جستجو در مقالات منتشر شده
۷ نتیجه برای ایرانمنش
دوره ۵، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۳ )
چکیده
اهداف: توسعه مبتنی بر ریختشناسی شهری با توجه به چالشهای اجتماعی همچون مهاجرت و تغییر بافت انسانی شهرها و ایجاد سکونتگاههای حاشیهای غیررسمی، ناامن و ناایمن، تأثیر بسزایی بر آسیبپذیری اجتماعی جوامع شهری دارد. این امر در کشور ما که امواج توسعه را با بازه زمانی قابلتوجهی نسبت به کشورهای توسعهیافته، تجربه میکند، مسائل پیچیدهتری را ایجاد میکند. ازاینرو، درونیسازی یا بومیسازی عاملیت توسعه براساس مشخصههای منحصربهفرد تمدنی- فرهنگی یکی از دغدغهها و چالشهای پیش روی برنامهریزان شهری در سیاستگذاریهای در ایران است. هدف از مطالعه حاضر، استخراج و واکاوی آن دسته از عوامل ریختشناسی شهری در مطالعات بومی است که بر آسیبپذیری اجتماعی مؤثر ارزیابی شدهاند تا بتوان به تعریف روشنی از ابعاد، مؤلفهها و عناصر هر یک از آنها رسید.
روشها: این پژوهش، بر اساس هدف، کاربردی- توسعهای است و با رویکرد کمی، به روش فراتحلیل، به استخراج معیارها و مؤلفههای تأثیرگذار ریختشناسی شهری بر آسیبپذیری اجتماعی پرداخته شده است تا بتوان از این فرآیند، به خط مشی دقیقتر به برنامهریزی شهری نائل شد.
یافتهها: تحلیل یافتهها میرساند که ریختشناسی شهری متأثر از چهارگانه اقتصاد شهری، مدیریت حملونقل و آماد شهری، سیاستهای کلان توسعه افقی و عمودی شهر و پارادایم شهرنشینی است و آسیب اجتماعی ناشی از ریخت شهری متأثر از مدیریت کاربری اراضی، هندسه معابر، نوع بافت از حیث فرسودگی، هندسه توده پر و خالی و ایجاد لامکانها، شفافیت و خوانایی بافت شهری، سرزندگی، حضورپذیری و نورپردازی معابر در شب، میزان تحقق عدالت فضایی برای همه اقشار جامعه و ایمنی در فضای شهری به هنگام مخاطرات طبیعی مانند سیل و زلزله است.
نتیجهگیری: عمدهترین رویکردها به مطالعات ابعاد و مؤلفههای ریختشناسی شهری عبارت از رویکردهای کالبدی- فیزیکی، بومی- اقلیمی، ادراک محیط و علوم رفتاری، تاریخی و جغرافیایی، اقتصادی- سیاسی، علوم اجتماعی، علوم انسانی و زمینهای- فرهنگی است. ابعاد ریختشناسی شهری در دو بعد بافت و توده و حرکت میان ساختمانها یعنی معابر دستهبندی میشود. ذیل بعد بافت و توده میتوان شاخصههایی اعم از گونههای ساختمانی، بلوکها و چیدمان تودهها و ذیل بعد حرکت میان ساختمانها میتوان شاخصههای هندسه و ساختار معابر و پراکنش دسترسیها را بازشناسی کرد.
مهدی ایرانمنش، مجید عسکری حصنی، محمدرضا لشکری،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
در این مطالعه با استفاده از ۱۸ صفت زیست سنجی و همچنین سه صفت شمارشی، به بررسی و مطالعه تغییرات ریختی بدن در بین پنج گونه از گاوماهیان مناطق جزر و مدی شمال خلیج فارس و دریای عمان پرداخته شد . نتایج این پژوهش نشان داد ۱۹ صفت از ۲۱ صفت ریختی در بین ماهیان مطالعه شده از نظر آماری دارای اختلاف آماری معنی داری است و تنها دو اندازه طول کل و فاصله پیش از باله مخرجی در بین این گونه ها تفاوت معنی داری ندارند. نتایج حاصل از آنالیز تشخیص خطی (LDA) توانست ۲۴/۹۵ % افراد را بر اساس ویژگی های ریختی بدن تفکیک کند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون مولفه های اصلی نشان داد برخی صفات که بیشترین تاثیر را در محور های اول و دوم نمودار دارند، در بین دو گونه دارای وزن یکسانی هستند. از طرف دیگر محاسبه میزان فاصله اقلیدسی بر اساس صفات ریختی مطالعه شده نشان داد برخی گونه ها از جمله گونه Boleophthalmus dussumieri Valenciennes, ۱۸۳۷ و Scartelaos tenuis (Day, ۱۸۷۶) بیشترین شباهت را از نظر شکل بدنی داشتند. نتیجه این پژوهش نشان داد بررسی ویژگی های ریختی بدن گاو ماهیان با استفاده از تجزیه و تحلیل های تک متغیره و چند متغیره می تواند دیدگاه جدیدی در مطالعه و بررسی تغییرات ریختی بدن این ماهیان در اختیار محققان قرار دهد.
