جستجو در مقالات منتشر شده


۲۹ نتیجه برای اجاق

زینب نوری هاشم آباد، سیدحمید حسینی پور، سید مهدی اجاق،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده

 تأثیر عصاره های آنتی اکسیدانی در رابطه با زمان ماندگاری فیله ماهی قزل آلای رنگین کمان طی نگهداری در یخچال (Cº ) بررسی شد. بدین منظور فیله در ۳ تیمار نمک سود در آب نمک ۱۰ درصد، تیمار نمک سود به همراه ۱ درصد عصاره برگ گزنه و تیمار نمک سود به همراه آنتی اکسیدان بوتیله هیدروکسی تولوئن (BHT) در تناوب زمانی ۳ روزه بررسی شد که شاخص های پراکسید (PV)، اسیدهای چرب آزاد (FFA)، اسید تیوباربیتوریک (TBA)، رطوبت، میزان pH و ویژگی های حسی طی ۱۵ روز نگهداری در یخچال ارزیابی شدند. نتایج نشان داد مقادیر TBA و FFA به شکل معناداری (۰۵/۰>p) در تمامی تیمارها افزایش یافت، اگرچه مقادیر پراکسید نیز در تمام تیمارها با گذشت زمان به شکل معناداری (۰۵/۰>p) روند نزولی داشت. نمونه های حاوی آنتی اکسیدان در مقایسه با نمونه شاهد در همه تیمارها به شکل معناداری (۰۵/۰>p) TBA، PV و FFA کم تری داشت. همچنین عصاره متانولی برگ گزنه در سطح ۱ درصد به خوبی توانست شاخص های TBA، PV و FFA را کنترل کرده و جایگزین آنتی­اکسیدان­ سنتزی بوتیله هیدروکسی تولوئن در سطح ۱ درصد شود. با توجه به نتایج حاصل از ارزیابی حسی (رنگ، بو، بافت، طعم و پس طعم) و نبود تفاوت معنادار میان دو آنتی اکسیدان می توان استفاده از هر دو نوع آنتی اکسیدان را در نگهداری فیله ماهی قزل آلای رنگین کمان توصیه کرد. طبق نتایج این تحقیق عصاره برگ گزنه تأثیر بیش تری بر ماندگاری قزل آلای رنگین کمان دارد.
سید مهدی اجاق، زینب نوری هاشم آباد، لیدا قلی پور،
دوره ۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده

فیلم‌ها و پوشش‌های خوراکی لایه نازکی از مواد هستند که هم در سطح و هم بین لایه‌های مختلف ماده غذایی استفاده می‌شوند. بیوپلیمرهایی از قبیل پلی ساکاریدها، پروتئین‌ها، لیپیدها و مخلوط‌های آن‌ها برای تهیه فیلم‌ها و پوشش‌های خوراکی به‌کار می‌روند.با توجه به تقاضای مصرف‌کنندگان برای دسترسی به موادی با کیفیت بالا و نگرانی آن‌ها به‌دلیل مشکلات ناشی از مصرف نگهدارنده‌های مصنوعی و نیز نگرانی‌های زیست محیطی ناشی از تجمع پلیمرهای مصنوعی، ایده استفاده از بیوپلیمرهای زیست تخریب‌پذیر به‌عنوان جایگزینی مناسب برای بسته‌بندی‌های پلاستیکی قوت گرفت. بازدهی و خواص کاربردی فیلم‌ها و پوشش‌های خوراکی مربوط به خواص ذاتی مواد تشکیل‌دهنده فیلم یعنی بیوپلیمرها، نرم‌کننده‌ها و دیگر افزودنی‌هاست. مفیدترین خواص فیلم‌ها و پوشش‌های خوراکی قابلیت خوردن و زیست تخریب‌پذیری آن‌هاست. برخی از خواص فیلم‌ها و پوشش‌های خوراکی از قبیل جلوگیری از انتقال رطوبت و خروج ترکیبات فرار از ماده غذایی، عبوردهی انتخابی گازهای اکسیژن و دی اکسید کربن، به تأخیر انداختن آب‌زداییDewatering  سطح، تغییرات بافتی، مانعی در برابر عبور چربی‌ها و روغن‌ها، افزایش ارزش تغذیه‌ای، جلوگیری از آب چک، رشد میکروب‌ها و تندشدگی لیپیدها، حفظ کیفیت محصولات آبزی و فراورده‌های آن‌ها در مقابل صدمات فیزیکی ناشی از حمل و نقل است و باعث افزایش زمان ماندگاری آن‌ها می‌شوند. برای استفاده صنعتی، لازم است مطالعات علمی بیشتری برای تعیین مکانسیم‌های تشکیل فیلم از بیوپلیمرها برای بهینه‌سازی خواص آن‌ها انجام شود. در مطالعه حاضر ترکیبات زیست تخریب‌پذیر استفاده شده برای پوشش آبزیان و اثرهای آن‌ها در حفظ کیفیت آبزیان و مکانیزم عمل آن‌ها بررسی شده است.
نرگس محمدی، سیسد مهدی اجاق، آریا باباخانی لشکان،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده

