جستجو در مقالات منتشر شده


۱۳ نتیجه برای عابدیان کناری

مهدی نادری کوشک، عبدالمحمد عابدیان کناری،
دوره ۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده

هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثرات آرتمیای غنی­شده با روغن­های ماهی و سویا همراه با ویتامین E بر عملکرد رشد، مقاومت به استرس، فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانی و پراکسیداسیون چربی لارو تاسماهی ایرانی (cipenser persicus) می­باشد. از پنج جیره غذائی مختلف شامل آرتمیای غنی­نشده (جیره شاهد)، آرتمیای غنی­شده با روغن سویا همراه با ۱۵ یا ۳۰ درصد ویتامین E (جیره­های S۱۵ و S۳۰) و روغن ماهی همراه با ۱۵ یا ۳۰ درصد ویتامین E (جیره­هایF۱۵ و F۳۰) استفاده شد. لاروها تا حد سیری ظاهری به مدت ۱۷ روز تغذیه شدند. نتایج نشان داد که ماهیان تغذیه شده با آرتمیای غنی­شده در مقایسه با گروه شاهد از نظر رشد و بازماندگی تفاوت معناداری نداشتند اما افزایش سطح ویتامین E از ۱۵ به ۳۰ درصد عملکرد رشد و مقاومت به استرس شوری را بهبود بخشید. محتوای ویتامین E در ماهیان تغذیه شده با جیره­های S۱۵ و S۳۰ در مقایسه با تیمارهای دیگر به طور معناداری بالاتر بود. فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانی در ماهیان تغذیه شده با آرتمیای غنی­نشده و جیره­های F۱۵ و F۳۰ بالاتر بود. بیشترین مقدار TBA در ماهیان تغذیه شده با آرتمیای غنی­نشده مشاهده شد. نتایج نشان داد که اضافه کردن ویتامین E به روغن­های ماهی و سویا برای غنی­سازی آرتمیا می­تواند اکسیداسیون روغن ها را کاهش داده و برای سلامتی و کیفیت لارو مفید باشد. در مجموع غنی­سازی آرتمیا با روغن سویا همراه با ۳۰ درصد ویتامین E (جیره S۳۰) جهت تغذیه لارو تاسماهی ایرانی پیشنهاد می­شود.
ابراهیم ستوده، عبدالمحمد عابدیان کناری، صابر خدابنده، خسرو خواجه،
دوره ۳، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده

 اثر ترکیبی مقادیرمختلف اسیدهای چرب ضروری امگا ۳HUFA (DHA, C۲۲:۶n-۳ و EPA, C۲۰:۵n-۳) وویتامین  Eجیره بر شاخص‌های رشد (وزن نهایی، ضریب  رشد ویژه و ضریب تبدیل غذایی) و برخی از شاخص‌های فیزیولوژیک (هماتوکریت، میزان چربی‌ها  و لیپوپروتئین‌های پلاسما)، در بچه ‌ماهی نورس ماهی آزاد دریای خزر(Salmo trutta caspius) بررسی شد. ابتدا شش جیره با سه مقدار مختلف از اسیدهای چرب امگا ۳DHA)  و EPA) به نسبت ۱ به ۰/۵ (پایین)، ۲ به ۱ (متوسط) و ۴ به ۲ (بالا) درصد و هریک ازاین مقادیر با یکی از سطوح ۳۰۰ (پایین) و ۱۰۰۰ (بالا) میلی‌گرم ویتامین E درکیلوگرم جیره تهیه شد (به‌ ترتیب LL،LH،ML،MH،HL  و ­HH). بچه‌ماهینورس (۲۵±۶۰۰ میلی‌گرم) به‌طور تصادفی در تانک‌های پرورشی تقسیم و به مدت ۱۰ هفته با هر یک ازجیره‌ها تغذیه شدند. نتایج  نشان داد ضریب نرخ رشد ویژه و میانگین وزن نهایی به‌طورمعناداری در تیمار MH و HH نسبت به دیگر تیمارها بالاتر است (P<۰/۰۵). شاخص‌های سلامتی مانند درصد هماتوکریت تغییرات معناداری نداشتند، با این حال، چربی‌ها و لیپوپروتئین‌های پلاسما به میزان بیشتری تحت تأثیر اسیدهای چرب امگا ۳ HUFA جیره قرارگرفتند و ویتامین Eو اثر  متقابل ویتامینE واسیدهای چرب تأثیر اندکی بر این شاخص‌ها نشان دادند. در مجموع، نتایج نشان داد وقتی سطح مناسبی از ویتامین Eدر جیره باشد، افزایش امگا ۳ HUFAمی‌تواند موجب بهبود عملکرد رشد و بهبود شرایط فیزیولوژیک این ماهی در این مرحله از رشد گردد.
سیده صدیقه بابایی، عبدالمحمد عابدیان کناری، مهدی هدایتی، محمد علی یزدانی ساداتی،
دوره ۴، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده

در مطالعه حاضر، تأثیر سطوح مختلف ماکرونوترینت جیره بر تغییرات اسیدهای چرب، چربی بدن و فعالیت آنزیم لیپاز در تاس‌ماهی سیبری بررسی شد. در این آزمایش، یک گروه از ۱۸۰ قطعه بچه تاس‌ماهی سیبری (وزن اولیه ۵±۳۰ گرم) با ۴ جیره با سطح انرژی یکسان تغذیه شدند. جیره‌ها به‌ترتیب LP-St (پروتئین پایین و نسبت کربوهیدرات به چربی بالا)؛ HP-St (پرتئین بالا و نسبت کربوهیدرات به چربی بالا)، LP-L (پروتئین پایین و نسبت کربوهیدرات به چربی پایین) و HP-L (پروتئین بالا و نسبت کربوهیدرات به چربی پایین) نام‌گذاری شدند. ماهیان به مدت ده هفته و در سطح اشباع تغذیه شدند. نمونه‌برداری از بافت بدن و همچنین روده بچه ماهیان صورت گرفت. در این مطالعه از دو منبع روغن ماهی و روغن آفتاب‌گردان با نسبت یکسان به‌عنوان منبع چربی جیره استفاده شده است. ترکیب اسیدهای چرب HUFA در جیره HP-St و LP-L به‌ترتیب بیشترین و کمترین مقدار بودند. نتایج نشان داد ترکیب اسیدهای چرب بافت بدن به‌طور معناداری تحت تأثیر ترکیب اسیدهای چرب جیره هستند (۵/۰>p). جیره­هایی با پروتئین و کربوهیدرات بالا سبب تجمع SFA و MUFA در بافت این ماهیان شده است. در تاس‌ماهیان تغذیه شده با جیره محتوای چربی بالا، محتوای PUFA در بافت بدن افزایش یافت. نتایج این مطالعه نشان داد تجمع چربی در بافت بدن تحت تأثیر میزان کل محتوای چربی جیره می­باشد و فعالیت آنزیم لیپاز در روده تاس‌ماهی سیبری در جیرهLP-L  تحت تأثیر میزان کم HUFA، کاهش یافته است.
نصراله احمدی فرد، عبدالمحمد عابدیان کناری، احمد احمدی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده

اثر ۳ تیمار غذایی، شامل جلبک Chlorella vulgaris در ۲ غلظت ۱۰۶ و ۱۰۷ سلول در میلی‌لیتر و یک تیمار از مخمر Saccharomyces cerevisiae، بر رشد، پروتئین و پروفیل اسیدهای آمینه کل و آزاد روتیفر Brachionus calyciflorus  پس از ۱۰ روز تغذیه بررسی شد. نرخ رشد ویژه روتیفر تغذیه شده با جلبک نسبت به مخمر معنی‌دار بود (۰۵/۰ < P), ولی تفاوت معنی‌داری بین دو غلظت جلبک مشاهده نشد. حداکثر تراکم روتیفر (۷/۱۰±۱۷۹۰ تعداد در میلی‌لیتر) در غلظت بالای جلبک به‌طور معنی‌داری (۰۵/۰ < P) بیش از غلظت پایین (۱/۴۱±۵۲۵)  و تیمار حاوی مخمر (۱/۲± ۱۱۵)  بود. میزان پروتئین در تیمار مخمر نسبت به تیمار غلظت پایین جلبک به طور معنی داری بیشتر بود (۰۵/۰ < P). مقادیر اسیدهای آمینه کل در تیمارهای مخمر، غلظت بالا و غلظت پایین جلبک به‌ترتیب ۱۶± ۶۶/۲۵۰، ۱۴± ۸۲/۱۹۸ و ۱۰±۱۵/۱۱۲ میلی‌گرم بر گرم نمونه بود (۰۵/۰ < P). حداکثر و حداقل مقدار اسیدهای آمینه آزاد در روتیفر تغذیه شده با مخمر نانوایی (۱/۱± ۷۷/۸) و غلظت پایین جلبک (۳/۰ ±۰۴/۴) مشاهده شد (۰۵/۰ < P). بر اساس این تحقیق، روتیفر تغذیه شده با جلبک در مقایسه با مخمر میزان رشد بالاتری را نشان داد، ولی میزان پروتئین و اسید‌های آمینه در روتیفر تغذیه شده با  مخمر نسبت به جلبک کلرلا بالاتر بود. همچنین در تیمار با غلظت بالای جلبک، میزان اسیدهای آمینه کل بدن افزایش نسبی نشان داد.
معصومه عموزاد خلیلی، عبدالمحمد عابدیان کناری، مسعود رضائی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده

تأ ثیر آنتی‌اکسیدانی ویتامین‌های C و E بر افزایش ماندگاری خمیر جلبکی نانوکلروپسیس (Nannochloropsis oculata) نگه‌داری شده در دمای Cº ۴ بررسی شد. ابتدا جلبک در شرایط کشت استاندارد (محیط کشت کانوی، میزان نور ۲۰۰۰ - ۱۰۰۰ لوکس، دما Cº ۱ ± ۲۴ ،۶/۸ -۵/۷ =pH ، شوریppt ۲۴ - ۲۰ و همراه با هوادهی) تولید شده و سپس در مرحله رشد لگاریتمی با روش سانتریفیوژ به‌ وسیله دستگاه خامه‌گیر (rpm ۱۲۰۰۰) جداسازی شد. سپس به نمونه‌های خمیر جلبکی مقادیر مختلف ویتامین  C وE (w/w۱/۰ درصد) و مخلوط دو ویتامین به نسبت مساوی اضافه و در یخچال به‌مدت۱۲ هفته نگه‌داری شدند. نتایج بیانگر زنده‌مانی ۹۵ درصدی درتیمار ویتامین C در پایان دوره بود که از تیمار شاهد بیشتر بود (۰۵/۰>p). مجموع اسید‌های چرب آزاد و pH به‌طورمعنی‌داری در گروه حاوی ویتامین C کمتر از گروه شاهد بود. مقایسه بین تیمارهای مختلف طی زمان نگه‌داری نشان‌داد که تیمار حاوی ویتامین E در مقایسه با سایر تیمارها، طی گذشت زمان افزایش فساد اکسیداتیو کندتری دارد.در طی دوره نگهداری، میزان زنده‌مانی بالا بودهو مواد افزودنی به‌عنوان نگهدارنده مناسب این فراورده عمل کرده است. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان از عملکرد مناسب ویتامین‌ها در حفظ و نگه‌داری خمیر جلبکی در شرایط سرد بود.
راحله میرزایی، سیده صدیقه بابایی، عبدالمحمد عابدیان کناری،
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده

تأثیر ترکیب جیره و گرسنگی بر رشد و متابولیت‌های پلاسمای قزل‌آلای رنگین‌کمان با میانگین وزن ۱۴ گرم بررسی شد. تعداد ۲۴۰ عدد بچه به‌طور تصادفی در ۱۲ تانک ۱۵۰ لیتری توزیع شدند. آزمایش به‌صورت آزمون فاکتوریل ۲×۲ با ۲ سطح چربی (۱۰ و ۱۸ درصد) و ۲ رژیم غذایی (تغذیه و گرسنگی) انجام شد که در ۴ تیمار و سه تکرار انجام شد. ماهیان از دو جیره ۱ (چربی ۱۰ درصد، کربوهیدرات ۲۹ درصد) و جیره ۲ (چربی ۱۸ درصد، کربوهیدرات ۱۹ درصد) با سطح پروتئین (۴۷ درصد) و انرژی یکسان تغذیه شدند. بچه ماهیان به‌مدت ۳ هفته در حد سیری ظاهری تغذیه شدند، سپس دو هفته گرسنه مانده و مجدد ۳ هفته غذادهی شدند. زیست‌سنجی و سنجش شاخص‌های بیوشیمی پلاسما در روز ۲۱ (پایان ۳ هفته غذادهی)، ۳۵ (پس از دو هفته گرسنگی) و ۶۰ (پایان ۳ هفته غذادهی مجدد) صورت گرفت. طبق نتایج، جیره با چربی ۱۰ درصد در گروه شاهد (تغذیه کامل) سبب بالاترین میزان رشد در ماهی شد و با اعمال دو هفته محرومیت غذایی در این تیمار غذایی، ماهی قادر به رشد جبرانی کامل نگردید. همچنین نتایج حاصل از ترکیب لاشه نشان داد که گرسنگی و ترکیب جیره تأثیر بیشتری بر میزان چربی بدن نسبت به پروتئین داشت و گرسنگی سبب کاهش محتوای چربی بدن گردید. گرسنگی و نوع جیره تأثیر معناداری بر کلسترول و تری‌گلیسرید نداشته در حالی‌که سبب افت سطوح گلوکز خون ماهی شد.
مهدی کاظمی، عبدالمحمد عابدیان کناری، رضا ربیعی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده

اهداف: سارگاسوم بووانوم، پلی‌کلادیا مایریکا و گرسیلاریوپسیس پرسیکا به‌دلیل زی‌توده قابل توجه در طبیعت و قابلیت تولید انبوه به‌صورت پرورش مصنوعی، می‌توانند در جیره غذایی آبزیان مورد استفاده قرار گیرند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر ماکروجلبک‌های دریایی بر عملکرد رشد و پاسخ ایمنی بچه‌ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان بود.
مواد و روش‌ها: پژوهش تجربی حاضر روی ۲۱۰ قطعه بچه‌ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان که به‌طور تصادفی انتخاب شده و در آزمایشگاه آبزیان دانشکده علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس نور در سال ۱۳۹۴ پرورش داده شدند، اجرا شد. این بچه‌ماهی‌ها در قالب هفت تیمار آزمایشی شامل جیره غذایی بدون ماکروجلبک دریایی (شاهد) و با جایگزینی سطوح متفاوت ۵% و ۱۰% پودر ماکروجلبک‌های دریایی به‌جای آرد گندم قرار گرفتند. برای آنالیز اقلام غذایی از نرم‌افزار Lindo ۵.۳ و برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS ۲۰ استفاده شد.
یافته‌ها: کمترین افزایش وزن، کمترین ضریب رشد، کمترین شاخص کارآیی پروتئین و بالاترین میزان ضریب تبدیل غذایی مربوط به تیمار حاوی ۱۰% پودر سارگاسوم بووانوم بود و تفاوت معنی‌داری با سایر تیمارها داشت. شاخص وضعیت (CF) در تیمار شاهد در بالاترین مقدار قرار داشت و بین تیمارها تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. در بازماندگی تیمارهای مختلف تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. بیشترین میزان فعالیت لیزوزیم سرم مربوط به تیمار حاوی ۵% پودر گرسیلاریوپسیس پرسیکا بود و بیشترین میزان فعالیت همولیتیک کمپلمان سرم مربوط به تیمار حاوی ۵% سارگاسوم بووانوم بود.
نتیجه‌گیری: ماکروجلبک‌های دریایی گرسیلاریوپسیس پرسیکا، سارگاسوم بووانوم و پلی‌کلادیا مایریکا بر بهبود عملکرد رشد بچه‌ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان تاثیر ندارند، ولی گرسیلاریوپسیس پرسیکا و سارگاسوم بووانوم بر پاسخ ایمنی آنها تاثیرگذار هستند.

فریده قالبی حاجیوند، امیر حسین اسماعیلی، عبدالمحمد عابدیان کناری،
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۵-۱۳۹۹ )
چکیده

