درصد و اختلاف معنی داری بین تیمارها وجود نداشت. هیچ گونه تفاوت معنی داری در ترکیب لاشه (رطوبت، پروتئین، لیپید و خاکستر) بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد (P > ۰/۰۵). با افزایش میزان جایگزینی کنسانتره پروتئینی برنج از میزان n-۳ کاسته شده و میزان n-۶ افزایش یافت (۰۵/۰P< ). نسبت n-۳ به n-۶ تا سطح ۲۵ درصد تغییر معنی داری نداشت ولی با افزایش سطح جایگزینی کاهش معنی داری نشان داد. میزان اسید آمینه کل با افزایش سطح کنسانتره تغییر معنی داری در بین تیمارها نداشت. یشترین مقدار اسیدهای آمینه ضروری مربوط به تیمار ۲۵ درصد بود که با تیمارهای شاهد، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰ درصد جایگزینی تفاوت معنی دار داشت. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که از کنسانتره پروتئین برنج می توان به عنوان یک جایگزین برای پودر ماهی تا سطح ۵۰ درصد در جیره بدون تغییر معنی داری در رشد بچه ماهیان سفید استفاده نمود. البته کیفیت اسیدهای چرب لاشه در این سطح حفظ نشد و سطح ۲۵ درصد وضعیت مناسبتری داشته است.
حجت اله علمداری، خدیجه موسوی،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۲ )
چکیده
از فرآیند اکستروژن بهطور گسترده در ساخت خوراک آبزیان استفاده میشود. هدف از این پژوهش بررسی اثرات اکستروژن بر آنالیز بیوشیمیایی، حذف ترکیبات فنولی و قابلیت هضم پروتئین و کربوهیدرات آرد گندم در کپور معمولی بود. آرد گندم در تیمارهای ۱ ، ۲ و ۳ به ترتیب با آب معمولی بهمیزان ۲۵۰ ، ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم آرد به حالت خمیر در آمد و سپس بوسیله اکسترودر تک محوره بهترتیب تحت دمای ۱۲۰ ، ۱۳۵ و ۱۲۰ درجه سانتیگراد اکسترود گردید. تیمار ۴ (شاهد) تحت شرایط تهیه خمیر و سپس اکستروژن قرار نگرفت. اکسترود کردن اثر معنیداری بر مقادیر پروتئین خام و خاکستر آرد گندم نداشت (۰۵/۰<p) اما بهطور معنیدار سبب کاهش محتوای چربی خام، کل ترکیبات فنولی و ترکیبات فنولی غیر تاننی و افزایش قابلیت هضم کربوهیدرات و پروتئین آن شد (۰۵/۰>p). در تیمارهای اکسترود شده تفاوت معنیداری از لحاظ میزان پروتئین خام، چربی خام، خاکستر و ترکیبات فنولی غیر تاننی وجود نداشت اما بهطور معنیدار کمترین مقدار کل ترکیبات فنولی در تیمارهای ۱ و ۲ ثبت گردید. بهطور معنیدار بیشترین قابلیت هضم کربوهیدرات در تیمارهای ۱ و ۲ و بالاترین قابلیت هضم پروتئین در تیمار ۲ بدست آمد. در مجموع تیمار ۲ (دمای ۱۳۵ درجه سانتیگراد و رطوبت ۱۰۰ میلیلیتر آب به ازای هر کیلوگرم آرد) بهعنوان بهترین تیمار جهت اکسترود کردن آرد گندم برای کپور معمولی شناخته شد.