پایداری اکسیداتیو روغنها، چربیها و فراوردههای غذایی پرچرب می­تواند تحت تاثیرعوامل مختلفی ماننداکسیژن، نور، حرارت، یون­های فلزی و آنزیم­ها قرارگیرد ودرنهایت فساد اکسیداتیو را در پی داشته باشد. این تحقیق به­ منظور بررسی نقش عصاره­ی بیلهر در پایداری اکسیداتیو روغن ماهی (تحت حرارت مایکروویو) و مقایسه آن با آنتی اکسیدان سنتزیBHTانجام شده است. غلظت­های ppm۲۵۰و ppm ۵۰۰ عصاره­ی بیلهر و ppm ۲۰۰ BHT به روغن ماهی افزوده شدو یکنمونهروغنماهیبدونافزودنآنتی­اکسیدانبهعنوانشاهددرنظرگرفتهشد، سپس در دوره­های زمانی۰، ۳، ۶، ۹ و ۱۲دقیقه پس از قرار گرفتن در مایکروویو از آنها نمونه­برداری شد. شاخص­های اکسیداتیوشیمیایی (پراکسید، اسید­های چرب آزاد و تیوباربیتوریک اسید) مورد بررسی قرار گرفت.با توجه به نتایج، در تمام زمان­های قرارگیری در مایکروویو میزان پراکسید، اسید های چرب آزاد و تیوباربیتوریک اسید تیمارهای حاوی عصاره نسبت به تیمار شاهد کمتر بود اما نسبت به تیمار حاوی BHT بیشتر بود. بین تیمار حاوی ppm۲۵۰ عصاره و تیمار حاوی BHT اختلاف معنی­دار مشاهده نشد. باتوجه به نتایج، به دلیل تفاوت معنی­دار نمونه­های حاوی عصاره با نمونه شاهد و عدم تفاوت معنی­دار نمونه­ی حاوی ppm ۲۵۰ عصاره با,BHT می­توان انتظار داشت که عصاره­ی بیلهر به عنوان آنتی اکسیدان در صنایع غذایی در حفظ و نگهداری روغن ماهی قابل ­استفاده باشد. 
اکبر وجدان، سید مهدی اجاق، افشین عادلی، مهدی عبدالهی،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده

در این تحقیق فیلم دولایه آگار/ژلاتین به روش قالب‌ریزی و طی دو مرحله تولید و ویژگی‌های آن‌ شامل نفوذپذیری نسبت به بخارآب، حلالیت در آب، درصد جذب رطوبت، خواص مکانیکی، و نیز ویژگی‌های ظاهری مورد مطالعه و با فیلم‌های زیست‌تخریب‌پذیر تک لایه آگار و ژلاتین مقایسه گردید. نتایج نشان داد که نفوذپذیری نسبت به بخارآب در فیلم دولایه (g/msPa ۱۰-۱۰×۲۵/۳) به‌طور معنی‌داری کمتر از فیلم‌های آگار تک لایه (g/msPa ۱۰-۱۰×۹۰/۳) و ژلاتین (g/msPa ۱۰-۱۰×۳۲/۴) بود. همچنین افزایش میزان جذب نور UV در فیلم دولایه در مقایسه با فیلم‌های تک لایه مشاهده شد. مقاومت به کشش در فیلم دولایه (۸/۱۰ مگا پاسکال) اگرچه بالاتر از ژلاتین تک لایه (۸۶/۲ مگا پاسکال) بود، ولی از فیلم تک لایه آگار (۴۹/۳۰ مگا پاسکال) کمتر بود (۰۵/۰P<). نتایج نشان می‌دهد که برخی خواص فیلم‌های آگار و ژلاتین با تولید فیلم دولایه آگار/ژلاتین اصلاح‌شده و بهبود می‌یابد.
رقیه جعفری تراجی، علیرضا عالیشاهی، سید مهدی اجاق، عباس اسماعیلی ملا،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده

پروتئین هیدرولیز شده از امعاء واحشاء تاسماهی سیبری تولید شد. به‌منظور بهینه سازی شرایط تولید، با استفاده از روش آماری سطح پاسخ (RSM) اثر سه عامل زمان، pH و غلظت آنزیم (آلکالاز) به روی درجه هیدرولیز بررسی گردید. مدل ریاضی، برازش خوبی با داده‌های آزمایش داشت، زیرا R۲ معادل ۹۷/۰ نشان داد که ۹۷ درصد از تغییرات درون محدوده آزمایش توسط مدل قابل توضیح است. بر اساس نتایج به‌دست آمده، بالاترین درجه هیدرولیز (۲۱/۵۸ درصد) مربوط به تیمار حاوی غلظت آنزیمی ۲درصد، زمان ۶۰ دقیقه و ۸= pH انجام شد و تیمار با شرایط هیدرولیز (نسبت آنزیم به سوبسترا ۲ درصد، زمان ۴۵ دقیقه، ۵/۸=pH) دارای بیشترین مقدار پروتئین (۳۷/۴۲) به‌عنوان جایگزین پپتون تجاری محیط کشت (Triptic soy broth) برای بررسی میزان رشد باکتری Salmonella typhi در زمان‌های صفر تا ۴۸ ساعت مورد استفاده قرار گرفت. تغییرات رشد S. typhi در تیمار شاهد روند صعودی بهتری نسبت به تیمارشماره ۱۵ (آلکالاز) داشته، ولی اختلاف معنی‌دار نبود.
سحر موسوی، سید مهدی اجاق، علیرضا عالیشاهی،
دوره ۴، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده

 برای بهبود ویژگی‏های بافتی و کیفی کوفته سرخ شده از ماهی کپور نقره‏ای، صمغ‏های کربوکسی‏متیل‏سلولز و کتیرا در مقادیر ۵/۰ و ۱ درصد به کوفته افزوده شده و از نظر ترکیبات تقریبی متشکله، عوامل فیزیکی (درصد جذب لعاب، بازده محصول، چروکیدگی و کاهش جذب روغن)، رنگ‏سنجی، آنالیز حسی و ویژگی‏های بافتی با تیمار شاهد مقایسه شدند. تمامی تیمارها نسبت به تیمار شاهد مقدار چربی و میزان جذب روغن کمتری نشان دادند (۰۵/۰>p). تیمار حاوی ۱ درصد صمغ کتیرا بالاترین مقادیر رطوبت، روشنایی، سختی و کشسانی را نشان داد، در حالی‌که تیمار حاوی ۱ درصد کربوکسی‏متیل‏سلولز بالاترین میزان بازده محصول و پایین‌ترین مقادیر رطوبت تحت فشار، چربی، روشنایی، جذب روغن و کشسانی را نشان داد (۰۵/۰>p). به‌طور کلی عملکرد صمغ کتیرا بر ویژگی‏های بافتی مطلوب‏تر از صمغ کربوکسی‏متیل‏سلولز بود و تمامی شاخص‏های بافتی در تیمارهای حاوی ۱ درصد صمغ کاهش یافتند، از این‌رو کاربرد درصدهای پایین این صمغ‏ها توصیه می‏شود.
سید مهدی اجاق، کوثر سوری، معظمه کردجزی، سید حجت میرصادقی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده

اثر اسیدآسکوربیک بر ماندگاری فیله ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان (Oncorhynchus mykiss) در شرایط یخچال با اندازه‌گیری بار میکروبی کل و ارزیابی شیمیایی بررسی شد. بدین منظور ماهیان (۱۰± ۴۰۰ گرم) به سه گروه شامل فاقد تزریق (تیمار ۱)، گروهی با تزریق وریدی اسیدآسکوربیک در مقادیر ۱/۰ و ۳/۰ درصد (تیمار ۲ و۳) و ماهیانی با تزریق عضلانی در مقادیر ۱/۰ و ۳/۰ درصد (تیمار ۴ و ۵) تقسیم‌بندی شدند. پس از ۶۲ ساعت از زمان تزریق، ماهیان صید و فیله شدند، سپس به‌مدت ۱۶ روز در شرایط یخچال نگه‌داری شدند. در طی این مدت، هر ۴ روز یکبار شاخص‌های پراکسید (PV)، تیوباربیوتیک‌اسید (TBA)، اسیدهای چرب آزاد (FFA)، مجموع بازهای نیتروژنی فرار (TVB-N) و بار باکتریایی کل (TVC) اندازه‌گیری شدند. طی دوره آزمایش تیمارهای ۳ و ۵ در شاخص‌های PV، TBA، FFA ،  TVB-Nو TVC  تفاوت معناداری (۰۵/۰ ≥p) با سایر تیمارها داشتند. همچنین بین تیمار ۳ در شاخص‌های TVC،  TBA، FFA  و  PV با تیمار ۵ تفاوت معناداری (۰۵/۰ ≥p) مشاهده شد که نشان‌دهنده عملکرد بهتر تزریق وریدی اسیدآسکوربیک ۳/۰ درصد از روز ۸ نگه‌داری به بعد در مقایسه با تزریق عضلانی آسکوربیک‌اسید ۳/۰ درصد است. با توجه به نتایج این تحقیق، استفاده از مقادیر مختلف اسیدآسکوربیک در تزریق وریدی و عضلانی باعث افزایش زمان ماندگاری فیله ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان در طی نگه‌داری تا روز ۱۲ در یخچال گردید.
سید مهدی اجاق، شهلا علی زاده، علیرضا عالیشاهی، سید حجت میرصادقی،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

در این تحقیق اثر دو جیره غذایی شامل اسید اسکوربیک در غلظت ۱۰۰، ۴۰۰، ۱۶۰۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم و آستاگزانتین در غلظت‌های ۴۰، ۶۰، ۱۰۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم بر کیفیت ماندگاری گوشت ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان مورد مطالعه قرار گرفت. این بررسی برروی ۲۱۰ عدد ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی حدود ۱۰۰ گرم به مدت هشت هفته در قالب ۷ گروه انجام شد. جهت بررسی روند تغییرات و مقایسه کیفیت نمونه ها با شاخص های شیمیایی مانند پراکسید (PV)، اسید تیوباربیتوریک (TBA) و هیدرولیز چربی ها (FFA) و PH و همچنین شاخص های حسی در ۵ نوبت با فاصله زمانی ۴ روز یکبار (۱۶،۱۲،۸،۴،۰) در دمای معمولی یخچال نمونه برداری صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که اثر آنتی اکسیدان و زمان بر مقادیر FFA، PH، PV و TBAمعنی دار بوده است(۰۵/۰p≤). بهترین ماندگاری در طول دوره نگه‎داری مربوط به نمونه‌های حاوی آستاگزانتین ۱۰۰ و اسید اسکوربیک ۱۶۰۰ بود. همچنین بر اساس نتایج ارگانولیتیکی می توان استفاده از بالاترین مقادیرآستاگزانتین و اسید اسکوربیک را برای استفاده در جیره این ماهی پیشنهاد کرد.
اسماعیل عبداله زاده، سید مهدی اجاق، هدایت حسینی، عزت الله قائمی، غلامرضا ایراجیان،
دوره ۷، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده

