۲۶ نتیجه برای هدایتی
سید علی اکبر هدایتی، امید جعفری، مریم نصراله پورمقدم،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
شاخصهای خونی و بیوشیمیایی ماهی فیتوفاگ (Hypophthalmichthys molitrix) در مواجهه با دو غلظت تحت حاد (۶۵/۰ میلیگرم بر لیتر) و حاد (۲۵/۳ میلیگرم بر لیتر) کادمیوم طی ۹۶ ساعت در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. نتایج نشان داد که از میان شاخصهای مورد بررسی هموگلوبین، هماتوکریت و گلبولهای قرمز و (Mean Corpuscular Volume) MCV، بهطور معناداری نسبت به زمان شروع آزمایش (گروه شاهد)، در هر دو غلظت کاهش یافتند (۰۵/۰p<) در حالیکه تعداد گلبولهای سفید، (Mean Corpuscular Hemoglobin) MCH و (Mean Corpuscular Hemoglobin Concentration) MCHC، گلوکز و کورتیزول نسبت به گروه شاهد افزایش معناداری را در هر دو سطح سمیت کم و زیاد (۰۵/۰p<) نشان دادند. بررسیها نشان داد که غلظتهای کادمیوم در مدت کوتاه میتواند سبب تغییرات برخی از شاخصهای خونی و بیوشیمیایی در ماهی فیتوفاگ شود و برخی از این شاخصها از جمله کورتیزول میتواند بیومارکر مناسبی در ردیابی اثرهای کادمیوم در نظر گرفته شود.
سیده صدیقه بابایی، عبدالمحمد عابدیان کناری، مهدی هدایتی، محمد علی یزدانی ساداتی،
دوره ۴، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
در مطالعه حاضر، تأثیر سطوح مختلف ماکرونوترینت جیره بر تغییرات اسیدهای چرب، چربی بدن و فعالیت آنزیم لیپاز در تاسماهی سیبری بررسی شد. در این آزمایش، یک گروه از ۱۸۰ قطعه بچه تاسماهی سیبری (وزن اولیه ۵±۳۰ گرم) با ۴ جیره با سطح انرژی یکسان تغذیه شدند. جیرهها بهترتیب LP-St (پروتئین پایین و نسبت کربوهیدرات به چربی بالا)؛ HP-St (پرتئین بالا و نسبت کربوهیدرات به چربی بالا)، LP-L (پروتئین پایین و نسبت کربوهیدرات به چربی پایین) و HP-L (پروتئین بالا و نسبت کربوهیدرات به چربی پایین) نامگذاری شدند. ماهیان به مدت ده هفته و در سطح اشباع تغذیه شدند. نمونهبرداری از بافت بدن و همچنین روده بچه ماهیان صورت گرفت. در این مطالعه از دو منبع روغن ماهی و روغن آفتابگردان با نسبت یکسان بهعنوان منبع چربی جیره استفاده شده است. ترکیب اسیدهای چرب HUFA در جیره HP-St و LP-L بهترتیب بیشترین و کمترین مقدار بودند. نتایج نشان داد ترکیب اسیدهای چرب بافت بدن بهطور معناداری تحت تأثیر ترکیب اسیدهای چرب جیره هستند (۵/۰>p). جیرههایی با پروتئین و کربوهیدرات بالا سبب تجمع SFA و MUFA در بافت این ماهیان شده است. در تاسماهیان تغذیه شده با جیره محتوای چربی بالا، محتوای PUFA در بافت بدن افزایش یافت. نتایج این مطالعه نشان داد تجمع چربی در بافت بدن تحت تأثیر میزان کل محتوای چربی جیره میباشد و فعالیت آنزیم لیپاز در روده تاسماهی سیبری در جیرهLP-L تحت تأثیر میزان کم HUFA، کاهش یافته است.
