سید علی جعفرپور،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده
اثر روشهای پخت بر روی درصد افت پخت، آنالیز حسی ویژگیهای بافت و رنگ فیله قزلآلای رنگینکمان (Oncorhynchus mykiss) بررسی شد. در اینتحقیق روشهای بخارپز کردن (پخت اتوکلاو) در دمای ۱۲۰ درجه سانتیگراد بهمدت ۵ و ۱۰ دقیقه، غوطهوری در روغن داغ با پوشش پودر سوخاری در دمای ۱۸۰ درجه سانتیگراد بهمدت ۲ و ۵ دقیقه و پخت با مایکروویو در توان ۶۰۰ وات به مدت ۲، ۴ و ۶ دقیقه یبهکار گرفته شد.شاخصافت پخت تفاوت معناداری را در روشهای مختلف نشان داد (۰۵/۰>p) که بیشترین افت در روش مایکروویو به مدت ۶ دقیقه بود. در نتایج سنجش رنگ، بیشترین تغییرات در عضله سرخشده به مدت ۵ دقیقه با پودر سوخاری و کمترین تغییرات رنگ نیز در عضله مایکروویو شده به مدت ۲ دقیقه رؤیت شد. بیشترین میزان سفتی بافت مربوط به تیمار سرخشده در ۵ دقیقه بود و نمونه خام کمترین سفتی را داشت. در ارزیابی حسی نمونههای سرخشده از مقبولیت بیشتری برخوردار شد. بر اساس نتایج، از لحاظ مقبولیت حسی روشهای پخت فیله ماهی قزلآلای رنگینکمان بهصورت سرخشده به مدت ۵ دقیقه مناسب میباشد.
محمد حسین پور، ولی اله جعفری، عبدالمجید حاجی مرادلو، عباسعلی زنده بودی،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده
تأثیر یک مکمل پروبیوآنزیمی شامل ۶ نوع آنزیم هضمی و ۴ نوع باکتری پروبیوتیکی در چهار سطح صفر (شاهد)، ۲۵/۰، ۵/۰، و ۱گرم در کیلوگرم جیره میگوی جوان وانامی ودر سه تکرار، باهدف سنجش استفاده همزمان باکتریهای پروبیوتیکی و آنزیمهای هضمی جیره بر فعالیت آنزیمهای گوارشی (روده) بررسی شد. در هر آکواریوم ۱۵ قطعه میگو با میانگین وزنی (۳۹/۰±۰۴/۵) گرم بهطور تصادفی توزیع و به مدت ۳۰ روز تغذیه شدند. نتایج در پایان دوره بیانگر تفاوترشد معنیدار )۰۵/۰(p <میگوی تغذیهشده با ۵/۰گرم مکمل نسبت به سایر تیمارها بود. همچنین، فعالیت آمیلاز و لیپاز بیشتری در تیمار۵/۰گرم مکمل نسبت به سایر گروهها مشاهده شد. از لحاظ فعالیت ویژه پروتئاز، تفاوت معنیداری )۰۵/۰(p < در تیمار ۱گرم مکمل نسبت به سایر تیمارها مشاهده شد. نتایج نشان داد لزوماً با افزایش غلظت باکتریهای پروبیوتیکی و آنزیمهای هضمی مکمل، فعالیت همه آنزیمهای هضمی افزایش نمییابد. بنابر این، پروبیوتیک و آنزیم در غلظتهای معینی دارای تأثیر مثبت بر عملکرد رشد و فعالیت آنزیمهای هضمی میگو میباشد.
مهدی کاظمی، عبدالمحمد عابدیان کناری، رضا ربیعی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: سارگاسوم بووانوم، پلیکلادیا مایریکا و گرسیلاریوپسیس پرسیکا بهدلیل زیتوده قابل توجه در طبیعت و قابلیت تولید انبوه بهصورت پرورش مصنوعی، میتوانند در جیره غذایی آبزیان مورد استفاده قرار گیرند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر ماکروجلبکهای دریایی بر عملکرد رشد و پاسخ ایمنی بچهماهی قزلآلای رنگینکمان بود.
مواد و روشها: پژوهش تجربی حاضر روی ۲۱۰ قطعه بچهماهی قزلآلای رنگینکمان که بهطور تصادفی انتخاب شده و در آزمایشگاه آبزیان دانشکده علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس نور در سال ۱۳۹۴ پرورش داده شدند، اجرا شد. این بچهماهیها در قالب هفت تیمار آزمایشی شامل جیره غذایی بدون ماکروجلبک دریایی (شاهد) و با جایگزینی سطوح متفاوت ۵% و ۱۰% پودر ماکروجلبکهای دریایی بهجای آرد گندم قرار گرفتند. برای آنالیز اقلام غذایی از نرمافزار Lindo ۵.۳ و برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS ۲۰ استفاده شد.
یافتهها: کمترین افزایش وزن، کمترین ضریب رشد، کمترین شاخص کارآیی پروتئین و بالاترین میزان ضریب تبدیل غذایی مربوط به تیمار حاوی ۱۰% پودر سارگاسوم بووانوم بود و تفاوت معنیداری با سایر تیمارها داشت. شاخص وضعیت (CF) در تیمار شاهد در بالاترین مقدار قرار داشت و بین تیمارها تفاوت معنیداری مشاهده نشد. در بازماندگی تیمارهای مختلف تفاوت معنیداری مشاهده نشد. بیشترین میزان فعالیت لیزوزیم سرم مربوط به تیمار حاوی ۵% پودر گرسیلاریوپسیس پرسیکا بود و بیشترین میزان فعالیت همولیتیک کمپلمان سرم مربوط به تیمار حاوی ۵% سارگاسوم بووانوم بود.
نتیجهگیری: ماکروجلبکهای دریایی گرسیلاریوپسیس پرسیکا، سارگاسوم بووانوم و پلیکلادیا مایریکا بر بهبود عملکرد رشد بچهماهی قزلآلای رنگینکمان تاثیر ندارند، ولی گرسیلاریوپسیس پرسیکا و سارگاسوم بووانوم بر پاسخ ایمنی آنها تاثیرگذار هستند.