اهداف: اسانس‌های گیاهی، کمپلکسی از ترکیبات فرار به‌دست‌آمده از بخش‌های مختلف گیاهان هستند. اسانس دارچین (Cinnamomum zeylanicum) به‌عنوان منبع مناسب برای ترکیبات ضدباکتریایی شناخته شده است. هدف مطالعه حاضر بررسی فعالیت ضدباکتریایی اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی علیه دو سویه لیستریا مونوسیتوژنز بود.   
مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی، دو سویه باکتری لیستریا مونوسیتوژنز (سویه استاندارد و سویه جداسازی‌شده از ماهی) مورد استفاده قرار گرفت. فعالیت ضدمیکروبی اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی با روش چاهک ارزیابی شد. همچنین حداقل غلظت بازدارندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MBC) اسانس دارچین و  نانوذرات اکسید روی با استفاده از روش ماکرودایلوشن تعیین شد. علاوه بر این، خصوصیات ضدباکتریایی اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی در یک محیط مایع بررسی شد. داده‌ها به‌کمک نرم‌افزارSPSS ۱۹  و توسط آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند.
یافته‌ها: میزان MIC و MBC اسانس دارچین به‌ترتیب ۱۶ و بیش از ۶۴‌میکرولیتربرمیلی‌لیتر گزارش شد. همچنین مقادیر MIC و MBC برای نانوذرات اکسید روی به‌ترتیب ۱۲/۵ و ۲۵میلی‌گرم‌برمیلی‌لیتر محاسبه شد. با افزایش غلظت نانومواد و اسانس، جمعیت باکتری‌ها کاهش یافت (۰/۰۵>p) و در خلال دوره نگهداری در دمای سرد اختلافات قابل توجهی بین دو سویه مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: اسانس دارچین و نانوذرات اکسید روی، اثرات ضدمیکروبی قوی علیه لیستریا مونوسیتوژنز دارند، به‌طوری که اسانس دارچین روی لیستریا اثر باکتریواستاتیک، اما نانوذرات اکسید روی اثر باکتریوسایدی نشان می‌دهند.


دوره ۷، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۸ ۱۳۹۸ )
چکیده

موضوع و مفهوم اعیان ثابته و وحدت وجود، اندیشه‌های محوری عرفان عطار و ابن عربی را تشکیل می‌دهند. این نوشتار بر آن است تا بر اساس مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی، وجوه تشابه اندیشه‌های مذکور را از منظر کهن‌الگوها بررسی نماید. مطابق نتایج، عطار و ابن عربی در مقوله‌های اعیان ثابته و وحدت وجود اشتراک دارند. ﻻﻳﻪﻫﺎﻯ ﺯﻳﺮﻳﻦ این تشابه را می‌توان در ضمیر ناخودآگاه جمعی و کهن‌الگوی خویشتن دانست. سیمرغ یا اعیان ثابته همان نمونه خداگونه و آغازین در آفرینش موجودات هستند که بیانگر نخستین تجلی و مظهر اسماء الهی‌اند و به همین جهت ارزشمندند و یگانگی با آن بیانگر غایت رشد انسان است. اما به تناسب تفاوت در محیط فرهنگی، هر یک از شخصیت های مذکور ابتکاراتی داشته‌اند: ابتکار ابن عربی را می‌توان در وضع اصطلاح اعیان ثابته با دو تجلی فیض اقدس و فیض مقدس دانست و ابتکار عطار آن است که در تناظر انسان و جهان از جنبه جزئی تمثیل ابتکاری "ذره و خورشید" و "ذره و عالم" را در مقابل تمثیل تکراری فلسفی اندام وارگی جهان ابن عربی ابداع کرده است و از جنبه کلی هم تمثیل جامع تناظر سی‌مرغ با سیمرغ را خلق نموده است که حاوی اندیشه عرفانی وحدت وجود با زیر مجموعه‌هایی چون وحدت در کثرت، تفاوت جزئی جهان سایه‌ای و مثالی، تناظر جهان سایه‌ای و مثالی، کمال گروهی سالکان و شعور کیهانی است و همه زیر مجموعه‌های مذکور در عرفان ابن عربی نیز وجود دارند که بیانگر یگانگی اندیشه های بشری است.
محمدمهدی طاعتی‌کلی، بهاره شعبان‌پور، سیدمهدی اجاق،
دوره ۷، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: گام اول در خالص‌سازی امگا ۳، استحصال روغن است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثر روش پرس مرطوب (WP)، استخراج سرد (CE) و استخراج آنزیمی (EE) بر میزان روغن استحصالی از ضایعات تن‌ماهیان و نیز میزان رطوبت و پارامترهای شیمیایی آنها بود.
مواد و روش‌ها: روش‌های استفاده‌شده در مطالعه تجربی حاضر برای استحصال روغن از مواد خام اولیه، پرس مرطوب، استخراج سرد و استخراج آنزیمی بودند که نرخ بازدهی روش‌ها محاسبه شد. در راستای ارزیابی کیفی نیز مواردی چون میزان رطوبت، ترکیبات فرار، سطوح لیپیدهای خنثی، پروفایل اسیدهای چرب، نرخ اسیدیته و نیز سطوح فلزات جیوه، آرسنیک، کادمیوم و سرب سنجیده شدند. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS ۲۲ و توسط آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون‌ دانکن انجام شد.
یافته‌ها: میزان روغن استحصالی توسط روش EE به طور معنی‌داری بالاتر از دو روش دیگر بود (۰/۰۵
<p). میزان رطوبت روغن‌ها اختلاف معنی‌داری را در سه روش نشان نداد (۰/۰۵>p). سطوح کلسترول در نمونه روغن‌های حاصل از روش‌های مورد بررسی فاقد اختلاف معنی‌دار بود. اسیدهای ‌چرب اندازه‌گیری‌شده در سه گروه آزمایشی اختلاف معنی‌داری را در تیمارهای آزمایشی نشان نداند. نرخ اسیدیته در تیمار EE به‌طور معنی‌داری بالاتر از دو تیمار دیگر بود. همچنین میزان فلزات سمی جیوه و آرسنیک در روغن‌های استحصالی با روش EE به‌طور معنی‌داری بیش از تیمارهای WP و CE بود. از سوی دیگر، سطوح سرب در تیمارهای آزمایشی اختلاف معنی‌داری را نشان نداد.
نتیجه‌گیری: می‌توان روش EE را به‌علت کیفیت روغن حاصله و عدم آسیب‌رسانی به محیط زیست، روشی مناسب برای استحصال روغن ماهی دانست.
 