دوره ۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۹ )
چکیده
ترکیبات ساپونین به عنوان عوامل ضدسرطان، ضد قارچ، ضد التهابی و ضد ویروس شناخته می شوند. همچنین، به عنوان عامل کف زا در بعضی از صنایع غذایی استفاده می شوند. تاکنون مطالعات اندکی پیرامون استخراج این ماده صورت گرفته است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و مقایسه بازده استخراج ساپونین به روش رایج با استفاده از حلال و روش سیال فوق بحرانی می باشد. در روش استخراج با حلال اثر سه متغیر مقدار ماده جامد، درصد حلال اتانول و مدت زمان استخراج بر عملکرد فرایند مورد مطالعه قرار گرفتند. بازده استخراج و غلظت ساپونین به عنوان معیارهای سنجش عملکرد فرایند مورد بررسی قرار گرفتند. در روش استخراج با سیال فوق بحرانی اثر متغیرهای عملیاتی مدت زمان استخراج، فشار و دما مورد بررسی قرار گرفتند. در این روش از دی اکسید کربن به عنوان سیال فوق بحرانی و از اتانول ۸۰% به عنوان کمک حلال استفاده شد. برای طراحی آزمایش و بهینه سازی فرایند در هر دو روش از سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی استفاده شد. در روش استخراج با حلال درشرایط بهینه، مقدار ماده جامد برابر با ۴/۵ میلی گرم، درصد حلال اتانول ۵/۷۷% و مدت زمان انجام آزمایش برابر با ۷ ساعت است. در این شرایط بازده استخراج برابر با ۱۲/۱ میلیگرم ساپونین به ازای هر گرم ماده جامد خشک می باشد. تحلیل آماری نتایج نشان داد که متغیرهای عملیاتی تاثیرگذار بر عملکرد فرایند درصد حلال اتانول و مدت زمان استخراج است. همچنین اثر متقابل بین متغیرهای درصد حلال و مدت زمان استخراج دارای اهمیت می باشد. برای استخراج با سیال فوق بحرانی، در شرایط بهینه مدت زمان استخراج، فشار و دما به ترتیب برابر با ۱۰ ساعت، ۴۰۰ بار و ۵۰ درجه سانتیگراد است. در این شرایط بازده استخراج ۲۰% بیشتر از بازده استخراج با حلال می باشد. می توان نتیجه گیری کرد که بازده استخراج با سیال فوق بحرانی به همراه کمک حلال بالاتر از استخراج با حلال است.
مسعود هدایتی فرد، پیمان آریایی، احسان حسنی مقدم،
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
ماهی کپور تازه به روش سرد دودی گردید و به مدت ۳۰ روز در C°۴ نگهداری شد. سپس ویژگیهای بیوشیمیایی ماهی تازه و دودی شده (پروتئین، رطوبت، چربی و خاکستر)، شاخصهای pH و TVB-N، جمعیت میکروبی (شاملبارمیکروبی کل و شمارش کپک و مخمر)، و همچنین تولید هیدروکربنهای PAHsبهویژه ترکیبات سرطانزا PAH۴بههمراه تغییرات پروفایل اسیدهای چرب بهمنظور بررسی تاثیر فرآیند دودی کردن و نگهداری محصول مقایسه گردیدند. نتایج نشان داد طی دودی کردن جمعیت باکتریایی کنترل شد و میزان رطوبت کاهش در نتیجه میزان پروتئین و چربی براساس وزن تر افزایش یافت (P<۰,۰۵). میزان خاکستر و pH طی فرآیند و نیز دوره نگهداری تغییر نکرد(P>۰.۰۵). میزان TVB-N از ۸۷/۱۰ در ماهی تازه، به ۰۱/۱۴ و ۱۰/۱۸ mg/۱۰۰gدر ماهی دودی و بعد از ۳۰ روز نگهداری رسید. مقادیر PAHsبا وزن مولکولی بالا نیز به ترتیب برابر با ۲/۰، ۷/۱ و ۳/۱ g/kgµ بود. مقادیری از بنزوپیرن 'BaP' بهعنوان هیدروکربن سرطانزا در ماهی تازه مشاهده نشدولی در فرآورده دودی شده این ماده به۴/۰ g/kgµ و بعد از ۳۰ روزه به ۳/۰ gkgµ رسید(P<۰.۰۵) که بیانگر تولید بنزوپیرن طی فرآیند دودی کردن بود که در محدوده مجاز قرار داشت. مجموع اسیدهای چرب امگا-۳ در ماهی تازه و ماهی دودی ۳۸/۵ و ۵۳/۵ g/۱۰۰g بود که بعد از ۳۰ روز به ۴۷/۵ g/۱۰۰g رسید (P>۰.۰۵). نتایج نشان داد فرآیند دودی سرد و نگهداری ۳۰ روزه محصول تاثیری بر میزان و ترکیب اسیدهای چرب ماهی نمیگذارد واسیدهای چرب مفید ماهی شامل امگا-۳، امگا-۶، EPA و DHA بهخوبی حفظ شدند.