مهدی نادری جلودار، ابوالقاسم روحی، مجید ابراهیم زاده،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: سسماهیان بزرگسر در معرض خطر انقراض قرار دارند که هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ حفاظتی دارای اهمیت هستند. درباره ماهیان سد شهیدرجایی ساری و رودخانه تجن مطالعات بسیار کمی صورت گرفته است. جمعیت قابل توجهی از سسماهی بزرگسر در سد و بالادست آن حضور دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای رشد و استراتژی تغذیهای سسماهی بزرگسر در مخزن پشت سد شهیدرجایی ساری انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش تجربی، روی ۱۸۰ قطعه سسماهی بزرگسر موجود در سد شهیدرجایی ساری طی چهار فصل سالهای ۹۴-۱۳۹۳ اجرا شد. نمونهها در فرمالین ۱۰% تثبیت شدند و فاکتورهای زیستی و تغذیهای مرتبط با رشدونمو مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل دادهها با نرمافزارهای SYSTAT ۹ و Excel ۲۰۰۳ صورت گرفت.
یافتهها: نسبت جنسی نر به ماده ۱/۱۴ به ۱ بود. الگوی رشد این گونه آلومتریک منفی بود (×L۲.۸۸۸۰۱۵/۰=w؛ ۲/۸۸۸=b). در جنس نر آلومتریک مثبت و در جنس ماده نیز آلومتریک منفی بود. میانگین طول و وزن جنس نر و ماده اختلاف معنیداری داشت (۰/۰۵>p) و رابطه بین طول و وزن در ماهیان تصاعدی بود. این گونه با آهنگ رشد ۰/۱ به حداکثر طول پیشبینیشده نزدیک میشود که حداکثر طول تخمینی برای ماهی ۱۳۸/۶سانتیمتر به دست آمد. شاخص رفتار تغذیهای برای گروههای سنی زیر ۴ سال، رژیم غذایی علفخواری (۰/۱±۲/۴=RLG) را نشان داد و بعد از بلوغ به سمت رژیم غذایی همهچیزخواری متمایل شد (۰/۶±۱/۲=RLG).
نتیجهگیری: الگوی رشد گونه سسماهی بزرگسر آلومتریک منفی است و در تمامی فصول از رژیم غذایی همهچیزخواری برخوردار است.
مینا اسمعیلی خاریکی، مسعود رضایی، صابر خدابنده، علی معتمدزادگان،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: ماهی هوور مسقطی بالاترین صید جهانی تونماهیان را دارد. سر ماهی حاوی حدود ۶۴% پروتئین است. بسیاری از پروتئینهای هیدرولیزشده و پپتیدهای حاصل از منابع مختلف دریایی قدرت آنتیاکسیدانی بالایی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی فعالیت آنتیاکسیدانی پروتئین هیدرولیزشده سر ماهی هوور مسقطی بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر، ۳۰ قطعه سر ماهی هوور مسقطی تهیه شد. ابتدا درصد ترکیبات مختلف (پروتئین، چربی، خاکستر و رطوبت) در ماده اولیه ارزیابی شد و سپس توسط آنزیم آلکالاز، فرآیند هیدرولیز انجام گرفت و درجه هیدرولیز پروتئین هیدرولیزشده در زمانهای مختلف ارزیابی شد. فعالیت آنتیاکسیدانی مخلوط پروتئین هیدرولیزشده با روشهای فعالیت حذف رادیکال DPPH، قدرت احیای آهن و فعالیت مهارکنندگی رادیکال ABTS مورد سنجش قرار گرفت. برای تحلیل دادهها از آزمونهای آماری استنباطی استفاده شد.
یافتهها: بخش عمده سر ماهی حاوی پروتئین بود و خاکستر بالایی داشت. درجه هیدرولیز با افزایش زمان افزایش یافت و بین زمانهای ۱۵، ۶۰ و ۱۲۰دقیقه معنیدار بود (۰/۰۵p<)، اما در ۱۲۰ و ۲۴۰دقیقه معنیدار نبود (۰/۰۵<p). فعالیت مهارکنندگی رادیکال DPPH با افزایش زمان هیدرولیز افزایش یافت و در تمامی نمونههای حاصل از زمانهای مختلف اختلاف معنیداری مشاهده شد (۰/۰۵p<). با افزایش مدتزمان هیدرولیز، قدرت کاهندگی آهن نمونههای پروتئین هیدرولیزشده افزایش یافت که بالاترین مقدار در ۲۴۰دقیقه بود. نمونههای حاصل از زمانهای مختلف، تفاوت معنیداری در قدرت کاهندگی آهن داشتند (۰/۰۵p<). با افزایش غلظت پروتئین هیدرولیزشده، فعالیت مهارکنندگی افزایش یافت (۰/۰۵p<).
نتیجهگیری: پروتئین هیدرولیزشده سر ماهی هوور مسقطی فعالیت آنتیاکسیدانی بالایی دارد و میتواند در فرآوردههای غذایی بهمنظور افزایش پایداری اکسیداسیونی به کار رود.
عباس زمانی، ابوذر معافی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: افزایش مصرف آبزیان، توسعه صنعت آبزیپروری و نیاز به تولید خوراک آبزیان، دسترسی به روغن ماهی را در آینده نامعلوم میسازد. هدف پژوهش بررسی تاثیر جایگزینی روغن ماهی جیره غذایی با روغن هسته انگور بر شاخصهای رشد و فعالیت آنزیمهای پپسین و تریپسین ماهیان قزلآلای رنگینکمان بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر روی ۴۵۰ قطعه ماهی قزلآلای رنگینکمان طی یک دوره ۶۰ روزه انجام شد. در این مطالعه از جیره شاهد (A) حاوی ۱۰۰% روغن ماهی و جیرههای حاوی ۲۵% (B)، ۵۰% (C)، ۷۵% (D) و ۱۰۰% (E) روغن هسته انگور بهجای روغن ماهی استفاده شد. دادهها با نرمافزار Graph Pad Prism و SPSS ۲۰ از طریق آزمون واریانس یکطرفه تحلیل شدند.