 

مریم دانشور، علیرضا عالیشاهی، سید مهدی اجاق، حجت میرصادقی،
دوره ۸، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده

اهداف: هدف از این تحقیق بررسی تاثیر روش‌های پخت (سرخ کردن و ماکروویو) و تاثیر کیتوزان و زمان نگهداری در فریزر بر فیله فیل ماهی از نظر ارزیابی حسی، رنگ‌سنجی و تغییرات وزنی بود.
روش ها: فیله‌های ماهی در فریزر C° ۱۸- به مدت ۴ ماه منجمد شدند. در ۳ بازه زمانی (روز صفر، ماه دوم و چهارم)، انجماد‌زدایی شده و به ۲ روش سرخ کردن و ماکروویو پخته شدند.  نیمی از فیله ها در کیتوزان محلول در اسید  ۱٪ غوطه ور شدند. این آزمایش در ۴ تیمار طراحی شد: ۱ T (فیله شاهد سرخ شده)، ۲ T(فیله سرخ‌شده حاوی ۱٪ کیتوزان محلول در اسید)، ۳ T(فیله شاهد پخته‌شده در ماکروویو)، ۴ T(فیله پخته‌شده در ماکروویو حاوی ۱٪ کیتوزان محلول در اسید). وزن فیله‌ها قبل و بعد پخت اندازه گیری شد. خواص حسی و رنگ‌سنجی  نیز پس از پخت مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: استفاده از کیتوزان محلول در اسید ۱٪  بر شاخص‌های حسی و رنگ‌سنجی اثر معنی‏داری نداشت (۰۵/۰‏>p) .در فیله‌های سرخ‌شده تغییرات وزنی با گذشت زمان افزایش یافت اما در فیله‌های پخته‌شده در ماکروویو طی گذشت زمان روند کاهشی داشت.
نتیجه گیری: استفاده از کیتوزان محلول در اسید ۱٪ از نظر شاخص‌های حسی اثر مطلوبی نسبت به گروه شاهد نداشت. در فاکتورهای رنگ‌سنجی، کیتوزان تاثیر مثبتی روی شاخص زردی داشت. تغییرات وزنی فیله های پخته شده با ماکروویو وضعیت مطلوبی نسبت به سرخ شده داشتند. فیله فاقد کیتوزان زمان ۰ نسبت به باقی فیله ها در بهترین وضعیت از لحاظ ارزیابی حسی و رنگ سنجی بود.
روح الله آهنگر، علیرضا عالیشاهی، سیده مریم دانشور، سید مهدی اجاق، حجت میرصادقی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