در این پژوهش تأثیر سطوح مختلف فوکوئیدان بر رشد و پروفایل اسید چرب قزل­آلای رنگین­کمان مورد بررسی قرار گرفت. تعداد ۱۵۰ عدد ماهی (۷۰/ ± ۷۴/۱۸ گرم) در ۱۵ تانک فایبرگلاس (۱۰۰ لیتر) توزیع گردیدند و به مدت ۸ هفته با سطوح مختلف فوکوئیدان [صفر، ۱/۰، ۵/۰، ۱ و ۲ درصد] غذادهی شدند. تفاوت‌های معنی‌داری در بیشترین وزن نهایی، نرخ رشد ویژه و درصد افزایش وزن بدن در گروه‌هایی که بیشترین میزان فوکوئیدان را مصرف کرده‌بودند، به ثبت رسید (p<۰,۰۵). در صورتی که اختلاف‌ها در ضریب تبدیل غذایی در بین تیمارهای آزمایش معنی‌دار نبودند (p>۰,۰۵) در انتهای دوره‌ی پرورش از هر تکرار ۳ عدد ماهی به صورت تصادفی جهت پایش اسیدهای چرب عضله نمونه‌برداری شدند. میزانEPA ،DHA ،SFA ،MUFA ، اسیدهای چرب امگا۳ (۳-n)، نسبت ۳-n به ۶ -n و اسیدهای چرب اشباع نشده بسیار HUFA در بین تیمارهای مختلف تفاوت معنی‌داری را نشان ندادند (p>۰,۰۵)، در حالی­که میزانPUFAs  و آراشیدونیک اسید در بین تیمارهای مختلف دارای تفاوت معنی‌دار بودند (p<۰,۰۵) و بالاترین نتایج ثبت‌شده به ترتیب در تیمار ۲ و ۱ درصد مشاهده شد. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه می­توان گفت که مصرف این نوع پلی­ساکارید در میزان بالا در جیره (۱ و ۲ درصد فوکوییدان) می‌تواند موجب بهبود عملکرد رشد و حفظ کیفیت اسید­های چرب در عضله شود.

قاسم رشیدیان، عبدالمحمد عابدیان کناری، مریم نیکخواه،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( نسخه ویژه خلیج فارس ۱۴۰۰ )
چکیده

در این تحقیق ضایعات سر میگوی وانامی تهیه و بصورت آنزیمی با کمک آنزیم آلکالاز (L ۴/۲( هیدرولیز و با اولترافیلرهای با اندازه چشمه ۱۰ کیلو دالتون فرکشن بندی شد. فرکشن مورد نظر بر اساس روش ژلاسیون یونی (کیتوزان و تری پلی فسفات) در کپسول های نانوکیتوزان بر اساس غلظت های ۱ و ۲ میلیگرم بر میلی لیتر کیتوزان، نسبت های مختلف کیتوزان:تری پلی فسفات و غلظت های مختلف فرکشن پپتیدی شامل ۱، ۵ و ۱۰ میلی گرم در میلی لیتر بهینه سازی شد. درجه هیدرولیز و طول پپتیدهای بدست آمده از هیدرولیز آنزیمی محاسبه شد. اندازه، پتانسیل زتا و متوسط قطر و توزیع اندازه ذرات توسط دستگاه انکسار نور پویا بررسی شدند. ساختار و شکل نانوکپسول ها شامل عکس برداری میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و طیف مادون قرمز (FTIR) انجام شد. اندازه ذرات در غلظت ها و تمیار های مختلف متنوع و در محدوده ۳۰ تا ۱۵۰ نانومتر بود. بهترین نتیجه حاصل از بهینه سازی کپسولیشن در تیمار نسبت ۲:۱ کیتوزان به پلی فسفات و غلظت ۱۰ میلی گرم بر میلی لیتر بدست آمد. اندازه، شاخص پراکندگی، پتانسیل زتا و اندازه نانوکپسول ها در شرایط بهینه مورد نظر به ترتیب ۰٫۳۷۵،۲۰۲ و ۱۳/۳۰ نانومتر بودند و شرایط نگهداری در دمای ۲۰- درجه سانتیگراد تاثیر چندانی بر کیفیت نانوکپسول ها نداشت. با توجه به کارایی بالا (۱۸/۰±۰۴/۹۱ درصد) کیتوزان می تواند برای نانکپسوله کردن فرکشن پپتیدی کوچکتر از ۱۰ کیلودالتون مورد استفاده قرار گیرد.
امیر حسین ولیپور، عبدالمحمد عابدیان کناری، مهدی طبرسا،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده

در این تحقیق تأثیر پلی‌ساکاریدهای حاصل از میکروجلبک‌ اسپیرولینا  Spirulina platensis بر عملکرد رشد، ترکیب بدن و پاسخ ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) بررسی شد.. در این راستا ۱۸۰ قطعه بچه ماهی (میانگین وزنی ۵/۰±۲۲/ ۱۷گرم) در پنج تیمار آزمایشی ( با سه تکرار) توزیع شدند. تیمارها شامل سطوح مختلف پلی ساکارید در مقادیر صفر (شاهد) ، ۵۰۰ ، ۱۰۰۰،۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ میلی‌گرم در کیلوگرم غذا بود. در شاخص های رشد (وزن نهایی ، افزایش وزن بدن، ضریب رشد ویژه ، کارایی پروتئین ،ضریب تبدیل غذایی و فاکتور وضعیت) هیچ تفاوت معنی داری در بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد.  بیشترین و کمترین میزان پروتئین لاشه به ترتیب در تیمار غذایی حاوی ۵۰۰ میلی‌گرم پلی‌ساکارید و شاهد مشاهده شد که با هم اختلاف معناداری داشتند. میزان اسید چرب عضله بدن ماهیان تفاوت معنی داری را در بین تیمارها نشان نداد. بیشترین و کمترین میزان فعالیت لیزوزیم سرم به ترتیب در تیمارهای ۲۰۰۰ میلی‌گرم پلی‌ساکاریدو شاهد، و بیشترین و کمترین میزان فعالیت همولیتیک کمپلمان سرم به ترتیب در تیمارهای حاوی ۳۰۰۰ میلی‌گرم پلی‌ساکارید ‌و شاهد مشاهده گردید. در مجموع استفاده از پلی‌ساکارید استخراج شده از میکرو جلبک در جیره غذایی به طور معناداری منجر به بهبود رشد ماهی قزل آلای رنگین کمان نگردید اما بهبود جزیی در تیمار ۵۰۰ میلی گرم پلی ساکارید در کیلو گرم غذا مشاهد شد. از نظر شاخص های ایمنی تیمارهای ۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ میلی گرم پلی ساکارید در کیلو گرم غذا عملکرد مناسبی داشتند و می توان در مواقع لزوم استفاده نمود.   
 
آذین فهیم، محمدرضا کلباسی، عبدالمحمد عابدیان کناری، محمد صادق ثابت،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده

هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات ترکیب اسیدهای چرب در ریزجلبک Nannochloropsis oculata تحت تنش‌های فیزیکوشیمیایی (شدت نور و شوری) می‌باشد. در همین راستا میزان رشد، میزان کلروفیل و کاروتنوئید، آنالیز تقریبی و پروفایل تغییرات اسیدهای چرب ریزجلبک دریایی N. oculata تحت دو تنش متقابل شوری (۱۵، ۲۵ و  g/l۴۰) و شدت نور (Lux ۱۵۰۰و Lux ۱۰۰۰۰) که در انتهای فاز لگاریتمی اعمال شدند مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که با توجه به اعمال تنش‌ها پس از تکمیل رشد، میزان رشد در تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری نداشت (P > ۰,۰۱). همچنین با وجود اینکه بیشترین میزان لیپید تحت تیمار شوری g/l ۴۰ و شدت نور Lux ۱۵۰۰ حاصل شده است، بیشترین میزان اسیدهای چرب اشباع (SFA) تحت تیمار شوری g/l ۱۵ و شدت نور Lux ۱۰۰۰۰، بیشترین میزان اسیدهای چرب تک غیراشباع (MUFA) تحت تیمار  g/l۲۵ و شدت نور Lux ۱۰۰۰۰ و بیشترین میزان اسیدهای چرب چندغیراشباع (PUFA) تحت تیمار g/l۱۵ و شدت نور Lux ۱۰۰۰۰ هر سه بعد از گذشت ۴ روز از اعمال تنش حاصل شده. با توجه به تأثیرپذیری ترکیبات اسیدهای چرب در ریزجلبک N. oculata می‌توان با تحت کنترل قرار دادن شرایط کشت، به بیشترین میزان از انواع اسیدهای چرب دلخواه مطابق با اهداف مورد نظر دست یافت.
 

مجتبی شیرود نجفی، عبدالمحمد عابدیان کناری،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۲ )
چکیده