یافتهها: بیشترین وزن نهایی و افزایش وزن در جیره C و کمترین آنها در D بود که اختلاف معنیداری داشتند. اختلاف معنیداری در نرخ رشد ویژه و کارآیی پروتئین جیرهها وجود نداشت. بیشترین ضریب تبدیل غذایی در جیره E و کمترین آن در C با اختلاف معنیداری مشاهده شد. بیشترین کارآیی چربی در جیره C بود. بیشترین کارآیی غذا در جیرههای C و D و کمترین آن در E بود و جیرهها اختلاف معنیداری نداشتند. بیشترین فعالیت آنزیم پپسین و تریپسین در ضمایم پیلوریک در جیره C و در روده در C و D مشاهده شد. میزان بهینه جایگزینی روغن ماهی بهوسیله روغن هسته انگور ۵۰% (جیره C) برآورد شد.
نتیجهگیری: جیره غذایی ۵۰% روغن ماهی و ۵۰% روغن هسته انگور بر بهبود شاخصهای رشد و فعالیت آنزیمهای پپسین و تریپسین ماهیان قزلآلای رنگینکمان موثر است.
اسماعیل عبداله زاده، سید مهدی اجاق، هدایت حسینی، عزت الله قائمی، غلامرضا ایراجیان،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: اسانسهای گیاهی، کمپلکسی از ترکیبات فرار بهدستآمده از بخشهای مختلف گیاهان هستند. اسانس دارچین (Cinnamomum zeylanicum) بهعنوان منبع مناسب برای ترکیبات ضدباکتریایی شناخته شده است. هدف مطالعه حاضر بررسی فعالیت ضدباکتریایی اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی علیه دو سویه لیستریا مونوسیتوژنز بود.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، دو سویه باکتری لیستریا مونوسیتوژنز (سویه استاندارد و سویه جداسازیشده از ماهی) مورد استفاده قرار گرفت. فعالیت ضدمیکروبی اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی با روش چاهک ارزیابی شد. همچنین حداقل غلظت بازدارندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MBC) اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی با استفاده از روش ماکرودایلوشن تعیین شد. علاوه بر این، خصوصیات ضدباکتریایی اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی در یک محیط مایع بررسی شد. دادهها بهکمک نرمافزارSPSS ۱۹ و توسط آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند.
یافتهها: میزان MIC و MBC اسانس دارچین بهترتیب ۱۶ و بیش از ۶۴میکرولیتربرمیلیلیتر گزارش شد. همچنین مقادیر MIC و MBC برای نانوذرات اکسید روی بهترتیب ۱۲/۵ و ۲۵میلیگرمبرمیلیلیتر محاسبه شد. با افزایش غلظت نانومواد و اسانس، جمعیت باکتریها کاهش یافت (۰/۰۵>p) و در خلال دوره نگهداری در دمای سرد اختلافات قابل توجهی بین دو سویه مشاهده شد.
نتیجهگیری: اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی، اثرات ضدمیکروبی قوی علیه لیستریا مونوسیتوژنز دارند، بهطوری که اسانس دارچین روی لیستریا اثر باکتریواستاتیک، اما نانوذرات اکسید روی اثر باکتریوسایدی نشان میدهند.
آذین صفار شرق، اسحق زکیپور رحیم آبادی، ابراهیم علیزاده دوغیکلایی، فرزاد غیبی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: خصوصیات عملکردی پروتئین استخراجی به روش حلالیت و ترسیب ایزوالکتریک، تحت تاثیر فاکتورهای مختلفی از جمله استفاده از اسید یا باز هنگام استخراج پروتئین قرار دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی خصوصیات عملکردی پروتئین استخراجشده از ماهی کاراس معمولی (Carassius carassius) با روش حلالیت و ترسیب ایزوالکتریک اسیدی و بازی بود.
مواد و روشها: پژوهش تجربی حاضر روی ۵۶ قطعه ماهی کاراس معمولی شهر بندر ترکمن انجام شد. گوشت چرخشده ماهیها بهطور تصادفی به دو گروه همگن برای اعمال روش ISP اسیدی و بازی تقسیم شد. پروتئین از گوشت چرخشده بازیافت و خصوصیات عملکردی آن بررسی شد. تجزیه و تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS ۲۱، از طریق آزمون Tدومتغیره صورت گرفت.
یافتهها: پروتئین استخراجشده از گوشت ماهی کاراس معمولی در تیمارهای اسیدی و بازی اختلاف معنیداری داشتند (۰/۰۵>p). در نگهداری آب بین دو تیمار تفاوت معنیداری مشاهده نشد (۰/۰۵p>). ظرفیت امولسیونکنندگی پروتئین استخراجشده در تیمار بازی بهطور معنیداری بالاتر از تیمار اسیدی بود (۰/۰۵>p). شاخص پایداری امولسیون در تیمار بازی، مقادیر بالاتری در مقایسه با تیمار اسیدی داشت. تمامی نمونهها شاخص رفتار جریان (n) کمتر از یک داشتند که نشان داد این نمونهها رفتار سودوپلاستیک دارند.
نتیجهگیری: پروتئین استخراجشده از گوشت ماهی کاراس معمولی در تیمار اسیدی بیشتر است، ولی تیمار بازی خصوصیات عملکردی بهتری دارد. تیمار بازی، ظرفیت امولسیونی بالاتری نسبت به تیمار اسیدی تشکیل میدهد و شاخص پایداری تیمار بازی بالاست. محلولهای پروتئینی و امولسیونهای تهیهشده اسیدی و بازی، خصوصیت سودوپلاستیک دارند. میزان ویسکوزیته مواد غذایی در تیمار اسیدی نسبت به تیمار بازی بیشتر است.