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده
معماری ایران یکی از غنی ترین نمونه های معماری بومی در جهان است که دستاوردهای آن قابل انکار نیست. با ظهور اسلام و گسترش آن در ایران، معماری ایرانی با ارزشهای برآمده از دین، ترکیب شده و اصول غنی معماری و شهرسازی ایرانی- اسلامی را پدید آورد. بعد از دهه ۱۳۰۰ و با بازشدن درهای ایران به کشورهای جهان، معماری غربی وارد کشور شد و در رقابت با معماری ایرانی- اسلامی پیروز گردید و از آن پس، بناهای ایران، با اصول معماری غربی ساخته شدند. معماریی که نتنها با فرهنگ ایرانی- اسلامی بسیار متفاوت بوده و چه بسا در تعارض با آن قرار گرفت، نمونهی بارز این نوع معماری را می توان در خانههای معاصر و از جمله مسکن مهر مشاهده نمود. برنامهای که جهت تأمین مسکن اقشار کم درآمد در دستور کار دولت نهم قرار گرفت.
هدف از این تحقیق بررسی معیارها وشاخصههای معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی در مسکن مهر میباشد و و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و بازدید میدانی و تکمیل پرسشنامه انجام گرفته است.
نتایج تحقیق بیانگر این است که از نظر معماری ویژگیهای معماری و شهرسازی ایرانی- اسلامی در مسکن مهر دیده نشد و کاربرد معماری غربی در داخل بنا و همچنین نمای آنها مشهود است.
سیدهصدیقه بابایی، عبدالمحمد عابدیانکناری، مهدی هدایتی، محمدعلی یزدانیساداتی،
دوره ۷، شماره ۳ - ( تابستان ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: هدف این مطالعه، بررسی اثر ترکیب ماکرونوترینت جیره (دو سطح پروتئین ۴۴ و ۳۸% بههمراه دو نسبت کربوهیدرات به چربی ۱/۴ و ۳) بهمنظور دستیابی به چگونگی تغییرات رشد، ترکیب بدن و اسیدهای چرب در بدن تاسماهی سیبری (Acipenserbaerii, Brandt, ۱۸۶۹) طی گرسنگی و غذادهی مجدد بود.
مواد و روشها: این مطالعه تجربی در مرکز تحقیقات بینالمللی تاسماهیان دریای خزر با طرح کلی کاملاً تصادفی برنامهریزی و اجرا شد. ۳۶۰قطعه بچهتاسماهی سیبری (با وزن اولیه ۵±۳۰گرم)، بهطور تصادفی در ۲۴عدد تانک ۵۰۰لیتری (۱۵قطعه در هر تانک) (۱۵عدد ماهی در هر تانک) با حجم آبگیری ۴۰۰-۳۵۰لیتر توزیعشد. تاسماهیان با ۴ جیره پروتئین ۳۸%- نسبت کربوهیدرات: چربی ۳ (LP-St)، پروتئین ۴۴%- نسبت کربوهیدرات: چربی ۳ (HP-St)، پروتئین ۳۸%- نسبت کربوهیدرات: چربی ۱/۴ (LP-L) و پروتئین ۴۴%- نسبت کربوهیدرات: چربی ۱/۴ (HP-L) تغذیه شدند. بچهماهیان بهمدت ۳ هفته در حد سیری ظاهری تغذیه شدند، سپس دو هفته گرسنه مانده و مجدداً ۵ هفته غذادهی شدند. نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS ۲۲ و توسط آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون دانکن تحلیل شدند.
یافتهها: رشد جبرانی در هیچ کدام از تیمارها حاصل نشد. در گروه شاهد بهترین رشد در تیمار HP-L مشاهده شد، در حالی که بعد از غذادهی مجدد تیمار HP-St بهترین افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی را داشت.
نتیجهگیری: ترکیب جیره بر اسیدهای چرب SFA، MUFA و PUFA تاثیر دارد، در حالی که اعمال دو هفته گرسنگی تنها باعث افزایش جزئی در ترکیب MUFA شده و بر دیگر اسیدهای چرب تاثیری ندارد.
حسن صحرایی، فاطمه آیتاللهی، آنیتا گلپورحسنعلیده، احمدرضا پیرعلیزفرهئی، فاضل ظهیری، علیاکبر هدایتی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: مطالعه حاضر با هدف بررسی عملکرد پریبیوتیک ایمنووال بر شاخصهای رشد، پارامترهای خونشناسی و ترکیب لاشه ماهی قزلآلای رنگینکمان انجام شد.
مواد و روشها: پریبیوتیک ایمنووال در چهار سطح ۰/۰۵%، ۰/۱%، ۰/۱۵% و ۰/۲% به جیره غذایی اضافه و جیره فاقد پریبیوتیک برای تغذیه گروه شاهد استفاده شد. هر جیره بهصورت تصادفی برای ماهیان با وزن اولیه تقریبی ۰/۵۴±۱۳/۷۶گرم در سه تکرار اختصاص داده شد.
