جستجو در مقالات منتشر شده


۱۰ نتیجه برای مطلبی


دوره ۱۰، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۹ )
چکیده

اهداف: هدف از پژوهش حاضر، سنجش میزان پایداری اجتماعی در بافت‌های ناکارآمد شهری و تبیین مولفه‌های آن در بافت تاریخی و حاشیه‌نشین شهر اردبیل به مثابه دو نمونه از بافت‌های ناکارآمد شهری است.
روش‌ها: داده‌های پژوهش در سال ۱۳۹۷ با روش کتابخانه‌ای و پرسش‌نامه گردآوری شد و با روش T تک‌نمونه، تحلیل عاملی و تحلیل رگرسیون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نمونه مورد بررسی شامل ۲۰۰ نفر از ساکنان بافت تاریخی و ۲۰۰ نفر از ساکنان بافت حاشیه‌نشین شهر اردبیل بود که به روش خوشه‌ای نمونه‌گیری شدند.
یافته‌ها: مولفه‌های پایداری اجتماعی در هر دو بافتِ مورد مطالعه، وضعیت نامناسبی دارد. با این حال، بافت حاشیه‌نشین نسبت به بافت تاریخی دارای وضعیت نامناسب‌تری بود. براساس نتایج تحلیل عاملی، عوامل بهبود پایداری اجتماعی در زیرمجموعه چهار عامل اصلی قرار می‌گیرند که این چهار عامل در مجموع ۶۳ تا ۶۸% واریانس متغیر وابسته یعنی پایداری اجتماعی را تبیین می‌کنند. همچنین اثرگذاری عوامل در هر یک از پهنه‌ها به‌طور معنی‌داری متفاوت بود. به‌طوری‌که مهم‌ترین عامل موثر بر پایداری اجتماعی در بافت تاریخی، عامل سرمایه اجتماعی است که توسط متغیرهایی مانند مشارکت اجتماعی، تعاملات اجتماعی، اعتماد اجتماعی و هویت جمعی توضیح داده می‌شود. در مقابل، مهم‌ترین عامل موثر بر پایداری اجتماعی در بافت حاشیه‌نشین، برخورداری از امکانات رفاهی- زیرساختی است که توسط متغیرهایی مانند کیفیت مسکن، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی تبیین می‌شود.
نتیجه‌گیری: نتیجه نهایی این بود که وجود تفاوت‌های ذاتی بین بافت‌های تاریخی و حاشیه‌نشین، لزوم تدوین طرح‌های بازآفرینی جداگانه را برای هر یک، متناسب با ویژگی‌های آنها می‌طلبد.

الهه افشاری پور، قباد آذری تاکامی، سید محمد جلیل ذریه زهرا، عباسعلی مطلبی، شاپور کاکولکی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده

در این تحقیق اثربخشی ۴ نوع واکسن کشته شده ضد ویروس نکروز عصبی (VNN) همراه با سه نوع ادجوانت به دو روش غوطه وری و تزریقی مورد ارزیابی قرار گرفت. ۵۴۰ ماهی  ۱۰-۷ گرمی ازون برون ) stellatus Pallas ۱۷۷۱ Acipenser ( برای انجام آزمایش تهیه شد. واکسیناسیون در دو مرحله به فاصله یک ماه انجام شد که پس از یک ماه از دومین تکرار، مواجه سازی با ویروس زنده حاد انجام پذیرفت. در طی این مدت میزان مرگ و میر گروه های غوطه وری و تزریقی به ترتیب ۹/۱۲ درصد و ۸/۱۹ درصد در مقایسه با ۱۰۰ درصد مرگ و میر در گروه کنترل بود. خون گیری جهت ارزیابی فاکتور های ایمنی (سوپراکسید دیسموتاز، لیزوزیم) در چهار مرحله به ترتیب قبل از واکسیناسیون اول در دوره آداپتاسیون، بعد از واکسیناسیون اول، بعد از واکسیناسیون دوم به فاصله یک ماه از اولین واکسیناسیون و بعد از مواجهه سازی با ویروس زنده حاد انجام شد تا تغییرات در زمان قبل و بعد از مواجهه سازی با ویروس مشخص گردد.
نتایج نشان داد که واکسیناسیون به روش غوطه وری در گروه واکسینه شده با واکسن حاوی ادجوانت IMS ۱۳۱۲ SEPPIC به طور قابل توجهی سطوح بالاتری از میزان سوپراکسید دیسموتاز IU/MI ۱۷۴۵ (p<۰,۰۵) و لیزوزیم  ۴۰/۶  (p<۰,۰۵) را نسبت به بقیه گروه ها نشان داد که کارایی بهتر آنرا در مقایسه با سایر واکسن های دیگر نشان می دهد. لذا می توان واکسن کشته با ۷۵% ادجوانت IMS ۱۳۱۲ SEPPIC جهت واکسیناسیون علیه بیماری نکروز عصبی ویروسی  را توصیه نمود.