هدف از تحقیق ، بررسی تاثیر کیتوزان به عنوان یک نگهدارنده طبیعی بود. نتایج تاثیر کیتوزان‌های مختلف بر میزان شاخص‌های شیمیایی فیله فیل ماهی نگهداری شده در یخچال هدف تحقیق حاضر بود. ماهی پرورشی شسته شده و فیله گردید. در این تحقیق ۳ نوع کیتوزان بررسی شد: کیتوزان محلول در اسید، کیتوزان محلول در آب و کیتوزان الیگوساکارید. فیله‌ها ۳۰ ثانیه در محلول‌های فوق غوطه‌ور بوده، سپس خارج شده و پس از ۲ دقیقه، ۳۰ ثانیه دیگر در محلول غوطه‌ور شدند. نمونه‌های شاهد فاقد پوشش بودند. سپس فیله‌ها ۲ ساعت در دمای اتاق (۲۰ درجه سانتی‌گراد) قرار گرفتند تا پوشش روی فیله‌ها تشکیل شود. ۱۹۲ قطعه فیله ماهی ۱۰۰ گرمی برای ۴ تیمار و هر تیمار در ۴ زمان تقسیم شد: تیمار یک به عنوان شاهد (بدون نگهدارنده)، تیمار دوم حاوی ۱ درصد کیتوزان محلول در اسید، تیمار سوم حاوی ۱ درصد کیتوزان محلول در آب و تیمار چهارم حاوی ۱ درصد کیتوزان الیگوساکارید معین شدند. تمام نمونه‌ها در دمای ۱±۴ درجه سانتی گراد یخچال نگهداری شدند و در روز (۰، ۴، ۸ و۱۲) میزان شاخص‌های شیمیایی (پراکسید، pH، تیوباربیتوریک اسید و بازهای نیتروژن فرار) آن‌ها سنجیده شد. همه شاخص‌های تیمارهای مختلف با گذشت زمان روند افزایشی داشتند. تنها در شاخص pH تیمار کیتوزان محلول در اسید ۱ درصد روند نامنظمی داشت. کیتوزان محلول در اسید ۱ درصد بیشترین تاثیر مثبت را در تمامی تیمارها داشت. با توجه به افزایش میزان شاخص‌های شیمیایی در همه تیمارها، افزودن انواع کیتوزان به فیله ماهی سبب جلوگیری و کاهش آن شد. 
نرگس انوشه، افشین عادلی، عباس نرگسیان، سید مهدی اجاق،
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده

اهداف: هدف مطالعه حاضر ارزیابی میزان مصرف ماهی تیلاپیا و رابطه مقدار مصرف آن با برخی از ویژگی‎های جمعیت‎شناختی مانند جنسیت، سن، شغل، تحصیلات، وضعیت تاهل، شغل، تعداد افراد خانوار و درآمد  است.
روشها: جامعه آماری این تحقیق کل کشور است پرسشنامه طراحی و به صورت الکترونیکی از طریق فضای مجازی برای افراد فرستاده شد. برای ارزیابی تعداد دفعات خرید ماهی در سال و همچنین میزان هر مرتبه خرید از خروجی نرم‎افزار SPSS و جهت بررسی وجود رابطه معنی‎دار بین مقدار مصرف و ویژگی‎های جمعیت‎شناختی از آزمون‎های همبستگی استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که اکثر پاسخدهندگان زن، متاهل با سن ۲۰ تا ۳۵ سال، کارمند و دارای مدرک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس هستند. شغل اغلب آنها کارمند و دارای درآمد بین ۳ تا ۶ میلیون تومان هستند. همچنین مشخص شد که اغلب خانوارهای جامعه مصرف (۵۴ درصد)  تا ۲۰ بار در سال ماهی خریداری می‎کنند. میانگین تعداد دفعات خرید ماهی در سال توسط خانوارهای جامعه مصرف ۴۵ مرتبه بود. بیشتر خانوارهای جامعه مصرف در هر مرتبه خرید، ۲ کیلوگرم ماهی خریداری می‎کنند. تعداد خانوارهایی که در هر مرتبه خرید بیش از ۱۰ کیلوگرم ماهی مصرف می‎کنند کم و ۳/۳ درصد بود. بنابر اطلاعات به دست آمده میانگین مقدار ماهی در هر مرتبه خرید ۸ کیلوگرم محاسبه شد و در نهایت مصرف سرانه تیلاپیا در خانواده های مصرف کننده این ماهی ۲/۴ کیلوگرم بدست آمد.

دوره ۱۲، شماره ۴۹ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده

چکیده ماهی سفید (Rutilus frisii kutum) به عنوان ﯾﮑﯽ از آبزیان ﻣﻬم و اقتصادی ﮐﺸﻮرﻣﺎن از اﻫﻤﯿﺖ زﯾﺎدی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. از آن­جا که با ﮔﺬﺷـﺖ زﻣـﺎن و اﻓـﺰاﯾﺶ درجه حرارت ﮐﯿﻔﯿـﺖ ماهی صید شده ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ، ﻟﺬا ﮐﺎﻫﺶ درﺟﻪ ﺣﺮارت به وسیله یخ گذاری در ﺑﺪو ﺻﯿﺪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ راﻫﮑـﺎری ﻣﻨﺎﺳـﺐ ﺟﻬـﺖ جلوگیری از اﻓـﺖ ﮐﯿﻔت ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﺎﺷﺪ. در این ﭘﮋوﻫﺶ ، تغییرات برخی از فاکتورهای کیفی ماهی سفید که به مدت ۱۶ روز در یخ نگه­داری شد، همانند رطوبت تحت فشار، pH ، TBA، TVB-N، FFA،  بار باکتریایی سرما دوست و کل به منظور ﺑﺮرسی اثرات تأخیر در یخ گذاری ماهی­های صید شده و افت کیفی محصول اندازه‌گیری شد. بر اساس نتایج این تحقیق، تمامی شاخص­های بیوشیمیایی و میکروبی در طول مدت زمان نگه­داری افزایش معنی­داری(۰۵/۰ P ≤) داشتند. تأخیر در یخ گذاری ماهیان سبب اکسیداسیون بالاتر شد، هم­چنین عدم توجه به شیوه صحیح نگه­داری و نگه­داری طولانی مدت در یخ می­تواند صدمات جدی را به کیفیت گوشت وارد ­سازد.  بنابراین بهتر است که ماهی پس از صید بلافاصله یخ گذاری شود. کوتاه کردن زمان نگهداری محصول در یخ و تسریع در استفاده از برودتهای زیر صفر درجه سلسیوس کمک شایسته ای به افزایش عمر نگهداری محصول می­نماید.  