یافتهها: بعد از هشت هفته تغذیه، وزن نهایی ماهیان تغذیهشده با ۰/۱%، %۰/۱۵ و ۰/۲% پریبیوتیک بهصورت معنیداری (۰/۰۵p<) بالاتر از ماهیان گروه شاهد بود. ضریب تبدیل غذایی در همه تیمارهای تغذیهشده با پریبیوتیک بهصورت معنیداری (۰/۰۵p<) پایینتر از ماهیان گروه شاهد بود که در تیمار ۰/۱۵ کمترین مقدار را داشت. ضریب رشد ویژه در ماهیان تغذیهشده با پریبیوتیک بیشتر از گروه کنترل بود (۰/۰۵p<). همچنین تفاوت معنیداری در پارامترهای تعداد گلبولهای قرمز، گلبولهای سفید، درصد لنفوسیت و نوتروفیل بین ماهیان تغذیهشده با جیره حاوی پریبیوتیک و گروه شاهد وجود داشت (۰/۰۵p<). در آنالیز تقریبی لاشه، میزان پروتئین افزایش معنیداری نسبت به گروه شاهد نشان داد و بیشترین میزان نیز در تیمار ۰/۱% مشاهده شد. میزان چربی و خاکستر لاشه بهطور معنیداری نسبت به گروه شاهد کاهش پیدا کرد و کمترین میزان در تیمار ۰/۱۵% مشاهده شد.
نتیجهگیری: افزودن پریبیوتیک ایمنووال به میزان ۰/۲-۰/۱۵% به جیره غذایی ماهی قزلآلای رنگینکمان اثرات مثبتی بر شاخصهای رشد، پارامترهای خونی و ترکیب لاشه داشته و سطح ۰/۱۵% نیز بهترین نتیجه را به همراه دارد.
حسن صحرایی، ساناز عالیه، حامد رائیجی، سیدعلی اکبر هدایتی،
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۱۱-۱۳۹۹ )
چکیده
همزمان با گسترش روزافزون فناوری نانو، نگرانیهای بسیاری در مورد خطرات احتمالی نانو مواد برای سلامتی انسان، محیطزیست اکوسیستمهای آبی بهوجود آمده است. دو فاکتور مهم در سمیت این قبیل مواد، ترکیب شیمیایی و اندازه بسیار کوچک آنها است. همچنین از شاخصهای مهم و قابل اطمینان در بررسی وضعیت سلامتی و کنترل زیستی آبزیان بخش بافتشناسی و پارامترهای خون میباشد. از اینرو در تحقیق حاضر به بررسی اثرات غلظتهای تحت حاد نانو ذرات اکسید مس بر بافت آبشش و برخی فاکتورهای خونی ماهی کلمه (Rutilus rutilus) پرداخته شد. این آزمایش در ۳ تیمار و یک گروه شاهد که هر تیمار شامل۳ تکرار و هر تکرار شامل۷ قطعه ماهی بود در طی ۴۲ روز در غلظتهای مختلف (۱۰ ،۴۰ ،۸۰ppm) بروی بچه ماهیانی به وزن تقریبی ۴۲±۲ گرم انجام گرفت. نتایج این آزمایش نشان داد که بافت آبشش دارای عوارضی از قبیل هیپرپلازی، اتصال تیغههای ثانویهی مجاور،کوتاه شدن لاملها، تورم سلولهای سنگفرشی، آنوریسم لاملایی بود، همچنین میزان گلبولهای قرمز با افزایش غلظت نانواکسید مس کاهش معنیدار داشت. گلبولهای قرمز از ۲/۱۱±۰/۰۰۴ در گروه شاهد به ۱/۹۸±۰/۰۰۵ در تیمار آخر، میزان هماتوکریت از ۱/۳۷±۰/۰۱۱ به ۱/۳۴±۰/۰۰۱ و هموگلوبین از ۷/۸±۰/۱ به ۶/۹±۱/۳۲ دارای کاهش معنیدار هستند. میزان هماتوکریت خون کاهش یافت که این کاهش بین گروه شاهد با سایر تیمارها معنیدار بود. از نتایج بدست آمده چنین میتوان استنباط کرد که نانو ذرات مس حتی در غلظتهای تحت حاد باعث بروز آسیبهای در سطح بافتها بخصوص بافت آبشش ،و ایجاد تغییراتی در سطح فاکتورهای خونی ماهی میشوند، که این تغییرات میتواند به دلیل اثرات مخرب این نوع نانو ذره بر اندامهای خونساز مانند کبد و کلیه باشد. بنابراین نتیجه گیری قطعی در این خصوص نیازمند تحقیقات بیشتر و وسیعتر بر روی همین گونه وگونههای دیگر است.