دوره ۱۲، شماره ۳ - ( تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده

اهداف: در چند دهه گذشته متابولیت­های ثانویه­ی گیاهی به سبب تنوع و نقششان در گیاهان و سلامتی انسان مورد توجه قرار گرفته­اند. انگور یکی از گیاهان با ترکیبات ثانویه و با خواص دارویی است. این ترکیبات شامل رزوراترول است که یک ترکیب فنلی از گروه استیلبنوئیدهاست. به‌منظور بررسی افزایش تولید پلی­فنل رزوراترول تحت تأثیر الیسیتورها، آزمایشی با طرح کاملا تصادفی با ۴ تکرار در گیاه انگور رقم سلطانی در شرایط درون شیشه­ای انجام شد.
مواد و روش­ها: هورمون اسید­سالیسیلیک به‌عنوان الیسیتور در غلظت‌های مختلف صفر، ۴-۱۰، ۵-۱۰، ۶-۱۰ مولار مورد استفاده قرار گرفت و به محیط کشت MS بدون هورمون جهت بررسی تنش اضافه گردید. آزمایش در دو سطح مولکولی و بیوشیمیایی انجام شد. در سطح مولکولی، تاثیر اسید­سالیسیلیک در بیان ژن استیلبن­سنتاز توسط RT-PCR نیمه کمی ارزیابی شد. در آزمایش بیوشیمیایی، میزان تولید رزوراترول توسط دستگاه HPLC اندازه­گیری شد.
 یافته­ها: آنالیز بیان ژن استیلبن­سنتاز نشان داد که اسید­سالیسیلیک با غلظت ۴-۱۰ مولار تاثیر مثبت و افزایشی در بیان ژن داشته و افزایش ۴۸/۳۵ درصدی در مقایسه با شاهد نشان داد و همچنین غلظت ۵-۱۰ مولار بیان ژن را ۶۵/۵ درصد در مقایسه با شاهد افزایش داد. در آزمایش بیوشیمیایی افزایش در میزان تولید رزوراترول در تیمار ۴-۱۰ مولار در مقایسه با تیمار شاهد مشاهده شد (۱۰/۶ میکروگرم) و تیمار ۵-۱۰ مولار (۲۵/۳ میکروگرم) تفاوت معنی­داری با نمونه شاهد نشان نداد.
نتیجه­گیری: اسید­سالیسیلیک به عنوان یک الیسیتور و محرک تولید رزوراترول می­تواند بیان ژن استیلبن­سنتاز و در پی آن خواص دارویی گیاه انگور را در شرایط درون شیشه­ای افزایش دهد.

دوره ۱۳، شماره ۵۲ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده

چکیده در این بررسی تاثیر روش­های مختلف کشتار بر کیفیت ماهی قزل آلای رنگین کمان طی نگهداری در یخچال برای تعیین بهترین روش جهت حفظ کیفیت ماهی در بازه­ی زمانی ۱۲ روزه مورد بررسی قرار گرفت. تیمارها شامل خفه شدن ماهی خارج از آب (شاهد)، ضربه به سر با چکش چوبی (تیمار ۱)، قطع پایه آبششی و تخلیه شکمی(تیمار ۲) و استفاده از آب و یخ و سپس ضربه به سر با چکش چوبی (تیمار ۳)  بودند. میزان پراکسیدها در تیمار شاهد، ضربه به سر، قطع پایه آبششی و استفاده از آب و یخ از ۹۶/۰ به ۰۳/۱۱، از ۹۲/۰ به ۶۰/۱۰، از ۸۶/۰ به ۲۰/۱۰ و از ۸۸/۰ به ۴۰/۱۰ میلی اکی والان پراکسید بر کیلوگرم چربی در طی دوره نگهداری در یخچال افزایش نشان داد.  تغییرات معنی داری (۰۵/۰>P) در محتوای پراکسیدها، تیوباربیتوریک اسید و اسیدهای چرب آزاد در تیمارهای مختلف کشتار در دوره نگهداری نمونه ها در یخچال مشاهده گردید. تیمارهای مختلف کشتار تاثیر معنی داری بر بار باکتریایی نمونه ها داشت. پائین ترین بار باکتریایی مزوفیلیک و TVC  در طول دوره بررسی مربوط به تیمار استفاده از آب و یخ و سپس تیمار قطع پایه آبششی بوده است. تمامی تیمارها در روز ۹ نگهداری در محدوده فساد یعنی ۷ log CFU/g  قرار داشتند. با توجه به نتایج بدست آمده از این بررسی، تیمار قطع پایه آبششی بهترین تاثیر را بر کیفیت ماهی در طول مدت نگهداری داشت.

