جستجو در مقالات منتشر شده


۱۱ نتیجه برای آدینه


دوره ۶، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده

نیچه فیلسوف آلمانی (سده نوزدهم) از طریق آثار گوته با اندیشه ی حافظ آشنا شده است. حافظ با زاهد ریاکارو ظاهربین سرستیز دارد و نیچه با انسان کوتوله معاصر خود که به همین درد گرفتار است. از این رو این دو متفکر به نقد دو گونه یا تیپ از انسان پرداخته اند. حافظ پیر مغان و جهان عشق را در برابر واعظ و جهان بی عشق طرح کرده و نیچه جهان انسان های کوچک را در برابر انسان های والا به نمایش گذاشته است. زبان حافظ و نیچه در ارایه ی چنین تفکری طنزآمیز، متناقض نما و موجز است. در این مقاله بیش تر تلاش شده است که تاثیر انسان آزاده و منتقد که گاه زندگی کسانی را به نمایش بگذارد که در زندگی دچار بن بست شده اند. اینان با راهنمایی سرانجام انسان آزاده می توانند به سرمنزل مقصود که عشق به جاودانگی است برسند. آن چه که در شعر حافظ و کتاب چنین گفت زرتشت برجستگی معنایی دارد این است که مردم معاصر هر یک از این دو متفکّر، ارزش‌هایی را پذیرفته که به مسخ انسان انجامیده است. در نزد حافظ این ارزش‌ها به ضدّ خود بدل شده و انسان را دچار ریاکاری کرده و در باور نیچه انسان مدرن را به دموکراسی و مدرنیته فروانداخته است.

دوره ۶، شماره ۲۲ - ( تابستان ۱۳۹۲ )
چکیده

دیر زمانی نیست که استقبال فزاینده¬ای را از ادبیات تطبیقی در ایران شاهد هستیم. این استقبال گرچه ممکن است از برخی جهات اتّفاقی فرخنده به شمار آید اما نیک که بنگریم چندان خوشایند نیست. متاسفانه در کشور ما روی¬آوردن به ادبیات تطبیقی بدون درک صحیح مبانی و چارچوب¬های نظری آن این رشته را با بحرانی جدی رو¬به¬رو کرده¬است. بدفهمی¬هایی که واژه «تطبیقی» ایجاد کرده باعث شده است که گاه این رشته صرفاً به عنوان یکی از «دانش¬های تطبیقی» از جمله فلسفه تطبیقی، زبان¬شناسی تطبیقی و... شناخته شود. از سوی دیگر به دلیل ناآشنایی با مکاتب گوناگون این رشته و در نظرگرفتن آن صرفا به عنوان مقایسه دو ادبیات ملی، «پژوهش¬هایی زیر چتر نام ادبیات تطبیقی انجام گرفته که هیچ¬گونه قرابت و سنخیتی با ماهیت آن ندارد» (انوشیروانی ۱۳۸۹:۳۶). نوشتار پیش¬رو به بررسی مقاله «بررسی تطبیقی شعر و اندیشه تی. اس. الیوت و احمد شاملو بر اساس مولفه های مدرنیته» به قلم حسن اکبری بیرق و نرگس سنایی که در شماره ۴ (پیاپی ۱۲) نشریه پژوهش¬های زبان و ادبیات تطبیقی چاپ شده است، می¬پردازد.