سمیرا جدی، سید علی جعفرپور، سکینه یگانه، محمود ناصری،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: در راستای افزایش مصرف تازهخوری فرآوردههای شیلاتی، هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای بافتی و رنگ فیله ماهی قزلآلای رنگینکمان با پوشش خوراکی کیتوزان حاوی اسانس مرزنجوش در طول دوره نگهداری در یخچال بود.
مواد و روشها: پژوهش تجربی حاضر بهصورت آزمایش فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی انجام شد. سه تیمار فیلههای ماهی بدون پوشش، با محلول ۲% کیتوزان و محلول ۲% کیتوزان+۰/۵% اسانس مرزنجوش آماده و برای هر تیمار سه تکرار، آزمایش شدند. پس از شکلگیری پوشش در روزهای صفر، ۷، ۱۴، ۲۱، ویژگیهای بافتی و رنگی ارزیابی شدند. تحلیل دادهها با آنالیز واریانس دوطرفه، آزمون چنددامنهای دانکن و نرمافزار SPSS ۲۲ انجام شد.
یافتهها: آنالیز تقریبی رطوبت، خاکستر، پروتئین و چربی کل بین روز صفر و ۲۱ نگهداری در دمای یخچال تفاوت معنیداری نشان نداد. میزان باکتریهای سرماگرا در طول دوره نگهداری افزایش یافت و در تیمارهای مختلف تفاوت معنیدار داشت (۰/۰۵>p). شمارش میزان اولیه باکتریها در روز صفر بین فیله شاهد و فیلههای تیمارشده تفاوت معنیداری نشان نداد (۰/۰۵p>) ولی باگذشت زمان این تفاوت معنیدار شد (۰/۰۵p>). فیلههای تیمارشده با کیتوزان و اسانس منجر به حفظ حالت کشسانی بهتر و در نتیجه کیفیت بهتر بافت فیله در مقایسه با شاهد شدند. بهکاربردن ۲% کیتوزان موجب حفظ این شاخصها در فیله بدون تغییر محسوس نسبت به شاهد شد (۰/۰۵p>).
نتیجهگیری: پوششدهی فیله قزلآلای رنگیکمان با اسانس مرزنجوش موجب افزایش خواص ضدمیکروبی و ضداکسیداسیونی آن میشود و بهطور معنیداری کیفیت شاخصهای رنگ و بافت فیله این ماهی را در طول نگهداری در یخچال حفظ میکند.
علی طاهری، اسحاق ابراهیمزاده الهآباد، میر مهدی زاهدی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: بهدلیل مصرف بالای ماهی کوتر نیاز است تا پروفیل اسیدآمینههای آن تهیه شود. هدف پژوهش حاضر تجزیه تقریبی و محتوای اسیدآمینه ماهی کوتر ساده و دمزرد دریای عمان در پاییز و بهار بود.
مواد و روشها: پژوهش تجربی حاضر روی کوترماهیان ساده و دمزرد دریای عمان در فصل پاییز و بهار اجرا شد. ماهیان در ترکیب همسانی از نر و ماده در دو گروه، با ۳ دسته ۷تایی از ماهیان قرار داشتند. تجزیه اسیدآمینه کل با دستگاه کروماتوگرافی مایع صورت گرفت. دادهها با نرمافزار GRAPHPAD-PRISM ۵ و آزمون T غیرجفتی تحلیل شد.
یافتهها: در دو گونه، رطوبت در فصل پاییز بالاتر از بهار بود، اما میزان چربی، پروتئین و خاکستر کل در بهار نسبت به پاییز اختلاف معنیداری داشت. در بهار نسبت اسیدآمینههای ضروری به غیرضروری (E/NE) و آروماتیک اختلاف معنیداری در دو گونه نداشت، اما سایر موارد اختلاف معنیداری داشتند. در پاییز نسبت E/NE و اسیدآمینههای اسیدی، اختلاف معنیداری در دو گونه نداشتند. شاخصهای شیمیایی براساس نیاز انسان بالغ، بالاتر از یک بودند. اسیدآمینه لوسین در بازه سنی ۵-۲ سال در هر دو گونه در پاییز و بهار کمبود داشت.
نتیجهگیری: هر دو گونه در فصل پاییز رطوبت بالاتری دارند، اما میزان چربی، پروتئین و خاکستر کل در بهار نسبت به پاییز بیشتر است. بیشترین اسیدآمینه دو گونه در دو فصل، گلوتامیکاسید و آسپارتیکاسید است. هیچ کمبودی در نیاز انسان بالغ برای اسیدآمینه ضروری موجود در دو گونه در دو فصل وجود ندارد. براساس نیاز کودکان ۵-۲سال، اسیدآمینه لوسین در هر دو گونه دارای کمبود است.
فریده بخشی، کاوه رحمانی فرح، ابراهیم حسین نجدگرامی، رامین مناف فر، امیر توکمه چی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: سیستم بیوفلوک، استفاده از میکروارگانیزمهایی مانند باکتریهای هتروتروف، جلبکها، زئوپلانکتونهای غذایی و آغازیان است که مواد دفعی آبزیان پرورشی و غذای خوردهنشده در استخرها را تجزیه و مصرف میکنند و بهعنوان یک سیستم مدرن آبزیپروری موجب افزایش بازدهی استخرهای پرورش شده است. هدف این تحقیق، بررسی کیفیت گوشت ماهیان کپور معمولی پرورشیافته در سیستم بیوفلوک طی دوره نگهداری در یخچال (°C۱±۴) بود.
مواد و روشها: در تحقیق تجربی حاضر، ۳۰۰ قطعه بچه ماهی کپور معمولی بهمدت ۹ هفته، با غذای تجاری (شاهد) و سه تیمار آزمایشی، تغذیه شده و سپس شاخصهای کیفی گوشت ماهیان مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS ۲۱ و توسط آزمون چنددامنهای دانکن، آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی انجام شد.
