جستجو در مقالات منتشر شده
۶ نتیجه برای شکرفروش
سید شهرام شکرفروش، علی عزیزی شیرازی، مریم عباس والی،
دوره ۳، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده
اثر نوع بستهبندی بر ماندگاری ماهی قزلآلای رنگینکمان پرورشی (Oncorhynchus mykiss) بررسی شد. ماهی پس از شستشو و تخلیه احشا در دمای اتاق، به سه دسته تقسیم و در کیسههای پلیاتیلنی پلیآمیدی در سه حالت بستهبندی در حضور هوا، خلأ، و اتمسفر اصلاح شده (۶۰٪ گاز کربنیک، ۱۰٪ اکسیژن و ۳۰٪ ازت) بستهبندی شدند. نمونهها در یخچال (۳C º) نگهداری و تا پانزده روز (روزهای صفر، ۳، ۶، ۹، ۱۲ و ۱۵) ارزیابی میکروبی، شیمیایی و فیزیکی شدند. در مدت نگهداری تعداد باکتریهای مزوفیل، انتروباکتریاسه و لاکتیک اسید در تیمارهای مختلف تفاوت معناداری نداشتند. تعداد باکتریهای سرمادوست تا روز دوازدهم در تیمارهای مختلف تفاوت آماری معناداری نداشت، و در روز پانزدهم در گروه با اتمسفر اصلاح شده بهطور معناداری کمتر از دو گروه دیگر بود. عدد اسیدی و میزان TBARS تیمارهای مختلف در طول دوره نگهداری تغییرات معنادار نداشتند. مقدار تراوش در همه تیمارها با گذشت زمان افزایش یافت و در نمونههای تحت خلأ در روزهای دوازدهم و پانزدهم نگهداری بهطور معناداری بیشتر بود. در همه تیمارها شاخص سفتی بافت در روز سوم نسبت به روز اول کاهش معناداری داشت و از روز سوم تا پانزدهم تغییر معناداری نداشت. این تحقیق نشان داد که اگر ماهی قزلآلا در شرایط بهداشتی صید، حمل و احشای آن تخلیه شود و بهسرعت بستهبندی و در دمای مناسب نگهداری گردد، تا ۹ روز بدون توجه به نوع بستهبندی قابل نگهداری بوده و نیازی به بستهبندی خاصی ندارد. همچنین با توجه به شرایط مذکور بستهبندیهای بهکار رفته در این بررسی، موجب بهبود قابلتوجهی در شاخصهای ماندگاری ماهی قزلآلا نخواهد شد.
زهرا موسوی، محمود ناصری، صدیقه بابایی، سید محمد هاشم حسینی، سید شهرام شکرفروش،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
این پژوهش به منظور بررسی خواص مکانیکی و فیزیکی فیلمهای ژلاتین ماهی و تأثیر عامل شبکهساز گلوتارآلدئید بر کنترل رهایش عامل ضد میکروب پلیاللایزین طراحی و اجرا شد. در این پژوهش تهیه فیلم به روش کاستینگ (casting)انجام گرفت و به فیلم تهیه شده از ژلاتین ماهی، ۰۵/%۰ گلوتارآلدئید(glutaraldehyde) و ۰۵/۰% پلیاللایزین اضافه شد. نتایج نشان داد افزودن گلوتارآلدئید به فیلم ژلاتین ماهی موجب افزایش مقاومت کششی (۸۰/۶ مگاپاسکال)، کاهش حلالیت (۵۱/۳۸ %)، کاهش رطوبت (۰۵/۸ %)، کاهش نفوذپذیری به بخار آب (۰۳/۲ گرم، میلی متر/ساعت، میلیمتر مربع کیلو پاسکال)، افزایش تراکم و انسجام و ایجاد سطحی صاف و بدون خلل فرج با توجه به تصاویر SEM گردید. همچنین رهایش پلیاللایزین از بیوپلیمر حاوی کراسلینکر (crosslinker) یا عامل شبکهساز گلوتارآلدئید به دلیل ایجاد اتصالات عرضی و به دام افتادن آن، آهستهتر و مداومتر بود. با توجه به خصوصیات مکانیکی و فیزیکی فیلمهای تولید شده و پایداری و کنترل رهایش ترکیب ضدمیکروبی پلیاللایزین، بنظر میرسد فیلمهای حاوی ۰۵/۰ %عامل شبکهساز گلوتارآلدئید میتوانند در جهت ماندگاری محصولات فاسدشدنی پیشنهاد شوند.