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده
در پژوهش حاضر، اثرات افزودن پنجه فعال به یک ربات انسان نمای دو بعدی که دارای حرکات دورانی پاشنه و پنجه میباشد بررسی میگردد. در این راستا، ابتدا مسیر حرکت مفاصل مختلف ربات طراحی میشود. پس از طراحی مسیر، مدل دینامیکی ربات با استفاده از دو روش کین و لاگرانژ در فازهای مختلف حرکت استخراج میشود. همچنین صحت مدل دینامیکی استخراج شده، با استفاده از دو روش مختلف تایید میگردد. مدل ارائه شده، براساس ویژگیهای ربات سورنا ۳ بوده که این ربات در مرکز سیستمها و فناوریهای پیشرفته دانشگاه تهران طراحی و ساخته شده است. پس از آن، فرایند بهینهسازی با اتخاذ دو تابع هدف مختلف انجام میشود. توابع هدف برگزیده شده در این مقاله، مربوط به مصرف انرژی و پایداری ربات میباشند. هدف از بهینهسازی، کمینه کردن میزان مصرف انرژی و بیشینه کردن پایداری ربات است. در نهایت نتایج حاصل از بهینهسازی و آنالیز پارامتری ربات ارائه میشود. نتایج ارائه شده نشان میدهد که در هر سرعت یک مقدار بهینه برای زوایای دورانی پاشنه و پنجه وجود دارد که به ازای این مقادیر بهینه، میزان مصرف انرژی ربات کمینه خواهد شد. همچنین این نتایج نشان میدهند که زاویه دورانی پاشنه تاثیری بر روی پایداری ربات ندارد و تنها زاویه دوران پنجه است که در پایداری ربات تاثیرگذار است. در نهایت به بررسی اثرات جرم و طول پنجه بر روی توابع هدف پرداخته میشود و نشان داده میشود که افزایش جرم پنجه موجب افزایش مصرف انرژی و پایداری ربات خواهد شد.
دوره ۱۷، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده
مدلسازی ریاضی پدیده رشد سرطان همانند مدلسازی سایر پدیدههای بیولوژیکی این امکان را فراهم می کند تا بسیاری از متغیرهایی که قابل اندازهگیری نمیباشند و نقش مهمی در طی این فرایند ایفا میکنند را پیشبینی و کمی سازی نمود.
در پژوهش حاضر مدل المان محدودی از پدیده رشد تومور فاقد رگ با در نظر گرفتن مدل ساختاری بافت و تنشهای ایجاد شده در آن، ارائه شده است که نتایج حاصل از آن مطابقت خوبی با نتایج تجربی دارند. در مدل ارائه شده، ساختار تومور و بافت پیرامون آن به صورت یک ماده هایپرالاستیک فرض شده که به مرور زمان بافت تومور رشد میکند. تنشهای ناشی از رشد به صورت تابعی از غلظت مواد غذایی و اکسیژن، محتوای جامد تومور و نرخ تکثیر و مرگ سلولی در نظر گرفته شدهاند. با استفاده از این مدل میتوان تنشهای ایجاد شده در بافت در حین فرایند رشد را پیشبینی کرده و فعل و انفعالات میان تومور و بافت پیرامون آن را بررسی نمود. نتایج حاصل از مدل نشان میدهند که تنشهای ایجاد شده در تومور به مرور زمان موجب کاهش نرخ رشد تومور می شود. همچنین به منظور بررسی قابلیتهای مدل، تاثیر مدول حجمی بافت به عنوان یک عامل تعیینکننده در میزان تراکمناپذیری بافت، بررسی شده است. بررسیها نشان میدهند که افزایش مدول حجمی بافت که به معنای افزایش تراکمناپذیری بافت است، میزان تنشهای ایجاد شده در آن را افزایش میدهد که با توجه به اینکه بافتهای بیولوژیکی شامل مقادیر قابل توجهی آب میباشند، نتایج واقعگرایانهتری را نشان میدهد.