دوره ۱۲، شماره ۴۹ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده

چکیده پوشش پروتئین آب پنیر حاوی ۵/۰، ۱ و ۵/۱ درصد اسانس آویشن به منظور مهار باکتری‌های فیله ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان سرد شده مورد استفاده قرار گرفت. آزمایش‌های میکروبی (بار کل باکتریایی، باکتری‌های سرمادوست، باکتری‌های اسید لاکتیک و انتروباکترها)همچنین اندازه‌گیری مجموع بازهای نیتروژنی فرار و pH به صورت دوره ای هر چهار روز انجام گردید.نتایج نشان داد که پوشش پروتئین آب پنیر حاوی اسانس آویشن توانست از رشد باکتری‌های فیله جلوگیری نماید.همچنین مقادیر TVB-N و pHنیز در نمونه‌های پوششی در مقایسه با تیمار شاهد بطور معنی داری پایین تر بودند (۰۵/۰>p).از بین تیمارهای مورد استفاده در این تحقیق، تیمار پوششی حاوی ۵/۱ درصد آویشن موثرترین تیمار بر علیه باکتری‌های مورد آزمایش بود و در نتیجه توانست زمان ماندگاری فیله ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان نگهداری شده در دمای یخچال (°C۲±۴)را در مقایسه با تیمار شاهد حداقل به مدت ۴ روز افزایش دهد.  
حسین نورانی، سید مهدی اجاق، مسعود رضائی، علیرضا عالیشاهی، جابر قادری،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده

مطالعه حاضر با هدف تهیه و بررسی خصوصیات فیزیکی و مکانیکی فیلم­های زیست­تخریب­پذیر بر پایه­ی کیتوزان (CH) و نشاسته (ST) با نسبت­های مختلف(۱۰۰ST:۰CH، ۷۵ST:۲۵CH، ۵۰ST:۵۰CH، ۲۵ST:۷۵CH و ۰ST:۱۰۰CH) به روش قالب­گیری صورت پذیرفت. نتایج نشان داد افزودن نسبت­های مختلف کیتوزان (۷۵-۲۵%) به فیلم شاهد (۱۰۰ST:۰CH) باعث کاهش معنی­دار(۰۵/۰p<)رطوبت،درصد افزایش طول در لحظه پارگی (EAB) و نفوذپذیری به بخارآب شده (WVP) به نحوی که مقادیر به دست آمده برای فیلم با نسبت۷۵ST:۲۵CHکمتر از سایر فیلم­ها بود؛ همچنین میزان حلالیت، مقاومت کششی، زاویه تماس و شاخص سفیدی، در مقایسه با فیلم شاهد افزایش معنی­داری را نشان داد (۰۵/۰p<). طیف­سنجی مادون قرمز با تبدیل فوریه،FTIR، فیلم­های مختلف نشان­دهنده برهمکنش بین گروه­های هیدروکسیل نشاسته و گروه­های آمین کیتوزان از طریق پیوند هیدروژنی می­باشد و از همین­رو باعث افزایش امتزاج پذیری دو پلیمر گردید؛ از طرفی شاخص­های مرتبط با آزمون DSC حاکی از این مطلب بود که پایداری حرارتی فیلم­های کامپوزیتی بعد از افزودن نشاسته کاهش یافت. مشاهدات ریزساختاریSEM ، یکنواختی سطح فیلم های دو جزئی را به دلیل وجود ST نشان داد. بطور کلی نتایج به دست آمده نشان از کارایی شیوه چند ترکیبی در بهبود امتزاج­پذیری پلیمرها و عملکرد کلی فیلم­ها می­باشد


دوره ۱۳، شماره ۶۱ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده

چکیده
استفاده از پوشش‌های هیدروکلوئیدی یکی از روش‌های پیش تیمار جهت کاهش میزان جذب روغن در طی فرآیند سرخ کردن است. هدف از این پژوهش بررسی اثر هیدروکلوئیدهای مختلف شامل کربوکسی متیل سلولز، هیدروکسی پروپیل متیل سلولز، زانتان و زدو در مقادیر ۵/۰، ۱ و ۵/۱ درصد بر میزان جذب روغن و خواص کیفی میگو پس از فرآیند سرخ کردن می‌باشد. میگوهای بدون پوشش (شاهد) و میگوهای پوشش دهی شده با محلول‌های هیدروکلوئیدی جهت کاهش رطوبت سطحی به مدت ۱۰ دقیقه تحت دمای ۱۵۰ درجه سلسیوس قرار گرفتند، سپس بسته­بندی شده و در فریزر ۲۰- درجه سلسیوس نگهداری شدند. پس از گذشت یک هفته، میگوها به‌صورت منجمد در دمای ۱۷۰ درجه سلسیوس به مدت ۹۰ ثانیه در روغن آفتابگردان سرخ شدند. پوشش‌های هیدروکلوئیدی باعث کاهش میزان جذب روغن و افزایش میزان رطوبت در میگوهای سرخ‌شده شدند. بیشترین میزان رطوبت و کمترین میزان چربی در میگوهای پوشش دهی شده با محلول هیدروکسی پروپیل متیل سلولز با غلظت ۵/۱ درصد مشاهده شد. پوشش‌های هیدروکلوئیدی باعث نرم شدن بافت و کدر شدن رنگ میگوها شدند. نتایج ارزیابی حسی نشان داد که همه نمونه‌ها (پوشش دهی شده و بدون پوشش) قابل‌قبول بودند و درمجموع نمونه‌های پوشش دهی شده با محلول کربوکسی متیل سلولز با غلظت ۱ درصد بیشترین پذیرش کلی را داشتند.بنابراین،استفاده از پوشش‌های هیدروکلوئیدی می‌تواند روش مناسبی برای تولید فرآورده آماده مصرف میگوی کم‌چرب باشد.