ام البنین سالاری، فلورا محمدی زاده، امیرهوشنگ بحری، علیرضا سالارزاده، مازیار یحیوی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
در مطالعه حاضر اثر گل همیشهبهار و اسپیرولینا، هر کدام به تنهایی و به صورت ترکیب با یکدیگر بر برخی شاخصهای رشد،ایمنی، بقاء و مقدار آستاگزانتین در بافت گورخرماهی مورد بررسی قرار گرفت. تعداد ۱۲۰ عدد گورخر ماهی در قالب ۴ تیمار (سه تکرار در هر تیمار با ۳۰ ماهی در هر تیمار)، به صورت تصادفی در اکواریوم های ۱۰ لیتری توزیع شدند. جیره شاهد بر اساس جیره غذایی پایه بدون افزودنی، جیره تیمار دوم حاوی ۲۵ گرم پودر اسپیرولینا (SP) بر کیلوگرم خوراک پایه، جیره تیمار سوم حاوی ۲۵ گرم بر کیلوگرم پودر گل همیشهبهار (MG) بر خوراک پایه، و جیره تیمار چهارم نیز حاوی ۲۵ گرم بر کیلوگرم پودر گل همیشهبهار (MG) و ۲۵گرم اسپیرولینا (SP+MG) بر کیلوگرم خوراک پایه تهیه شد. در پایان دوره برخی از شاخصهای ایمنی و آستاگزانتین در بافت بررسی گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان دهنده تاثیر معنیدار اسپیرولینا (SP)، پودر گل همیشهبهار (SP+MG) و ترکیب پودر اسپیرولینا و همیشهبهار (SP+MG) بر ایمنی و آستاگزانتین می باشد (۰۵/۰>P). به ترتیب تیمار SP+MG و MG به طورمعنیداری باعث افزایش پروتئین کل، لیزوزیم و آستاگزانتین در بافت ماهی شدند و بیشترین مقدار IgM نیز در تیمار MG مشاهده شد(۰۵/۰>P). هرچند که تفاوت معنیداری در ارتباط با رشد و بقاء مشاهده نگردید.
عباس زمانی، سعید خلجی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی استفاده از پروتئین تکیاخته باکتریایی (IPL۶۸) بهعنوان جایگزین پودر ماهی بر عملکرد رشد، فعالیت آنزیمهای گوارشی (پروتئاز، لیپاز و α-آمیلاز)، جمعیت میکروبی و بافتشناسی روده بچهماهی قزلآلای رنگینکمان (وزن متوسط: ۵۵/۰± ۵۱/۲ گرم) برای مدت ۶ هفته بود. پنج جیره آزمایشی با سطوح جایگزینی صفر (D۱)، ۲۵ (D۲)، ۵۰ (D۳)، ۷۵ (D۴) و۱۰۰ درصد (D۵) پودر ماهی تهیه گردید. بررسی شاخص افزایش وزن بدن، ضریب رشد ویژه، شاخص وضعیت و شاخص کبدی نشان داد در جیره آزمایشی D۳ بطور معنیداری بالاتر از سایر جیرههای غذایی بودند (۰۵/۰P<). ضریب تبدیل غذایی در جیره آزمایشی D۳ و D۵ به ترتیب کمترین و بیشترین مقدار را با یک اختلاف معنیدار نشان داد (۰۵/۰P<). میزان نرخ بقاء در جیرههای آزمایشی ۱۰۰ درصد بود. بیشترین میزان فعالیت آنزیمهای پروتئاز، لیپاز و α-آمیلاز در روده ماهیان تغذیه شده با جیره آزمایشی D۳ مشاهده شد که نسبت به جیرههای غذایی D۴ و D۵ اختلاف معنیداری را نشان داد (۰۵/۰>P). بیشترین تعداد کل باکتری و باکتریهای اسید لاکتیک در جیره غذایی D۳ مشاهده شد که با سایر جیرههای غذایی اختلاف معنیداری داشت (۰۵/۰>P ). بیشترین ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در ماهیان تغذیه شده با جیره غذایی D۳ مشاهده شد که با جیرههای D۱، D۲ و D۴ اختلاف معنیداری نداشت ولی با جیره غذایی D۵ اختلاف معنیداری را نشان داد (۰۵/۰>P ). براساس نتایج بدست آمده، جیره غذایی حاوی ۵۰ درصد پروتئین تکیاخته نسبت به سایر جیرهها میتواند برای رشد بچه ماهی قزلآلای رنگین کمان مناسب باشد.