دوره ۶، شماره ۲۲ - ( تابستان ۱۳۹۲ )
چکیده

تاریخ گرایی نو به عنوان رویکردی که به ادبیات و تاریخ از منظری نو نگریسته و به رابطۀ متقابل تاریخ و ادبیات توجّه می کند تاکنون مورد استقبال گسترده ای قرار گرفته است، هرچند این استقبال با ابهامات و گاه کج فهمی هایی نسبت به اصول این رویکرد نیز همراه بوده است. از زمان پیدایش این رویکرد در دهۀ هشتاد میلادی تا به امروز برداشت های گوناگون و گاه متناقضی از این رویکرد عرضه شده و به نوعی می توان گفت هرکسی از ظنّ خود یار این رویکرد شده است. بخشی از این برداشت های متناقض به ماهیّت چارچوب گریز این رویکرد و خلاصه نشدن آن در قالب یک روش و اسلوب علمی مشخّص برمی گردد. مشکلات یاد شده که از ماهیّت این رویکرد ناشی می شود به علاوۀ کمبود منابع نظری فارسی، شناخت درست این رویکرد را در کشور ما با دشواری دو چندانی روبه رو ساخته است. با وجود گذشت سه دهه از پیدایش این رویکرد، تنها چند سال است که در ایران شاهد پژوهش های جدّی در این حوزه هستیم. نگاهی به این پژوهش ها، که غالباً کاربردی هستند، ضعف هایی جدّی را آشکار می سازد که از عدم درک صحیح رویکرد ناشی شده است. نوشتار پیش رو ضمن بررسی این ضعف ها، به ارائۀ راهکارهایی در جهت شناخت دقیق تر این رویکرد می پردازد.  
محمد هرسیج، حسین آدینه، رسول ملک نژاد، حجت الله جعفریان، مهدی اسدی،
دوره ۸، شماره ۳ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده

اهداف: در این مطالعه اثر سطوح مختلف استفاده از کرم میل­ورم (Tenebrio molitor L., TM) بر عملکرد رشد و تغذیه، ترکیب بدن و آنزیم های گوارشی ماهی قزل­آلای رنگین کمان Oncorhynchus mykiss بررسی شد. ماهیان (میانگین وزنی ۲۷/۰ ±۵۸/۸  گرم) در قالب طرح کاملاً  تصادفی در ۴ تیمار و هر یک با ۳ تکرار  جایابی شدند.
مواد و روش­ها: ماهی قزل­آلا با سطوح مختلف ۰، ۱۵، ۳۰ و ۶۰ درصد (TM۶۰, TM۳۰, TM۱۵ ,TM۰) جیره غذایی (با احتساب ۵۰% رطوبت) از کرم زنده به مدت ۳۰ روز استفاده نمودند.
یافته­ها: در پایان آزمایش، بین تیمارها در عملکرد رشد و بهره­وری تغذیه تفاوت معنی­دار وجود داشت. نتایج نشان داد که با افزایش سطح رژیم غذایی از ۰ تا ۶۰ درصد پارامترهای رشد و بهره­وری غذایی نیز افزایش یافت. ضریب تبدیل غذایی (FCR) به­طور معنی­داری در ماهیان تغذیه شده با سطوح بالای کرم (TM۶۰) کاهش یافت. تیمارهای تغذیه شده با TM بیشترین مقدار پروتئین و کمترین مقدار چربی در مقایسه با تیمار شاهد داشتند. آنالیز آنزیم­های گوارشی نشان داد که مقادیر آمیلاز، پروتئاز و لیپاز بین تیمار شاهد و سایر تیمارها تفاوت معنی­دار آماری دارد. فعالیت پروتئاز و آمیلاز در ماهیان تغذیه شده TM۶۰ (بترتیب ۰۴/۴± ۳۰/۸۷ و ۱۰/۴۰± ۱۶/۷۱۹) در مقایسه با تیمار TM۰ بیشتر بود.
نتیجه­گیری: نتایج نشان داد که استفاده از ۶۰ درصد کرم زنده (TM۶۰) به جای جیره پایه می­تواند باعث بهبود رشد، ترکیبات لاشه و آنزیم­های گوارشی شود.
فرهمند آخوندنژاد، حجت الله جعفریان، رحمان پاتیمار، حسین آدینه،
دوره ۹، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده

اهداف: هدف از این پژوهش ارزیابی اثرات سه نوع پر­بیوتیک تجاری ای­مکس، سلماناکس و اولترا (هر یک به میزان  ۵/۰، ۱، ۵/۱ گرم بر کیلوگرم در جیره مصرفی) بر معیارهای تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی خون فیل ماهی جوان بود.
مواد و روش­ها: تعداد ۹۰۰ ماهی با میانگین وزنی ۸۹/۰±۵/۲۱ گرم در ۹ تیمار (هر یک با ۳ تکرار) به­مدت ۶۰ روز تغذیه شدند. تیمار شاهد بدون افزودن مکمل بود. ماهیان در ۳ وعده به­میزان ۵ درصد وزن بدن غذادهی شدند. پایان دوره آزمایش، عملکرد رشد و تغذیه مورد سنجش قرار گرفت.
یافته­ها: وزن نهایی در تیمار اواترا ۵/۰ (۷۸/۲۱± ۰۰/۹۰ گرم) در مقایسه با تیمار شاهد (۶۰/۹± ۵۰/۳۷ گرم) به­طور معنی­داری بالاتر بود. بیشترین و کمترین میزان ضریب تبدیل غذایی بترتیب در تیمارهای شاهد و اولترا ۵/۰ بود. نتایج نشان داد که در تیمار پر­بیوتیکی (۵/۰ اولترا) بیشترین میزان نسبت کارایی پروتئین و چربی به­ترتیب (۷۷/۰±۱۹/۲ و ۶/۲±۳۷/۷) و کمترین آن در تیمار شاهد بدست آمد. بطور کلی بهترین تیمار در گروه سلماناکس (دوز ۵/۰)، در گروه ای­مکس (دوز ۵/۱) و در گروه اولترا (دوز ۵/۰) بودند. بعلاوه، بعد از تعیین دوز مناسب، ازماهیان در تیمارهای فوق الذکر خونگیری شد. براساس نتایج پارامترهای بیوشیمیای خون، میزان فعالیت AST، ALP و ALT تفاوت معنی­داری نداشت، بطوریکه بیشترین میزان آن در تیمار شاهد بدست آمد. مقدار پروتئین و کورتیزول در تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی­داری نداشت.
نتیجه­گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از پربیوتیک­ها در جیره غذایی فیل ماهی اثرات مثبت بر عملکرد تغذیه، آنزیم­های کبدی و پارامترهای بیوشیمیایی خون دارد.
نگین امین، سیده آیناز شیرنگی، حدیثه کشیری، حجت الله جعفریان، حسین آدینه،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده

چکیده
به دلیل اهمیت فرایند تنظیم اسمزی در موفقیت رهاسازی بچه ماهیان کلمه دریای خزر (Rutilus caspicus)، حفظ و بازسازی ذخایر آنها، تحقیق حاضر با هدف بررسی توان این ماهیان (با میانگین وزنی ۰۱۸/۰ ± ۴/۱) در تحمل شوری آب دریای خزر به روش­های انتقال مستقیم و تدریجی در دو زمان کوتاه مدت (۲۴ ساعت) و بلندمدت (۲۱ روز) انجام شد. بدین منظور، ۳۶۰ قطعه بچه ماهی کلمه در سه گروه: ۱) افزایش ناگهانی شوری (انتقال مستقیم به آب دریای خزر)، ۲) افزایش تدریجی شوری (اهر ۲۴ ساعت به میزان ppt ۳) و ۳) گروه شاهد (آب شیرین) در ۹ تیمار آزمایشی (هر یک با ۳ تکرار) بطور تصادفی توزیع شدند. به­منظور بررسی تنظیم یونی، میزان اسمولالیته و یونهای Na+، K+ و Cl- در ماهیان مورد سنجش قرار گرفت. برخی از پاسخ­های ایمنی نسبت به افزایش شوری (ایمونوگلوبین کل و فعالیت لیزوزیم) و شاخص­های استرس (کورتیزول و گلوکز) در بدن ماهیان نیز اندازه گیری شد. بر اساس نتایج بدست آمده، ماهیان در هر دو تیمار افزایش شوری درصد بقائ بالایی نشان دادند. تمامی پارامترهای مرتبط با تنظیم یونی پس از افزایش اولیه، در انتهای آزمایش مجددا کاهش یافتند. به علاوه، روند تغییرات میزان کورتیزول و ایمونوگلوبین در تیمارهای مورد آزمایش متضاد هم بود که نشان دهنده کاهش پاسخ استرس و افزایش سیستم ایمنی بدن ماهیان در هر دو روش انتقال شوری است. بنابراین، بچه ماهیان کلمه (۲-۱ گرم) قابلیت انتقال مستقیم به داخل دریای خزر را دارند.
زینب صداقت، حسین آدینه، محمد هرسیج، محمد فرهنگی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده

 فناوری بایوفلاک به­عنوان یک سیستم پرورش برای کاهش اثرات زیست محیطی تولید ماهی در نظر گرفته می­شود. در مطالعه حاضر تاثیر نانوذرات زئولیت بر کیفیت آب، عملکرد رشد، آنزیم­های گوارشی و پاسخ ایمنی ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) پرورش یافته در شرایط بایوفلاک مورد بررسی قرار گرفت. بچه ماهیان (وزن اولیه ۳۶/۰± ۹۹/۷ گرم) در ۴ تیمار تقسیم شدند و  با ۴ سطح از نانوذره زئولیت به­میزان ۰ (شاهد)، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ میلی­گرم در کیلوگرم جیره غذایی در سیستم بایوفلاک (NZ۱، NZ۲ و NZ۳) به­مدت ۶۰ روز تغذیه شدند. نسبت کربن به ازت (۱:۱۵) با استفاده از ساکارز تامین گردید. پارامترهای کیفیت آب مانند ترکیبات نیتروژنی در طول دوره آزمایش اندازه­گیری شد. پایان دوره آزمایش، بالاترین شاخص­های رشد و کمترین ضریب تبدیل غذایی در جیره ۵۰ میلی گرم در کیلوگرم (NZ۱) به دست آمد. فعالیت پروتئاز روده در تیمارهای NZ۱ و NZ۲ به­طور معنی ­داری بیشتر از سایر تیمارها بود، و بیشترین فعالیت لیپاز و آمیلاز مربوط به تیمار NZ۱ بود. جیره­های ۵۰ و ۱۰۰ نانوزئولیت در شرایط بایوفلاک به­طور قابل توجهی فعالیت سیستم ایمنی ماهی را افزایش دادند. مطالعه حاضر نشان می­دهد که مکمل غذایی با ۵۰ و ۱۰۰ میلی­گرم نانوذرات زئولیت در سیستم بایوفلاک به­طور قابل توجهی باعث افزایش عملکرد رشد، آنزیم­های گوارشی و پاسخ ایمنی در ماهی کپور معمولی در مخازن پرورش ماهی می ­شود.
سید حامد معصومی، حسین آدینه، محمد هرسیج، حجت الله جعفریان، حسنا قلی پور کنعانی،
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده

این تحقیق به منظور تعیین اثرات عصاره سیر به عنوان مکمل غذایی بر عملکرد رشد، شاخص­های خونی و کیفیت آب محیط پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) تحت تنش آمونیاک انجام شد. تعداد کل ۱۵۶ قطعه ماهی (میانگین وزن ۶۵/۱ ±۸۹/۱۸ گرم و طول­کل ۵۲/۰ ±۲۷/۱۲ سانتی­متر) در ۱۲ مخزن ۵۰ لیتری به مدت ۶۰ روز (دوره اول: ۵۰ روز تغذیه با سطوح مختلف عصاره سیر) و (دوره دوم: ۱۰ روز تحت تنش آمونیاکی با غلظت ۰۲۴/۰ میلی­گرم در لیتر) پرورش داده شدند. آزمایش شامل افزودن سطوح مختلف عصاره به غذای پایه به ترتیب ۰، ۵/۰، ۱ و ۵/۱ درصد ( به­ترتیب شاهد، ، و ) بود. عملکرد رشد در ماهیان تغذیه شده با مکمل عصاره سیر به­طور معنی­داری بیشتر از شاهد بود. ضریب تبدیل غذایی بین تیمارهای مختلف تفاوت معنی­داری داشت، به­طوری­که در تیمار کمترین و در تیمار شاهد بیشترین مقدار به­دست آمد. غلظت­های پروتئین، ایمونوگلوبولین و کورتیزول به­طور معنی­داری تحت تاثیر سطوح مختلف سیر قرار گرفت. پایان دوره آزمایش، ماهی­ها در یک سیستم بازچرخش بسته آب به­مدت ۲۴ ساعت نگهداری  شدند. نمونه­برداری از آب محیط پرورش هر ۴ ساعت یکبار انجام شد. آمونیاک آب از ساعت ۱۶ تا ۲۴ آزمایش افزایش یافت. در پایان آزمایش (زمان ۲۴) بیشترین میزان آمونیاک در تیمار (۴۳/۰) بدست آمد. افزودن ۱ تا ۵/۱ درصد عصاره سیر باعث بهبود عملکرد رشد و پاسخ ایمنی در ماهی قزل­آلای رنگین­کمان شد درحالی‌که در سیستم بازچرخشی کیفیت آب محیط پرورش در تیمار شاهد وضعیت بهتری داشت.