دوره ۱۳، شماره ۵۸ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
چکیده یکی از مهمترین ارکان در تولید ماست، انتخاب آغازگر مناسب است، از این رو شناسایی، حفظ و کاربرد آغازگرهای بومی در صنعت دارای اهمیت بسیاری میباشد. در این پژوهش به بررسی ویژگیهای تکنولوژیکی و ارگانولپتیکی ماستهای تولید شده توسط آغازگرهای جدا شده از ماستهای بومی ایران پرداخته شده است. یازده نمونه ماست با انتخاب ۵ جدایه لاکتوباسیلوس دلبروکی زیرگونه بولگاریکوس و دو جدایه استرپتوکوکوس ترموفیلوس تولید شد. بررسی ویژگیهای تکنولوژیکی نشان داد که تفاوت قابل ملاحظهای در قدرت تولید اسید جدایههای تولید کننده اگزوپلیساکارید (EPS) و جدایههایی که تولید کننده اگزوپلیساکارید نبودند (NEPS) وجود نداشته است. همچنین جدایههای با فعالیت پروتئولیتیکی بالا (جدایههای استفاده شده در نمونههای H و I که فعالیت پروتئولیتیکی طی ۲۸ روز نگهداری به ۱ واحد میرسد) توانایی تولید اسید کمتری داشته اند و زنده مانی این جدایهها طی دوره نگهداری نیز بیشتر از جدایههای دیگر بوده است. نمونههای حاوی آغازگر تولید کننده اگزوپلیساکارید، خصوصیات بافتی (قوام، آب اندازی و ظرفیت نگهداری آب) بهتری نسبت به نمونههای تولید شده توسط آغازگرهای NEPS نشان دادند. البته در نمونههای Hو I به دلیل فعالیت پروتئولیتیکی بالا و نوع اگزوپلیساکارید تولید شده خصوصیات بافتی مطلوبیت کمتری داشتند. آب اندازی نمونهها طی زمان نگهداری کاهش و ظرفیت نگهداری آب افزایش یافت. ولی روند سینرزیس و ظرفیت نگهداری آب در نمونههای تولید شده با استفاده از آغازگرهای با فعالیت پروتئولیتیکی بالا مانند نمونههای E، H و I تا روز ۲۱ مشابه نمونههای دیگر بوده است و در هفته چهارم روند تغییرات عوض شده و میزان سینرزیس افزایش و ظرفیت نگهداری کاهش یافته است.
دوره ۱۳، شماره ۶۰ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده
چکیده نگرانی رو به رشد در رابطه با امکان سرطان زایی آنتی اکسیدان های سنتزی منجر به افزایش تمایل نسبت به جایگزینی آنتیاکسیدانهای طبیعی، موثر و مقرون به صرفه گردیده است. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر اسانس رزماری بر پایداری اکسیداسیون روغن زیتون بکر تحت شرایط تسریع شده بود. ترکیب اسانس رزماری با استفاده از کروماتوگرافی گازی/ طیف سنج جرمی تعیین شد. اسانس رزماری و BHT به ترتیب در غلظت های ۱۰۰۰ و ppm۱۰۰ به روغن زیتون بکر افزوده شدند و پایداری اکسیداسیون نمونه های روغن زیتون بکر با استفاده از روش اکسیژن فعال ( AOM) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج کروماتوگرافی گازی/ طیف سنج جرمی نشان داد که آلفا- پینن (۰۷/۱۷%)، کامفور (۶۲/۹%) و بورنیل استات (۴۲/۹%) ترکیبات اصلی تشکیل دهندهی اسانس رزماری می باشند. اسانس رزماری در به تاخیرانداختن اکسیداسیون روغن زیتون بکر اثر قابل توجهی داشت. اثر اسانس رزماری در به تاخیر انداختن تشکیل هیدروپراکسیدها مشابه BHT بود. اسانس رزماری به شکل معنی داری زمان القاء، فاکتور حفاظت و قدرت آنتی اکسیدانی روغن زیتون بکر را افزایش داد. زمان القاء ، فاکتور حفاظت و قدرت آنتی اکسیدانی نمونه حاوی اسانس رزماری (به ترتیب ۳۵/۱±۰۱/۴۰ ساعت، ۰۵/۰±۶۷/۱ و ۷۶/۱±۹۶/۳۹) مشابه با نمونهی حاوی BHT ( به ترتیب ۲۳/۰±۴۴/۴۴ ساعت، ۰۱/۰±۸۵/۱ و ۰۵/۰±۹۶/۴۵) بود. به شکل کلی، اسانس رزماری آنتی اکسیدان طبیعی مناسبی جهت افزایش زمان ماندگاری روغن زیتون بکر می باشد.