یافتهها: پایینترین کیفیت طعم گوشت ماهی در تیمار ملاس مشاهده شد و با سایر تیمارها اختلاف معنیدار داشت (۰/۰۵<p). در حالی که در سایر پارامترهای حسی گوشت پخته و درصد افت پخت، هیچ گونه اختلاف معنیداری بین تیمارها مشاهده نشد (۰/۰۵<p). تیمار شاهد و تیمار بیوفلوک ملاس بهترتیب کمترین و بیشترین شاخص قرمزی رنگ پوست را داشتند. با افزایش دوره ماندگاری میزان تیوباربیتوریکاسید در تیمار شاهد و در تیمارهای بیوفلوک بهترتیب افزایش و کاهش معنیدار داشت (۰/۰۵>p). مقادیر سولفیدریل و پپتیدهای محلول در تریکلرواستیکاسید با گذشت زمان نگهداری ماهیها کاهش یافتند.
نتیجهگیری: سیستم بیوفلوک در کیفیت گوشت ماهیان کپور معمولی پرورشیافته در طی دوره نگهداری در یخچال تاثیر مثبت دارد و دوره ماندگاری آن را افزایش میدهد.
مازیار یحیوی، لاله پریشانی حیدرپور، عیسی کمالی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: سارم دهانبزرگ در آبهای خلیجفارس حضور دارد و جزء ترکیب صید کشورهای حاشیه خلیجفارس است. عادتهای غذایی ماهیان در درک زنجیرههای غذایی بین آنها مهم است. هدف پژوهش حاضر بررسی رژیم غذایی ماهی سارم دهانبزرگ در آبهای ساحلی استان هرمزگان بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر ۴۲۲ عدد ماهی سارم دهانبزرگ از آبهای ساحلی بندرعباس جمعآوری شد. طول کل و طول چنگالی محاسبه شدند. وزن با ترازوی دیجیتال اندازهگیری و در برگه مخصوص نمونهبرداری ثبت شد. جداول و نمودار با نرمافزار Excel ۲۰۰۷ رسم، تجزیه و تحلیل دادهها با آزمونهای T پائولی، ضریب همبستگی پیرسون و نرمافزار SPSS ۲۰ صورت گرفت.
یافتهها: کمترین طول چنگالی ۱۸سانتیمتر، بیشترین طول چنگالی ۸۶سانتیمتر و میانگین طول چنگالی ۵۴/۲۸۲سانتیمتر بود. با افزایش طول چنگالی، وزن ماهی با مدل نمایی افزایش یافت (۰/۰۱۵۱=r؛ ۰/۰۵p<). طول و وزن ماهی، همبستگی بالایی نشان دادند (۰/۹۸r=؛ ۰/۰۵p<). بالاترین میزان شاخص معدی- بدنی در آبان و کمترین میزان آن در خرداد بود. شاخص خالیبودن معده ۶۲/۳۲ بهدست آمد. ترجیح غذایی ماهیان، سختپوستان و نرمتنان بودند. ماهی موتو، غذای اصلی این گونه و یالاسبی، ساردین پهلوطلایی، پنجزاریماهیان، شورتماهیان، گربهماهی و گوازیم دمرشتهای، سایر شگماهیان و بزماهی غذای تصادفی محسوب شدند.
نتیجهگیری: این ماهی باتوجه به شاخص خالیبودن معده، بهنسبت کمخور محسوب میشود. ماهیان، سختپوستان و نرمتنان جزء رژیم غذایی و ماهی موتو غذای اصلی آن است. سایر گونههای مصرفشده شامل یالاسبی، ساردین پهلوطلایی، پنجزاریماهیان، شورتماهیان، گربهماهی و گوازیم دمرشتهای، سایر شگماهیان و بزماهی از غذاهای تصادفی محسوب میشوند.
محمدمهدی طاعتیکلی، بهاره شعبانپور، سیدمهدی اجاق،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: گام اول در خالصسازی امگا ۳، استحصال روغن است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثر روش پرس مرطوب (WP)، استخراج سرد (CE) و استخراج آنزیمی (EE) بر میزان روغن استحصالی از ضایعات تنماهیان و نیز میزان رطوبت و پارامترهای شیمیایی آنها بود.
مواد و روشها: روشهای استفادهشده در مطالعه تجربی حاضر برای استحصال روغن از مواد خام اولیه، پرس مرطوب، استخراج سرد و استخراج آنزیمی بودند که نرخ بازدهی روشها محاسبه شد. در راستای ارزیابی کیفی نیز مواردی چون میزان رطوبت، ترکیبات فرار، سطوح لیپیدهای خنثی، پروفایل اسیدهای چرب، نرخ اسیدیته و نیز سطوح فلزات جیوه، آرسنیک، کادمیوم و سرب سنجیده شدند. تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS ۲۲ و توسط آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون دانکن انجام شد.
یافتهها: میزان روغن استحصالی توسط روش EE به طور معنیداری بالاتر از دو روش دیگر بود (۰/۰۵<p). میزان رطوبت روغنها اختلاف معنیداری را در سه روش نشان نداد (۰/۰۵>p). سطوح کلسترول در نمونه روغنهای حاصل از روشهای مورد بررسی فاقد اختلاف معنیدار بود. اسیدهای چرب اندازهگیریشده در سه گروه آزمایشی اختلاف معنیداری را در تیمارهای آزمایشی نشان نداند. نرخ اسیدیته در تیمار EE بهطور معنیداری بالاتر از دو تیمار دیگر بود. همچنین میزان فلزات سمی جیوه و آرسنیک در روغنهای استحصالی با روش EE بهطور معنیداری بیش از تیمارهای WP و CE بود. از سوی دیگر، سطوح سرب در تیمارهای آزمایشی اختلاف معنیداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: میتوان روش EE را بهعلت کیفیت روغن حاصله و عدم آسیبرسانی به محیط زیست، روشی مناسب برای استحصال روغن ماهی دانست.