 


دوره ۲۰، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۵ )
چکیده

در سال‌های اخیر با مشخص‌شدن ناکارآمدی ابزار و شیوه‌های سنتی اداره جوامع شهری، اهمیت الگوهای گذار از حکومت شهری متمرکز و سلسله مراتبی، به حکمروایی خوب، غیرمتمرکز و مردم‌سالار روند فزاینده‌ای به خود گرفته است. رشد، تعدد و تنوع پژوهش‌های علمی منتشر شده در این حوزه نیز یکی از نشانه‌های قابل اتکا برای ضرورت توجه به این مفهوم است. بر این اساس پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش فراتحلیل و با رویکردی بازنگرانه و کالبدشکافانه، به بازخوانی مطالعات علمی حوزه حکمروایی خوب شهری در راستای برجسته‌سازی قوت‌ها و رفع نواقص و ضعف‌های آن مبادرت کرده است. قلمرو پژوهش حاضر، پژوهش‌های تدوین شده در قالب مقالات علمی- پژوهشی و علمی- ترویجی در حوزه حکمروایی خوب شهری در داخل ایران است. نتایج حاصل نشان می‌دهد پژوهش‌های حوزه حکمروایی شهری که با روش‌شناختی توصیفی آغاز شده، اغلب از منظر ماهیت در رده پژوهش‌های توسعه‌ای و کاربردی بوده و همین امر این پژوهش‌ها را به نظریه آزمایی رهنمون کرده، همچنین غلبه روش‌های کیفی و توصیف و تحلیل درصد استفاده از روش‌های استنباطی را در فرآیند تحلیل بالاتر برده است. به‌طور کلی تحولات پژوهش‌های حوزه حکمروایی شهری با روش‌شناختی توصیفی آغاز شده و دوره تحلیل‌های کمی را هرچند به‌صورت محدود در شهرهای بزرگ کشور تجربه کرده است. حال اگر این پژوهش‌ها بخواهد برای شهرها و نظام‌های اداره آن‌ها مفید واقع شده و مشکلات آن‌ها را برطرف کند، هرچند نتایج و پیشنهادات خلاقانه و کاربردی را نیز تاکنون شاهد بوده‌ایم، اما ضروری است در سایه اتکا به نظریه‌ها و اندیشه‌های اجتماعی و فلسفی و الگوهای تبینی و آینده‌نگرانه به رویکردی بوم‌محور روی آورد.
 
 