دوره ۱۴، شماره ۶۲ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
بافت ضعیف برگرهای گیاهی یک عامل بسیار مهم در کاهش پذیرش این محصول از سوی مصرفکنندگان است. آنزیم ترانسگلوتامیناز میکروبی به تنهایی یا در ترکیب با سوبستراهایی چون کازئینات سدیم میتواند به عنوان یک بهبود دهندهی بافت در محصولات پروتئینی به کار رود. هدف از این پژوهش بررسی اثر غلظتهای مختلف آنزیم ترانسگلوتامیناز میکروبی (% ۷۵/۰-۰) و کازئینات سدیم (% ۲-۰) در دو شرایط مختلف نگهداری خمیر (یک ساعت در °C۲۵ و یک ساعت در °C۲۵ و به دنبال آن ۲۴ ساعت در °C۴)، بر خصوصیات بافتی، pH، محتوی رطوبت (%) و حلالیت پروتئین (mg/mL) برگرهای گیاهی بود. نتایج نشان داد افزودن آنزیم به تنهایی یا در ترکیب با کازئیناتسدیم بهطور معنیداری سفتی، پیوستگی، صمغیت و حلالیت پروتئین را در برگر گیاهی تحت تأثیر قرار می دهد. محتوی رطوبت و pH نمونههایی که شرایط نگهداری °C۴ برای ۲۴ ساعت را گذراندند کمتر از نمونههای دیگر بود (۰۵/۰>p). سختی و صمغیت برگرها در شرایط نگهداری ۲۴ ساعت-°C۴ بهبود یافت، اما پیوستگی خمیر تحت تأثیر تیمار شرایط نگهداری قرار نگرفت. حلالیت پروتئین در نمونههایی با شرایط نگهداری متفاوت، تفاوت معنیداری داشت، با این حال تفاوت بین حلالیت پروتئین نمونههای حاوی حداکثر غلظت آنزیم و کازئیناتسدیم که زمان نگهداری ۲۴ ساعته را نگذراندند و نمونههایی که دارای غلظت کمتر آنزیم و کازئیناتسدیم که زمان ۲۴ ساعته نگهداری را سپری کردند، معنیدار نبود. در مجموع بهترین نتایج در خمیری حاصل شد که حداکثر غلظت آنزیم و کازئینات سدیم را شامل میشد و شرایط نگهداری °C۴ به مدت ۲۴ ساعت را طی کرده بود.
دوره ۱۹، شماره ۱۲۶ - ( مرداد ۱۴۰۱ )
چکیده
دراین مطالعه اثر رژیم غذایی و پروبیوتیک بر خصوصیات بدن موشهای C۵۷BL /۶ بررسی گردید. موشها به چهار گروه شامل گروه کنترل، گروه دریافت کننده پروبیوتیک لاکتوباسیلوس روتری DMC۲۰۰۱۶ ، گروه دریافت کننده جیره غذایی پرچرب (HFD) و گروه دریافت کننده پروبیوتیک و جیره پرچرب تقسیم شدند. تأثیر رژیم غذایی پرچرب و پروبیوتیک بر فلورمیکروبی روده، وزن بدن، فاکتورهای خونی، هورمون لپتین و لیپوپلی ساکارید پس از هشت هفته نگهداری در آنها مورد بررسی قرار گرفت. رژیم غذایی پرچرب باعث افزایش وزن توده بدن، چربی شکمی و کبد شد. گروه HFD بیشترین افزایش وزن بدن (g ۰۲/۱ ± ۳۶/۸) نسبت به سایرگروهها داشت و مصرف لاکتوباسیلوس روتری باعث کاهش وزن بصورت معنیدار نگردید. همچنین رژیم غذایی پرچرب به طور قابل توجهی لیپوپلی ساکارید و لپتین را افزایش داد، اما لاکتوباسیلوس روتری باعث کاهش این شاخصها در مقایسه با گروه HFD شد. فراوانی و تنوع فلور میکروبی روده به رژیم غذایی و پروبیوتیک مصرفی بستگی داشت. با مصرف رژیم غذایی پرچرب میزان فرمیکوت (۷۰%) افزایش و باکتریوئیدیتها (۱%>) کاهش یافت. اما با مصرف لاکتوباسیلو روتری میزان اکتینوباکتریها (۴%) و فرمیکوتها (۱۶%) نسبت به نمونه کنترل کاهش و میزان پروتئوباکتریها (۷۸%) افزایش یافت. با توجه به نتایج این مطالعه و تحقیقات مشابه، همه پروبیوتیکها بر شاخصهای چاقی موثر نیستند و باید براساس هدف مصرف، مکمل پروبیوتیک انتخاب گردد.