دوره ۱۴، شماره ۶۲ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده

چکیده
استفاده از هیدروکلوئید­ها یکی از روش­های مؤثر جهت کاهش میزان جذب روغن در فرآورده­های سرخ­شده می­باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثرات هیدروکسی پروپیل متیل سلولز بر کاهش جذب روغن و کیفیت ناگت ماهی در طی فرآیند سرخ کردن می باشد. در طی فرآیند تولید ناگت ماهی، هیدروکسی پروپیل متیل سلولز با مقادیر مختلف ۵/۰، ۱ و ۵/۱ درصد به سه قسمت مختلف ناگت شامل قطعات اولیه، آردزنی و لعاب افزوده شد. تمامی ناگت­ها در دمای ۱۸۰ درجه سلسیوس به مدت ۴ دقیقه در روغن آفتابگردان سرخ شدند. نتایج نشان داد افزودن هیدروکسی پروپیل متیل سلولز به قسمت لعاب بیشترین تأثیر را بر کاهش جذب روغن در ناگت ماهی دارد. با افزایش درصد هیدروکسی پروپیل متیل سلولز افزوده‌شده، میزان چربی ناگت­ ماهی سرخ­شده کاهش یافت. بیشترین میزان روشنایی (L) در تیمار ۵/۱ درصد هیدروکسی پروپیل متیل سلولز افزوده‌شده به لعاب و بیشترین میزان قرمزی (a*) در تیمار شاهد مشاهده گردید. سختی بافت ناگت ها با افزودن هیدروکسی پروپیل متیل سلولز کاهش یافت. نتایج ارزیابی حسی نشان داد ناگت ماهی حاوی ۱ درصد هیدروکسی پروپیل متیل سلولز در لعاب بالاترین پذیرش کلی را داشت. بنابراین درمجموع افزودن ۱ درصد هیدروکسی پروپیل متیل سلولز به فرمولاسیون لعاب جهت تولید ناگت ماهی کم‌چرب پیشنهاد می‌شود.

دوره ۱۴، شماره ۶۲ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده

چکیده
در سال‌های گذشته استفاده از هیدروکلوئید ها در فرآورده‌های سرخ‌کردنی یکی از روش‌های مؤثر جهت کاهش جذب روغن در طی فرآیند سرخ کردن می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف اصلی بررسی تأثیر افزودن هیدروکسی پروپیل متیل سلولز و کیتوزان در مقادیر مختلف ۵/۰، ۱، ۵/۱ و ۲ درصد به لعاب بر کاهش جذب روغن در ناگت ماهی انجام گرفت. در این پژوهش تمامی ناگت­های ماهی در دمای ۱۸۰ درجه سلسیوس به مدت ۴ دقیقه در روغن آفتابگردان سرخ شدند. نتایج نشان داد تیمار شاهد (لعاب بدون هیدروکلوئید) دارای میزان چربی بیشتری نسبت به سایر تیمارها بود (۰۵/۰>p). کمترین میزان چربی در تیمار هیدروکسی پروپیل متیل سلولز ۲ درصد مشاهده شد (۰۵/۰>p). به‌طور کلی، افزایش مقدار هیدروکلوئید ها در لعاب موجب افزایش میزان پوشش دهی و میزان رطوبت و کاهش میزان چربی گردید. افزودن هیدروکسی پروپیل متیل سلولز و کیتوزان در مقادیر بالا باعث افزایش میزان روشنایی (L) روکش خارجی ناگت ها نسبت به نمونه‌های تیمار شاهد گردید (۰۵/۰>p). میزان سختی بافت ناگت­ها با افزودن هیدروکلوئید ها به لعاب کاهش یافت (۰۵/۰>p). نتایج ارزیابی حسی نشان داد تیمار هیدروکسی پروپیل متیل سلولز ۱ درصد بیشترین پذیرش کلی را داشت درحالی‌که تیمار هیدروکسی پروپیل متیل سلولز ۲ درصد کمترین امتیاز را کسب کرد. بنابراین، افزودن هیدروکسی پروپیل متیل سلولز و کیتوزان در مقادیر زیر ۲ درصد به فرمولاسیون لعاب جهت تولید ناگت ماهی کم‌چرب پیشنهاد می‌گردد

صفحه ۱ از ۲    
اولین
قبلی
۱