رسول زارع، عبدالمحمد عابدیان کناری،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده
استفاده از پروبیوتیک ها و اسیدهای آلی یک راه ایده آل و جایگزین مناسب برای آنتی بیوتیک ها در آبزی پروری است. در حال حاضر شناخت کافی از عملکرد مجزا و ترکیبی این افزودنی ها در غذای ماهیان خاویاری وجود ندارد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی استفاده از مکمل های اسید لاکتیک و پروبیوتیک (پروتکسین) و ترکیب این دو در تغذیه تاسماهی سیبری (Acipenser baerii) است. از اینرو ۱۶۰ قطعه ماهی سالم با میانگین وزن بدن۳۶/۰ ± ۸۵/۵۴ گرم به طور تصادفی به ۴ گروه آزمایشی در ۳ تکرار تقسیم شدند. ماهیان با چهار جیره غذایی شامل جیره غذایی شاهد یا بدون افزودنی (جیره ۱)، جیره غذایی شاهد همراه با ۲٪ اسید لاکتیک (جیره ۲)، جیره شاهد همراه با ترکیب ۲٪ اسید لاکتیک و ۰۱/۰ ٪ پروتکسین (جیره ۳) و جیره غذایی شاهد همراه با ۰۱/۰ ٪ پروتکسین (جیره ۴) تغذیه شدند. ماهی ها به مدت ۹ هفته و سه بار در روز تا حد سیری تغذیه شدند. در پایان آزمایش، پارامترهای رشد، فیزیولوژی و ایمنی ماهی سنجش شد. نتایج نشان داد اسید لاکتیک به تنهایی و هم در ترکیب با پروتکسین موجب افزایش وزن بدن و ضریب رشد ویژه شد. ضریب تبدیل غذایی در تیمارهایی که اسید لاکتیک بصورت مجزا یا در ترکیب با پروتکسین استفاده شده بود کاهش یافت (۰۵/۰P <). میزان تلفات در تمام تیمارها در طول دوره آزمایش صفر بود. پروتئین لاشه تاسماهی سیبری در تیمارهای تغذیه شده با ترکیب اسید لاکتیک و پروتکسین نسبت به گروه های دیگر بهبود معنی داری داشت. (۰۵/۰P <). افزودن اسید و پروتکسین هم بطور مجزا و هم در ترکیب با هم موجب کاهش چربی لاشه شد (۰۵/۰P <). کمترین pH روده در تیمار تغذیه شده با اسید لاکتیک توام با پروتکسین و بیشترین آن در گروه شاهد مشاهده شد. همچنین، تعداد کل باکتری های اسیدلاکتیک موجود در روده ماهیان تغذیه شده با اسیدلاکتیک به همراه پروتکسین در مقایسه با باقی تیمارها افزایش معنی داری نشان داد (۰۵/۰P <). افزودن توام اسید لاکتیک با پروتکسین فعالیت لیزوزیم و کمپلمان خون ماهی را بطور معناداری افزایش داد (۰۵/۰P <). به طور کلی استفاده مجزا و ترکیبی اسید لاکتیک (۲ درصد) با پروتکسین (۰۱/۰ %) در غذای ماهی سیبری موجب بهبود عملکرد این ماهی گردید.
سید مرتضی حسینی، اسمعیل پقه، عباسعلی آقایی مقدم، بهروز قره وی، ملیکا قلیچ پور،
دوره ۱۴، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف از این مطالعه ارزیابی اثر افزودن کنجاله پنبه دانه همراه با مخمر Saccharomyces cerevisiae سویه PTCC۵۰۵۲ –به شکل غنیشده با آهن یا غنی نشده- بر توجیه اقتصادی تولید، خصوصیات بیوشیمیایی خون، فلور میکروبی و وضعیت هیستوپاتولوژیک روده در قزلآلای رنگینکمان جوان بود. ماهیها با وزن حدود ۳۱ گرم در ۱۶ تانک در قالب چهار تیمار و چهار تکرار توزیع شدند. یک جیره شاهد بدون کنجاله پنبه دانه، یک جیره حاوی ۱۵ درصد کنجاله پنبه دانه و دو جیره حاوی ۱۵ درصد کنجاله پنبه دانه به همراه ۱۰۸ × ۱ cfu/g مخمر یا مخمر غنی شده با آهن به مدت ۸ هفته در اختیار ماهیها قرار گرفتند. نتایج نشان داد احتلاف معنیداری در راندمان تولید ماهی، شاخصهای بیوشیمیایی پلاسما و وضعیت هیستوپاتولوژیک روده بین تیمارها وجود نداشت. قیمت تمام شده خوراک به ازای تولید ماهی در تیمارهای حاوی کنجاله پنبه دانه نسبت به تیمار شاهد به طور معنیداری کاهش یافت و پایینترین قیمت مربوط به تیمار بدون مخمر بود. اختلاف معنیداری در فراوانی میکروبی بین تیمار شاهد و کنجاله پنبه دانه مشاهده نشد ولی افزودن مخمر یا مخمر غنی شده به جیره باعث افزایش تراکم جنس Saccharomyces، کاهش تراکم جنس Aeromonas و Vibrio و کاهش تراکم گونه Yersinia ruckeri در روده ماهی شد. نتایج این تحقیق نشان میدهند که افزودن ۱۵ درصد کنجاله پنبه دانه به جیره غذایی ماهی قزل آلای رنگین کمان میتواند توجیه اقتصادی تولید ماهی را افزایش دهد و افزودن مخمر به این جیره باعث بهبود فلور میکروبی روده ماهی میشود.