دوره ۱۸، شماره ۸ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
در این تحقیق، با استفاده از مدل جنبشی سرعت ثابت آنتروپیک که اخیراً معرفی شده و با بکارگیری مدل شبه-پتانسیل شان-چن، جریان دوفازی، سیال های تراکم ناپذیر و مخلوط نشدنی در بستر متخلخل مورد مطالعه قرار میگیرد. در یک دههی گذشته، استفاده از مدلهای جنبشی آنتروپیک برای شبیهسازی جریانهای چند فازی و چند جزئی مورد توجه فراوان قرار گرفته است. عدم وجود تابع آنتروپی برای یک مدل جنبشی به معنی آن است که نمیتوان وجود یک حالت تعادلی مشخص و معین را تحت تمامی شرایط جریان، در تمامی نقاط و در همهی زمانها، برای سیال مورد نظر تضمین نمود. از این رو شبیهسازی جریانهای چند فازی با اختلاف دانسیتهی بالا، با استفاده از مدلهای جنبشی متعارف (که قانون دوم ترمودینامیک را ارضا نمینمایند) میتواند دچار ناپایداریهای عددی گردد. در این تحقیق، دقت و پایداری مدل آنتروپیک سرعت ثابت جدید در مقایسه با مدلهای شبکه بولتزمن متعارف با بررسی مسائلی همچون قانون لاپلاس، گستره زاویه تماس و شبیهسازی جریان در کانال دو بعدی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین جریان دو فازی در بستر متخلخل شبیهسازی و نتایج مربوط به ضریب نفوذپذیری نسبی برای ترشوندگیهای مختلف ارائه شده است. نتایج بدست آمده با دقت بسیار خوبی منطبق بر نتایج ارایه شده توسط سایر محققین میباشد
دوره ۱۹، شماره ۵ - ( اردیبهشت ۱۳۹۸ )
چکیده
بخش صنعت همواره بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندههای انرژی در هر کشور شناخته میشود که علاوه بر پُرمصرفبودن این بخش، مقدار قابل توجهی از انرژی بهدلیل استفاده ناکارآمد و تجهیزات قدیمی تلف میشود. بهکارگیری سیستمهای تولید همزمان قدرت و حرارت، همواره بهعنوان یکی از بهترین راهحلها برای کاهش مصرف و افزایش بهرهوری انرژی مورد توجه قرار داشته است. در این مقاله به بررسی فنی و اقتصادی استفاده از سیستمهای تولید همزمان قدرت و حرارت در تعدادی از صنایع پُرمصرف منتخب با درنظرگرفتن رویکردهای مختلف پرداخته شده که براساس آنها ظرفیت الکتریکی سیستم طراحی شده است. در این بررسی پارامترهای مختلفی از جمله نوع محرک اولیه سیستم (توربین گاز یا موتور رفت و برگشتی)، نوع سوخت مصرفی (گاز طبیعی و گازوییل) و با درنظرگرفتن قیمت فروش تضمینی برق به شبکه سراسری در صنایع مختلف برای تامین نیاز الکتریکی و حرارتی پرداخته شده است. نهایتاً پس از تعیین ظرفیت سیستم تولید همزمان برای کارخانههای منتخب، با استفاده از نرمافزارهای MATLAB و Excel بهصورت کوپلشده به بررسی شاخصهای مهم اقتصادی استفاده از این سیستمها در صنعت از جمله ارزش خالص فعلی، دوره بازگشت سرمایه (تنزیل نشده) و هزینه ترازشده برق پرداخته شده است. بررسیهای انجامشده نشان داد که در تمام رویکردها، استفاده از موتور رفت و برگشتی بهعنوان محرک اولیه با سوخت گاز طبیعی نتایج رضایتبخشی بهدنبال دارد.
دوره ۱۹، شماره ۱۱ - ( آبان ۱۳۹۸ )
چکیده
یکی از کاربردهای مهم و گسترده انرژی خورشیدی استفاده در خشککنهای خورشیدی برای محصولات کشاورزی برای نگهداری طولانی مدت آنها است. این خشککنها با عبور جریان طبیعی یا اجباری همرفت هوایگرم بین محصولات عمل میکنند و وابستگی مستقیمی به شدت تابش دریافتی خورشید توسط کلکتور دارند که این مساله باعث ایجاد اختلال در فرآیند خشککردن در صورت عدم وجود منبع انرژی حرارتی در ساعاتی که خورشید در دسترس نیست میشود. بهمنظور حل این مشکل از مواد تغییر فاز دهنده (PMC) برای ذخیره انرژی حرارتی استفاده میشود. موادی که ظرفیت جذب انرژی گرمایی (مرحله شارژ) را داشته باشند و در صورت نیاز زمانهایی که شدت تابش خورشید کم بوده یا در طول شب انرژی جذبشده را آزاد کنند (مرحله دشارژ) و موجب تامین انرژی گرمایی لازم در ساعاتی که خورشید در دسترس نیست شده و افزایش مدت زمان استفاده از خشککن بشوند. در این پژوهش با طراحی و ساخت خشککن سینیدار خورشیدی غیرمستقیم مجهز به کلکتور لوله خلأ (هیتپایپ) و با استفاده از مواد تغییر فاز دهنده (PMC) برای ذخیره انرژی حرارتی، بررسیهای آزمایشگاهی صورت گرفته است. اثر پارامترهای دماهای ورودی و خروجی کلکتور، محفظه خشککن و محیط، رطوبت داخل محفظه خشککن و رطوبت محیط، شدت تابش خورشیدی بر فرآیند خشککردن برای دوحالت، با استفاده از مواد PMC و بدون استفاده از PMC و در سرعتهای مختلف جریان جابجایی اجباری بررسی و مقایسه شده است. نتایج نشان میدهند که اثر جریان جابجایی بر سرعت بخشیدن به فرآیند خشککردن بیش از اثر استفاده از مواد ذخیرهکننده بوده است.