سخی قلیچی، بهاره شعبانپور، پرستو پورعاشوری،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: تخم ماهی ارزش غذایی بالایی داشته و در قاره آسیا، بهعنوان یک محصول جانبی در صنعت فرآوری ماهیان شناخته شده است. هدف پژوهش، بررسی ترکیب تقریبی و آمینواسیدی، قدرت آنتیاکسیدانی، قدرت مهارکنندگی آنزیم مبدل آنژیوتنسین و قدرت ضدباکتریایی پروتئین هیدرولیزشده تخم ماهی کپور معمولی با آنزیم آلکالاز بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر روی تخم ماهی کپور معمولی، پس از لیوفلیزهکردن تخم ماهی، عمل هیدرولیز با استفاده از آلکالاز در چهار زمان ۳۰، ۶۰، ۹۰ و ۱۲۰دقیقه در ۸=pH و دمای C۵۵º انجام شد. میزان چربی، رطوبت، خاکستر و پروتئین براساس روشهای AOAC و ترکیب آمینواسیدی با روش کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا- طیفسنجی جرمی سنجیده شدند. قدرت حذف رادیکال آزاد DPPH، چلاتهکردن یون فلزی، مهارکنندگی آنزیم مبدل آنژیوتنسین و قدرت ضدباکتریایی نمونهها بررسی و دادهها با نرمافزار SPSS ۲۱ از طریق آزمون تحلیل واریانس و آزمون LSD تحلیل شدند.
یافتهها: با افزایش زمان هیدرولیز، مقدار پروتئین، درصد بازیابی پروتئین و میزان خاکستر افزایش یافت، ولی میزان چربی و رطوبت کاهش یافت. فراوانترین آمینواسیدها والین، لایزین، آرژنین و لوسین بودند. قدرت ضداکسیدانی نمونهها با افزایش غلظت افزایش یافت. قدرت حذف رادیکال DPPH در غلظت ۲۰میلیگرم بر میلیلیتر، در همه نمونهها به طور معنیداری بالاتر از محلول BHT بود (۰/۰۵p<). همه نمونههای پروتئین هیدرولیزشده قدرت ضداکسیدانی، مهارکنندگی ACE و ضدباکتریایی داشتند.
نتیجهگیری: پروتئین هیدرولیزشده تخم ماهی کپور معمولی بهدلیل دارابودن درصد بالایی از پروتئین، پپتیدهای زیستفعال و آمینواسیدهای ضروری و غیرضروری، خواص آنتیاکسیدانی، مهارکنندگی آنزیم مبدل آنژیوتنسین و ضدباکتریایی بالایی دارد.
شیما مسعودی اصیل، عبدالمحمد عابدیانکناری، قدرتالله رحیمیمیانجی، گلن ون در کرک،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: اسید آراشیدونیک از اسیدهای چرب ضروری بوده که نقش مهمی در فرآیند تولیدمثل ماهیان از طریق تنظیم عملکرد سیستم درونریز از جمله سنتز هورمونهای استروئیدی دارد. هدف این مطالعه بررسی اثر سطوح مختلف اسید آراشیدونیک جیره بر میزان کلسیم، هورمونهای تیروئیدی و کورتیزول در مراحل زردهسازی و رسیدگی نهایی مولدین مادهماهی گورامی آبی بود.
مواد و روشها: در این تحقیق کاربردی تعداد ۱۵۰ قطعه بچه ماهی گورامی آبی (Trichopodus trichopterus) در میان ۱۵ آکواریوم (۳ آکواریوم در هر تیمار) توزیع و تا رسیدن به بلوغ جنسی به مدت ۵ ماه از جیرههای آزمایشی شامل سطوح مختلف اسید آراشیدونیک (۰/۰۲، ۰/۵۳، ۱/۰۵، ۱/۶، ۲/۱۲% از جیره) تغذیه کردند. پس از رسیدگی جنسی تعداد ۱۲ ماهی ماده از هر تیمار انتخاب و میزان یون کلسیم در پلاسما با روش فتومتری و میزان هورمون کورتیزول در سرم و میزان هورمونهای ترییدوتیرونین (T۳) و تیروکسین (T۴) ذخیرهشده در تخمدان با روش الایزا در دو مرحله زردهسازی و رسیدگی نهایی اندازهگیری شدند. تمامی دادهها پس از تست نرمالبودن با آزمون کولموگروف- اسمیرنوف با استفاده از آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل شده و برای مقایسه معنیداری بین میانگینها از آزمون آماری دانکن در سطح احتمال ۵% استفاده شد. برای محاسبه ارتباط میان سطوح آراشیدونیک جیره و پارامترهای سنجیدهشده از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. کلیه آنالیزها توسط نرمافزار SPSS (نسخه ۲۲) انجام شد.
یافتهها: در مرحله زردهسازی در تیمارهای با سطوح بالای آراشیدونیک میزان یون کلسیم بالاترین مقادیر و هورمون کورتیزول کمترین سطح را داشتند (۰/۰۵p<). میزان هورمون کورتیزول در مرحله رسیدگی نهایی نسبت به مرحله زردهسازی بالاتر بوده و همچنین با افزایش سطوح آراشیدونیک روند افزایشی داشت. میزان هورمون T۳ در تخمدان ماهیان در هر دو مرحله زردهسازی و رسیدگی نهایی با افزایش سطوح ARA افزایش معنیداری داشت (۰/۰۵p<). میزان هورمون T۴ در تخمدان ماهیان در مرحله زردهسازی با افزایش سطح ARA ارتباط معنیداری نداشت، در حالی که در مرحله رسیدگی نهایی با افزایش ARA جیره میزان ذخیره این هورمون به طور معنیداری افزایش یافت(۰/۰۵p<).
نتیجهگیری: استفاده از سطوح بالای آراشیدونیک در مرحله مولدسازی میتواند باعث افزایش سطح کلسیم و هورمونهای تیروئیدی و درنتیجه بهبود زردهسازی شود. در مرحله رسیدگی نهایی نیز افزایش آراشیدونیک تا سطح ۱/۶% باعث افزایش سطح کورتیزول میشود.