دوره ۲۱، شماره ۱۵۶ - ( بهمن ۱۴۰۳ )
چکیده

 هدف از پژوهش حاضر ریزپوشانی باکتری‌های استرپتوکوکوس ترموفیلوس و لاکتوباسیلوس بولگاریکوس با روش کمپلکس کواسرواسیون و پوشش‌های کازئینات سدیم و پکتین بود. کازئینات سدیم و پکتین در ۴= pHبا هم جاذبه الکترواستاتیکی داشته و کمپلکس تشکیل میدهند. با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی، مورفولوژی کواسروات‌ها بررسی شد. ویژگی‌های کمپلکس‌های پکتین و کازئینات سدیم توسط آزمون‌های طیـفسـنجی فـروسرخ و اندازه‌گیری اندازه و توزیع ذرات بررسی شد. ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی همچون آب‌اندازی، pH و اسیدیته و ویژگی حسی نیز بررسی گردید. نتایج نشان داد، راندمان ریزپوشانی باکتری‌ها با روش کواسرواسیون  ۶/۶۶درصد بود. اندازه ذرات ۵۶۵/۱ میکرومتر و پتانسیل زتا ۱۶- میلی ولت گزارش شد. تصاویر میکروسکوپ الکترونی، کواسروات‌هایی کروی شکل و بدون سوراخ و چروک در سطح را نشان داد. نتایج طیف‌سنجی مادون قرمز نیز ایجاد برهمکنش‌هـای الکتروسـتاتیک بـین پکتـین و کـازئینات‌سدیم را نشـان داد. همچنین ریزپوشانی باکتری‌ها موجب تغییر معنی داری (p>۰/۰۵) در  ۰/۰۹۱)pH± ۶/۴)و اسیدیته ماست (۰۳/۰±۱/۱) در مقایسه با   pH (۱/۰ ۶±/۴)و اسیدیته ماست (۰۱/۰±۸/۰ )تولید شده با باکتری های آزاد، نشد. آب‌اندازی ماست‌های تولید شده با باکتری‌های ریزپوشانی (۱/۱±۴۰درصد) در مقایسه با ماست های تولید شده با باکتری‌های آزاد (۹/۰ ±  ۴۵درصد) کاهش یافت (p<۰/۰۵). ریزپوشانی باکتری‌ها تاثیر منفی بر ویژگی‌های حسی همچون رنگ، بو و مزه ماست‌های تولید شده نداشت(p>۰/۰۵) ولی تفاوت معنی‌داری در بافت ماست‌های تولید شده با باکتری‌های ریزپوشانی شده در مقایسه با ماست‌های تولید شده با باکتری‌‌های آزاد مشاهده شد (p<۰/۰۵).
 

دوره ۲۴، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۹ )
چکیده

هرچند روستاهای پیرامون کلانشهرها در مسیر توسعه‌ی خود بسیار از رشد و گسترش شهر مرکزی و روابط با آن متأثر هستند، این تأثیر بیشتر به‌شکل افزایش جمعیت و گسترش کالبدی سکونتگاههای روستایی پیرامون شهرها تجلی مییابد و کمتر نشانی از توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی در چارچوب توسعه‌ی پایدار روستایی را با خود دارند. این روستاها معمولاً گرفتار چالشهای متعدد اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیست‌محیطی می‌شوند. در این راستا، یکی از راه‌حل‎های مطرح‌شده برای مقابله با این نابسامانی‎ها، بهره‎گیری از الگوی «رشد هوشمند» است. درواقع، رشد هوشمند استراتژی عاقلانه‎ای برای جهت دادن به پراکندگی به‌سمت پایداری و توسعه‌ی هدفمند است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه‌ی جمعآوری اطلاعات مبتنیبر مطالعات اسنادی و مطالعات میدانی است. هدف مقاله‌ی حاضر، در گام نخست شناسایی و بومی‎سازی زیرمعیارهای رشد هوشمند براساس ماهیت روستاهای کشور و در گام دوم ارزیابی روستاهای پیرامون کلانشهر تهران براساس معیار‎های رشد هوشمند است. بنابراین، با بهره‎گیری ازنظر خبرگان حوزه‌ی مطالعات روستایی، ۷۴ نماگر برای ارزیابی روستاها مشخص شد. نتایج به‌دست‌آمده از آزمون رادار نشان می‎دهد که براساس طیف پرسکات آلن، هیچ‌یک از روستاها در وضعیت رشد هوشمند نیستند و بیشتر در طیف رشد غیرهوشمند و رشد غیرهوشمند بالقوه قرار دارند. همچنین، ازنظر سطح رشد هوشمند، روستاهای موردمطالعه در چهار طبقه تقسیم می‌شوند. روستاهای لالان و امامه بالا در شمال تهران، باغ‌کمش و قلعه‌نو املاک در شرق و کردزار در غرب درمقایسه با سایر روستاها از وضعیت مطلوب‎تری برخوردارند.


صفحه ۱ از ۱