در این آزمایش از کنسانتره پروتئینی برنج به میزان صفر، ۲۵، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰ درصد به جای پودر ماهی استفاده شد. بچه ماهیان سفید (میانگین وزن اولیه mg۲۰±۳۵۰) به صورت سه بار در روز به مدت ۶۰ روز تغذیه شدند. بیشترین وزن نهایی(۱۰۲۰ میلی گرم) و افزایش وزن (۶۷۰ میلی گرم) و کمترین FCR (۵/۱) در تیمار ۵۰ درصد جایگزینی مشاهده شد که با بقیه تیمارها اختلاف معناداری داشت (P < ۰/۰۵) . میزان زنده مانی ۱۰۰ درصد و اختلاف معنی داری بین تیمارها وجود نداشت. هیچ گونه تفاوت معنی داری در ترکیب لاشه (رطوبت، پروتئین، لیپید و خاکستر) بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد (P > ۰/۰۵). با افزایش میزان جایگزینی کنسانتره پروتئینی برنج از میزان n-۳ کاسته شده و میزان n-۶ افزایش یافت (۰۵/۰P< ). نسبت n-۳ به n-۶ تا سطح ۲۵ درصد تغییر معنی داری نداشت ولی با افزایش سطح جایگزینی کاهش معنی داری نشان داد. میزان اسید آمینه کل با افزایش سطح کنسانتره تغییر معنی داری در بین تیمارها نداشت. یشترین مقدار اسیدهای آمینه ضروری مربوط به تیمار ۲۵ درصد بود که با تیمارهای شاهد، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰ درصد جایگزینی تفاوت معنی دار داشت. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که از کنسانتره پروتئین برنج می توان به عنوان یک جایگزین برای پودر ماهی تا سطح ۵۰ درصد در جیره بدون تغییر معنی داری در رشد بچه ماهیان سفید استفاده نمود. البته کیفیت اسیدهای چرب لاشه در این سطح حفظ نشد و سطح ۲۵ درصد وضعیت مناسبتری داشته است.
 
رسول زارع، عبدالمحمد عابدیان کناری،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده

استفاده از پروبیوتیک ها و اسیدهای آلی یک راه ایده آل و جایگزین مناسب برای آنتی بیوتیک ها در آبزی پروری است. در حال حاضر شناخت کافی از عملکرد مجزا و ترکیبی این افزودنی ها در غذای ماهیان خاویاری وجود ندارد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی استفاده از مکمل های اسید لاکتیک و پروبیوتیک (پروتکسین) و ترکیب این دو در تغذیه تاسماهی سیبری (Acipenser baerii) است. از اینرو ۱۶۰ قطعه ماهی سالم با میانگین وزن بدن۳۶/۰ ± ۸۵/۵۴ گرم به طور تصادفی به ۴ گروه آزمایشی در ۳ تکرار تقسیم شدند. ماهیان با چهار جیره غذایی شامل جیره غذایی شاهد یا بدون افزودنی (جیره ۱)، جیره غذایی شاهد همراه با ۲٪ اسید لاکتیک (جیره ۲)، جیره شاهد همراه با ترکیب ۲٪ اسید لاکتیک و ۰۱/۰ ٪ پروتکسین (جیره ۳) و جیره غذایی شاهد همراه با ۰۱/۰ ٪ پروتکسین (جیره ۴) تغذیه شدند. ماهی ها به مدت ۹ هفته و سه بار در روز تا حد سیری تغذیه شدند. در پایان آزمایش، پارامترهای رشد، فیزیولوژی و ایمنی ماهی سنجش شد. نتایج نشان داد اسید لاکتیک به تنهایی و هم در ترکیب با پروتکسین موجب افزایش وزن بدن و ضریب رشد ویژه شد. ضریب تبدیل غذایی در تیمارهایی که اسید لاکتیک بصورت مجزا یا در ترکیب با پروتکسین استفاده شده بود کاهش یافت (۰۵/۰P <).  میزان تلفات در تمام تیمارها در طول دوره آزمایش صفر بود. پروتئین لاشه تاسماهی سیبری در تیمارهای تغذیه شده با ترکیب اسید لاکتیک و پروتکسین نسبت به گروه های دیگر بهبود معنی داری داشت. (۰۵/۰P <). افزودن اسید و پروتکسین هم بطور مجزا و هم در ترکیب با هم  موجب کاهش چربی لاشه شد (۰۵/۰P <). کمترین pH روده در تیمار تغذیه شده با اسید لاکتیک توام با پروتکسین و بیشترین آن در گروه شاهد مشاهده شد. همچنین، تعداد کل باکتری های اسیدلاکتیک موجود در روده ماهیان تغذیه شده با اسیدلاکتیک به همراه پروتکسین در مقایسه با باقی تیمارها افزایش معنی داری نشان داد (۰۵/۰P <).  افزودن توام اسید لاکتیک با پروتکسین فعالیت لیزوزیم و کمپلمان خون ماهی را بطور معناداری افزایش داد (۰۵/۰P <). به طور کلی استفاده مجزا و ترکیبی اسید لاکتیک (۲ درصد) با پروتکسین (۰۱/۰ %) در غذای ماهی سیبری موجب بهبود عملکرد این ماهی گردید.


صفحه ۱ از ۱