سعید مشکینی، علیاصغر تهرانی، فرهاد فرهنگپژوه، علیاکبر طافی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: استفاده از محرکهای ایمنی برای پیشگیری از بیماریها و بالابردن مقاومت آبزیان در برابر استرسها روندی صعودی داشته است. هدف پژوهش حاضر بررسی آسیبشناسی بافتی و ایمنیشناسی ماهی قزلآلای رنگینکمان تغذیهشده با لوامیزول بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر ۱۰۰۰ قطعه ماهی قزلآلای رنگینکمان در قالب پنج تیمار با جیرههای حاوی صفر (گروه شاهد)، ۱۰۰، ۲۵۰ ، ۵۰۰ و ۱۰۰۰میلیگرم لوامیزول در هر کیلوگرم غذا بهمدت ۴۵ روز مورد تغذیه قرار گرفتند و بهمدت ۱۵ روز دیگر کلیه تیمارها با غذای فاقد لوامیزول و با تراکم دو برابر حالت معمول پرورشی تغذیه شدند. هر ۱۵ روز، ۳۰ قطعه ماهی از هر تیمار (هر تکرار ۱۰ قطعه ماهی) بهطور تصادفی بیهوش و ایمونوگلوبولین تام سرم و فعالیت لیزوزیم سرم آنها اندازهگیری شد. در پایان دوره تیماری تعداد ۱۵ قطعه ماهی از هر تیمار (هر تکرار ۵ قطعه ماهی) بهطور تصادفی انتخاب و بافتهای آبشش، کلیه و کبد آنها بررسی شد. دادهها با نرمافزار SPSS ۱۵ از طریق آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون دانکن تحلیل شدند.
یافتهها: تیمار تغذیهشده با ۱۰۰۰میلیگرم لوامیزول در روز ۳۰ و ۶۰ بیشترین ایمونوگلوبولین تام سرم را داشت و نسبت به دیگر تیمارها در روزهای ۱۵، ۳۰ و ۶۰ دارای بیشترین مقدار فعالیت لیزوزیم بود. کمترین میزان آسیبهای بافتی در اندامهای آبشش، کلیه و کبد در تیمار ۱۰۰۰میلیگرم لوامیزول مشاهده شد.
نتیجهگیری: ۱۰۰۰میلیگرم لوامیزول در هر کیلوگرم جیره غذایی ماهی قزلآلای رنگینکمان باعث کمترین آسیبدیدگی بافتهای آبشش، کلیه و کبد و همچنین ارتقای ایمونوگلوبولین تام و فعالیت لیزوزیم سرم میشود.
الهام سبزی، حمید محمدیآذرم، امیرپرویز سلاطی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: تلاش برای کاهش ضریب تبدیل غذایی، افزایش سرعت رشد و نیز افزایش مقاومت در برابر بیماریها از مهمترین اهداف تحقیقات مرتبط با ماهی کپور معمولی است. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر سطوح مختلف ال -کارنیتین بر فاکتورهای رشد، ترکیب بدن و برخی فاکتورهای بیوشیمیایی خون ماهی انگشت قد کپور معمولی (Cyprinus carpio) بود.
مواد و روشها: پژوهش تجربی حاضر روی ۹۰ قطعه ماهی بهمدت ۸ هفته انجام گرفت. ماهیان در طرح کاملاً تصادفی به ۹ تانک ۳۰۰لیتری فایبرگلاس در سه تیمار و سه تکرار تقسیم شدند. تیمارها شامل سه سطح (صفر، ۵۰۰ و ۱۰۰۰میلیگرم ال-کارنیتین) بودند و ماهیان سهبار در روز در حد سیری تغذیه شدند. شاخصهای رشد، مورفومتریک و تغذیه و همچنین فاکتورهای خونی سه تیمار مورد مقایسه قرار گرفتند. درصد رطوبت، خاکستر، پروتئین و چربی در جیره غذایی و ترکیب لاشه ماهیان با روش AOAC تعیین و دادهها با نرمافزار SPSS ۱۶ از طریق آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون دانکن تحلیل شدند.
یافتهها: مقادیر مختلف ال- کارنیتین تفاوت معنیداری روی رشد نداشت، اما با افزایش سطح ال- کارنیتین یک روند افزایشی در بهبود ضریب تبدیل غذایی مشاهده شد. پروتئین و چربی لاشه در تیمار ۱۰۰۰میلیگرم بهترتیب افزایش و کاهش یافت که با گروه شاهد تفاوت معنیداری داشت. گلوکز و HDL تیمار ۱۰۰۰میلیگرم، افزایش و مقدار کلسترول و LDL در مقایسه با شاهد کاهش یافت. ال- کارنیتین بر میزان تریگلیسرید و هماتوکریت تاثیر معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: اضافهکردن ۱۰۰۰میلیگرم ال- کارنیتین در جیره غذایی بچهماهیان انگشتقد کپور معمولی در کیفیت لاشه و پارامترهای خونی این ماهی موثر است.
فهیمه توریان، محمد ریحانی، مریم عزیزخانی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: امروزه بخشی از مطالعات علم مواد غذایی به بررسی اثر روشهای پخت بر اکسایش انواع مختلفی از انواع گوشت و استفاده از نگهدارندههای طبیعی با منشأ گیاهی بهجای نگهدارندههای سنتزی پرداختهاند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی پایداری اکسایشی فیله پیشپخته ماهی قزلآلای رنگینکمان تیمارشده با اسانس شوید بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر، فیله ماهی قزلآلای رنگینکمان با اسانس شوید و بوتیلیتدهیدروکسیتولوئن (BHT) هر کدام در سه سطح غلظتی، تیمار و به سه روش سرخکردن، پخت در فر و بخارپز طبخ شدند. نمونههای پختهشده در دمای C۱۸º- بهمدت ۴ ماه نگهداری و در پایان هر ماه آنالیز شدند. از روغن استخراجشده برای اندازهگیری مقدار اسیدچرب آزاد (FFA)، اندیس پراکسید (PV) و تیوباربیتوریکاسید (TBARS) استفاده شد. دادهها با نرمافزار SPSS ۲۰ از طریق آزمون تحلیل واریانس دوطرفه، آزمون تعقیبی توکی، کروسکال- والیس و من- ویتنی یو تحلیل شدند.