دوره ۱۶، شماره ۸۸ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده

در این مطالعه ژلاتین حاصل از فلس کپور معمولی(Cyprinus carpio)  با استفاده از روش­های قلیایی، اسیدی و حرارتی تولید شد. سپس فاکتورهای فیزیکی، ممانعتی و خصوصیات ظاهری آن با استفاده از تغییر فاکتورهای موثر در استخراج ژلاتین اولیه آن بهینه سازی گردید. جهت بهینه سازی فیلم روش سطح پاسخ شامل یک طرح مرکب مرکزی برای فرایند استخراج در نظر گرفته شد، مجموعه­ای از فاکتورهای موثر در استخراج شامل، غلظت سدیم هیدروکسید، مدت پیش تیمار قلیایی، غلظت هیدروکلریک اسید و دمای استخراج به عنوان متغیرهای مستقل و متغیرهای وابسته شامل خواص کششی، میزان حلالیت در آب و میزان نفوذپذیری به بخار آب مورد بررسی قرار گرفت. نتایج  مربوط به غربالگری بر اساس مقاومت مکانیکی و حلالیت منجر به انتخاب ۴ فاکتور از ۹ فاکتور گردید. در مرحله‌ی غربالگری ۴ متغیر شامل دوفاکتور pH مرحله استخراج و مدت زمان تیمار قلیایی که دارای بیشترین تاثیر روی مقاومت کششی بودند و دو فاکتور غلظت تیمار اسیدی و دمای مرحله استخراج که دارای بیشترین تاثیر بر میزان حلالیت فیلم‌ها بودند جهت انجام آزمایشات اصلی انتخاب شده‌اند. سایر متغیرها که تاثیر قابل توجهی روی ویژگی‌های مکانیکی و حلالیت فیلم‌ها نداشتند در معمول‌ترین مقدار خود قرار داده شدند. آزمایشات اصلی استخراج ژلاتین شامل ۳۰ تیمار بود. حلالیت تغییرات معنی داری  (۰۵/۰>p) نشان داد. کم ترین حلالیت  ۰۸/۲۵ درصد مربوط به تیمار شماره ۹ با  تیمار قلیایی به مدت ۱۹۵ دقیقه، تیمار اسیدی با غلظت ۰,۳ مولار و استخراج در دمای ۶۳ درجه بوده است. کم ترین نفوذپذیری  مربوط به تیمار شماره ۱۵ با تیمار قلیایی به مدت ۱۴۰ دقیقه، تیمار اسیدی با غلظت ۰,۱۸ مولار و استخراج در دمای ℃۷۶ بوده است(۰۵/۰>p). در نهایت مشخص شد با تغییر برخی فاکتورهای موثر می­توان خصوصیات فیلم ژلاتینی حاصل از فلس کپور معمولی را بهینه سازی نمود.