یافتهها: میزان تشکیل FFA در همه نمونههای آزمایشی بهویژه فیله پختشده در فر افزایش داشت (۰/۰۵p<). بالاترین مقدار PV برای فیله سرخشده حاوی BHT به دست آمد. بعد از پخت، TBARS در تمام نمونههای پختشده با اسانس کاهش یافت. مقدار FFA، PV و TBARS در همه نمونهها افزایش داشت، اما نمونههای پختشده با اسانس، مقدار FFA، PV و TBARS کمتری نسبت به نمونههای کنترل داشتند.
نتیجهگیری: در ماهی قزلآلای رنگینکمان، اکسیداسیون لیپیدها با فرآیند حرارتی افزایش مییابد، اما اسانس شوید، اکسیداسیون را در طول مدت نگهداری بهصورت منجمد به تعویق میاندازد. نمونههای پختشده با اسانس شوید مقدار اسیدچرب آزاد، اندیس پراکسید و تیوباربیتوریکاسید کمتری نسبت به نمونههای بدون اسانس دارند.
یزدان کیوانی، سمانهالسادات مرتضوی، امیدوار فرهادیان،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: ماهی نازک (regium Chondrostoma) یک گونه بنتوپلاژیک است که در محیط آبهای راکد و جاری با دامنه دمایی °C۲۱-۳ و در قسمتهای میانی و فوقانی رود زندگی میکنند. هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای تولیدمثلی ماهی نازک بود.
مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر، ۳۳۵ قطعه ماهی بهصورت تصادفی صید و پس از بیهوشی و تثبیت، برای زیستسنجی و کالبدشکافی به آزمایشگاه منتقل شدند. دادهها توسط آزمونهای آنالیز واریانس یکطرفه، چنددامنهای دانکن و Tجفتنشده و نرمافزار SPSS ۱۹ تحلیل شدند.
یافتهها: تغییرات طولی و وزنی در ماهیان نر و ماده در همه گروههای سنی بهجزء گروه سنی یک و ۲ساله در مادهها تفاوت معنیداری نشان داد. همبستگی معنیداری بین طول، وزن و سن ماهی با هماوری آنها مشاهده شد (بهترتیب ۷۲۸۴/۰=۲r؛ ۶۸۵۲/۰=۲r؛ ۶۹۲۲/۰=۲r). نرها در گروههای سنی یک تا ۵ سال و مادهها در یک تا ۶ سال قرار داشتند. نسبت جنسی نر به ماده در کل نمونهها ۱:۱/۳ بود. قطر تخمک بهصورت معنیداری در ماههای فروردین تا خرداد افزایش و در ماههای تیر و مرداد کاهش یافت. تغییرات قطر تخمک با شاخص گنادوسوماتیک مطابقت داشت. بیشینه مقدار شاخص گنادوسوماتیک در نر و مادهها بهترتیب در فروردین و خرداد مشاهده شد و با سایر ماهها تفاوت داشت (۰/۰۵>p)، میانگین این شاخص بهطور معنیداری در مادهها بیشتر از نرها بود. شاخص هپاتوسوماتیک در ماههای سال، اختلاف معنیداری نشان داد (۰/۰۵>p). فصل تخمریزی این گونه از اواخر اسفند تا خرداد بود.
نتیجهگیری: فصل تخمریزی ماهی نازک از اواخر اسفند تا خرداد است و الگوی تخمریزی همزمان گروهی دارد.
مریم فلاحیکپورچالی، شورا رهبری، مهدی شمسایی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: هدف تحقیق حاضر بررسی اثر سم دیورون در شرایط آزمایشگاهی بر نرخ رشد جلبک آنابنا فلوس- آکوا (Anabaena flos-aquae) بود تا با محاسبه مقادیر EC۱۰،EC۵۰ و EC۹۰ و حد مجاز این سم برای این جلبک سبز- آبی، سمیت علفکش دیورون بهمنظور کنترل شکوفایی در این فیتوپلانکتون مشخص شود.
مواد و روشها: در این آزمایش تجربی نرخ رشد جلبک سبز- آبی آنابنا فلوس تحت تاثیر علفکش دیورون بررسی شد. این مطالعه طی ۹۶ ساعت در ۶ تیمار ( ۰/۰۰۰۵، ۰/۰۰۹، ۰/۰۱۶، ۰/۰۳، ۰/۰۵۴ و ۰/۰۱ میلیگرم در لیتر) و شاهد و در ۳ تکرار داخل ارلنمایر های ۵۰۰سیسی انجام شد. اندازهگیری نرخ رشد با روشهای سلولی، سنجش کدورت و تعیین میزان کلروفیل a صورت گرفت. سپس مقادیر بهدستآمده از شاخص های EC در ۴ ارلن ۵۰۰سیسی اعمال شد و در دورههای ۲۴ساعته طی ۹۶ ساعت تراکم این جلبک از طریق شمارش سلولی ارزیابی شد. با استفاده از نرمافزار SPSS ۱۷ از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه بهمنظور مقایسه درصد افزایش بین تیمارهای مختلف استفاده شد.
یافتهها: مقادیر EC۱۰،EC۵۰ و EC۹۰ و حد مجاز این سم، براساس میزان کلروفیل a برای جلبک مذکور بهترتیب ۰/۰۰۶، ۰/۰۱، ۰/۰۵ و ۰/۰۰۱میلیگرم بر لیتر تعیین شدند. فراوانی سلولی این جلبک سبز- آبی در حضور غلظت های بهدستآمده از شاخصهای EC اختلافات معنیداری داشت و در مقادیر EC۹۰ بسیار کاهش یافت.
نتیجهگیری: کاربرد دیورون در غلظتهای کنترلی پیشنهادشده، خطر آن را از بابت سمیت و آلودگی سایر اجزای اکوسیستم کاهش میدهد و بیشتر بر این گروه از جلبکها موثر است.