دوره ۱۷، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده

ناحیه سواش، بعنوان محدوده‌ی انتهایی ناحیه داخلی شکست، مناطق و سازه‌های ساحلی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. عملکرد سواش تحت تاثیر امواج ورودی از ناحیه شکست، هندسه بستر ساحلی و اندرکنش سفره زیرزمینی-دریا است. در تحقیقات گذشته برای طراحی آزمایش‌ها از روش «هر بار یک عامل» استفاده شده است و تاثیر کیفی پارامترهای ارتفاع و پریود موج منظم، تراز آب سمت دریا، تراز سفره زیر زمینی، و شیب ساحل بر تغییرشکل ساحل مورد بررسی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر، برای ساحل ماسه‌ای انعکاسی با قطر متوسط mm۸/۰، آزمایش‌ها به روش «سطح پاسخ مرکزی» طراحی شده اند و تاثیر کمّی و متقابل پارامترهای ارتفاع و پریود موج نامنظم، ترازهای آب سمت دریا و پشت ساحل، و شیب ساحل؛ بر موقعیت شروع رسوبگذاری سواش بررسی شده است. نتایج حاصل از روش سطح پاسخ مرکزی نشان داد تراز آب زیر زمینی در ساحل، تاثیر معناداری بر موقعیت شروع رسوبگذاری سواش ندارد و افزایش ارتفاع موج منجر به جابجایی سریع این موقعیت به بالای ساحل می‌شود. موقعیت شروع رسوبگذاری سواش با زیاد شدن شیب ساحل به بالای ساحل حرکت می‌کند و برعکس با بالا آمدن تراز آب سمت دریا این موقعیت به سمت پایین ساحل جابجا می‌شود. اندرکنش قابل توجهی بین میزان تاثیر ارتفاع و پریود موج بر موقعیت شروع رسوبگذاری سواش وجود دارد. در ضمن بین تراز آب سمت دریا و ارتفاع موج اندرکنش کمی وجود دارد.

دوره ۱۹، شماره ۱۲۶ - ( مرداد ۱۴۰۱ )
چکیده

مهم­ترین کاربرد فناوری نانو در صنایع مواد غذایی، تولید بسته بندی فعال با خاصیت ضد میکروبی، بسته­بندی با خواص مکانیکی ویژه از نظر تبادل گاز و حرارت و نانوسنسورها در بسته­بندی هوشمند است. این مطالعه بر آن بوده است تا به مطالعه اثر ضدمیکروبی نانوکامپوزیت­های نقره و مس تولید شده به روش اکستروژن بر باکتری های اشرشیا­کلی و استافیلوکوکوس اورئوس بپردازد. به­ طوری که نانوکامپوزیت­های محتوی نانو ذرات نقره و مس در درصدهای ۱، ۳، ۵ و ۷ درصد با روش اکستروژن تولید شدند و تحت آنالیزهای نانومتریک (SEM, TEM, XRD, EDS) قرار گرفتند. سپس آزمون ضد­میکروبی نانوکامپوزیت­ها با روش انتشار از دیسک برای اندازه­گیری هاله عدم رشد در محیط کشت با سویه های تجاری باکتری استافیلوکوکوس اورئوس و اشریشیاکلی انجام شد. داده­ ها نشان داد که سایز نانوذرات مس و نقره در محدوده ی ۲۰ تا ۵۰ نانومتر قرار داشت و پراکندگی نانوذرات در سطح نانوکامپوزیت­ها به صورت یکنواخت بود و خلوص بالایی داشتند. آزمون ضد میکروبی نانوکامپوزیت­ها نشان داد که با افزایش درصد نانوذرات میزان قطر هاله ممانعت از رشد نانوکامپوزیت­ها به طور معنی­داری افزایش یافت و میزان ممانعت از رشد نانوذرات نقره نسبت به مس بیشتر بود (۰۵/۰p≤). باکتری استافیلوکوکوس اورئوس  در مقایسه با  اشرشیاکلی حساسیت بیشتری به نانوذرات مس و نقره نشان داد (۰۵/۰p≤). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که نانوکامپوزیت ­های نقره و مس با خاصیت ضد میکروبی بالا می ­توانند جهت بسته ­بندی فعال با خاصیت ضد­میکروبی در صنایع بسته ­بندی بهداشتی و مواد غذایی مورد استفاده قرار گیرند.

دوره ۲۰، شماره ۴ - ( فروردین ۱۳۹۹ )
چکیده

فرآیند انبساط و روزن‌رانی تناوبی شکل‌دهی هیدرواستاتیک لوله روش تغییر شکل پلاستیک شدید جدیدی است که به‌منظور تولید لوله‌های بلند فوق ریزدانه و نانوساختار با خواص مکانیکی بالا ابداع شده است. در پژوهش حاضر این فرآیند طی دو پاس در دمای اتاق روی مس خالص تجاری اعمال شد و سپس سختی، خواص کششی، سطح شکست و ریزساختار نمونه‌ها مورد بررسی قرار گرفت. هدف این پژوهش به دست آوردن ماده‌ای با استحکام بالا و شکل‌پذیری مطلوب بود. وجود سیال تحت فشار بین لوله و قالب در این فرآیند اولاً موجب بهبود مطلوب خواص مکانیکی، تحت تاثیر تنش‌های هیدرواستاتیک فشاری می‌شود ثانیاً، با حذف نمودن اصطکاک بین لوله و قالب باعث کاهش نیروی مورد نیاز شکل‌دهی می‌شود. این امر تولید لوله‌های فوق ریزدانه و نانوساختار با طول‌های نسبتاً بلند را تسهیل می‌کند. پس از انجام دو پاس از فرآیند، ریزساختاری فوق ریزدانه نسبتاً همگن و هم‌محور مشاهده شد. مقدار حد تسلیم و استحکام نهایی به ترتیب از مقادیر ۷۵ و ۲۰۷مگاپاسکال به ۳۱۰ و ۳۸۶مگاپاسکال افزایش یافت ولی درصد ازدیاد طول تا شکست از ۵۵% به ۳۷% کاهش یافت. همچنین سختی لوله به‌صورت قابل ملاحظه‌ای از ۵۹ویکرز به ۱۴۳ویکرز افزایش یافت و توزیع همگنی از سختی در راستای ضخامت لوله به دست آمد. بررسی‌های شکست‌نگاری حاکی از اتفاق‌افتادن، غالباً شکست داکتیل در نمونه‌های آزمون کشش بودند. فرآیند انبساط و روزن‌رانی تناوبی شکل‌دهی هیدرواستاتیک لوله می‌تواند به‌صورت صنعتی و کاربردی در تولید لوله‌های فوق ریزدانه با طول‌های نسبتاً بلند مورد استفاده قرار گیرد.


دوره ۲۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۰ ۱۴۰۰ )
چکیده

جهانی سازی، عامل مهم برای انتشار دی اکسیدکربن است و باعث می شود، کشورها از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با یکدیگر در تعامل باشند و تعامل بین کشورهای مختلف به ناچار انتشار CO۲ را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثرات پویای جهانی شدن و مصرف انرژی بر تخریب محیط زیست ایران است. بنابراین، بررسی می شود که در بین متغیرهای جهانی سازی، مصرف انرژی و رشد اقتصادی، کدامیک در فرایند تخریب محیط زیست، تأثیرگذارتر است. جهت بررسی موضوع، از داده های سری زمانی طی دوره ۱۳۹۵ - ۱۳۵۷ و آزمون هم انباشتگی مکی و برای برآوردهای بلند مدت پویا، از مدل های FMOLS و CCR استفاده می شود. نتایج، نشان می دهد که جهانی شدن، بدون توجه به کاهش یا افزایش رشد اقتصادی، باعث افزایش تخریب محیط زیست می شود؛ و  اثر مقیاس، در ایران، غالب است.

دوره ۲۱، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده

تغییرات آب و هوایی اشاره به تغییرات در میانگین یا تنوع در ویژگیهای آب و هوایی دارد که همچنان در حال حاضر برای دوره های طولانی ادامه خواهد داشت که نتیجه تغییر طبیعی و فعالیتهای انسانی است. در پژوهش حاضر به ‌منظور شبیه‌سازی تغییرات دمای حداقل از دادههای دمای حداقل و مدلهای گردش عمومی جو استفاده شد بررسی عملکرد مدل ها با ضریب همبستگی و ریشه میانگین مربعات خطا صورت گرفت. در این مطالعه سال ۱۹۶۱-۱۹۹۰ به عنوان سال پایه و بررسی تغییرات دما در دهههای آینده در سه دوره ۲۰۱۱-۲۰۴۰،۲۰۴۱-۲۰۷۰ و ۲۰۷۱-۲۰۹۹ انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در دهه های آینده دماهای حداقل روندی کاهشی دارند. دماهای حداقل برآورد شده در دوره شبیه‌سازی‌ برای دوره پایه برآورد مدل SDSM و شبکه عصبی مصنوعی در ماه ژانویه ۱,۸ و ۲.۳ درجه سانتی گراد نسبت به داده مشاهده شده اختلاف داشته است. در ژانویه بر اساس برآوردهای دو مدل سال‌های ۲۰۱۱-۲۰۴۰ دما به میزان ۳.۳ درجه سانتی گراد افزایش دما برای سال های ۲۰۴۱ تا ۲۰۷۰ حدود ۴.۷ و برای بازه ی زمانی ۲۰۷۱ تا ۲۰۹۹ حدود ۵.۰۵ درجه افزایش خواهد یافت. بر اساس این تحقیق مدل SDSM نسبت به شبکه عصبی نتایج نزدیک به واقعیت را نشان داد.

صفحه ۱ از ۱