سعید شهبازی ناصراباد، سید علی اکبر اکبر هدایتی، عطا مولودی صالح،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده
سموم مالاتیون و دیازینون از سموم ارگانوفسفره بسیار پرکاربرد در مزارع زراعی و به خصوص در شمال کشور میباشد. در تحقیق حاضر ابتدا با تعیین دامنه غلظت کشنده سم دیازینون و مالاتیون و محاسبه میزان مرگ و میر ماهیان کپور سرگنده در زمانهای ۲۴، ۴۸، ۷۲ و ۹۶ ساعت، سمیت کشنده آن با روش پروبیت آنالیز محاسبه گردید و سپس با توجه به میزان LC۵۰ به دست آمده، به منظور بررسی اثرات این سموم بر پارامترهای خونی ماهی کپور سرگنده آزمایشی جداگانه طراحی شد که در آن ماهیان کپور سرگنده را در ده تیمار با ۳ تکرار (۴ غلظت متفاوت سم دیازینون، ۴ غلظت متفاوت سم مالاتیون و ۱ تیمار شاهد برای هر سم) به مدت ۷ روز در معرض غلظتهای مختلف تحت کشنده سموم مورد نظر (۵/۱۲، ۲۵، ۵/۳۷ و ۷۵ درصد از غلظت کشنده (LC۵۰ ۹۶h) قرارگرفتند، پس از ۷ روز خونگیری از ماهیان انجام شده، برخی پارامترهای هماتولوژی نظیر هماتوکریت، هموگلوبین، شاخصهای گلبول قرمز، تعداد کل گلبولهای سفید و قرمز و شمارش افتراقی گلبولهای سفید (درصد لنفوسیت، مونوسیت، نوتروفیل و ائوزینوفیل) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تعیین سمیت حاد نشان داد که سم دیازینون برای ماهی کپور سرگنده نسبت به سم مالاتیون اثر کشندگی بیشتری دارد، همچنین نتایج حاصل از بررسی شاخصهای هماتولوژی ماهیان کپور سرگنده در معرض سم دیازینون، کاهش معنیدار گلبولهای قرمز و سفید را با افزایش میزان غلظت سم نشان داد (۰۵/۰>P)، همچنین با افزایش میزان سم دیازینون، نوتروفیلها و لنفوسیتها به طور معنیداری به ترتیب افزایش و کاهش یافتند (۰۵/۰>P).
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده
تصادم بین پرنده و هواپیما که به عنوان "برخورد پرنده" شناخته می شود، پدیده¬ای معمول و در عین حال خطرناک است. در این پژوهش برای تحلیل برخورد پرنده از سه روش لاگرانژ، هیدرودینامیک ذره¬ای هموارشده (SPH) و اویلر-لاگرانژ اختیاری (ALE) استفاده¬شده و نتایج حاصل از آن¬ها با هم و با نتایج تجربی مقایسه شده است. برای مقایسه نتایج، نحوه تغییر شکل مدل پرنده و نمایه فشار در مرکز برخورد با هم مقایسه شده¬اند. نتایج نشان داد که هر سه روش لاگرانژ، هیدرودینامیک ذره¬ای هموارشده و اویلر-لاگرانژ اختیاری به¬خوبی می¬توانند نمودار فشار آزمون¬های عملی را چه در برخورد عمود و چه در برخورد مورب پیش بینی کنند. همچنین هر سه روش تغییر شکل مشابهی از پرنده را چه در برخورد عمودی و چه در برخورد مورب پیش بینی می¬کنند. کوتاهی زمان حل، نداشتن پارامترهای زیاد و دشوار و نیز مواجه¬نشدن با خطاهای عددی شایستگی بهتر روش SPH را در مدل سازی برخورد پرنده نسبت به دو روش دیگر نشان می¬دهد.
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
چکیده- خواص و عملکرد بلوک پلی استایرن منبسط شده در سیستم سقف تیرچه بلوک، با انجام آزمایش ها و مطالعات وسیع، شامل آزمون های آتش، بارگذاری استاتیکی و دینامیکی، مطالعات حرارتی و آکوستیکی بررسی شد. رفتار در برابر آتش به وسیله آزمون گرماسنج مخروطی و مطابقت نتایج با روش های مختلف طبقه بندی ارزیابی شد. نتایج آزمایش های آتش و بررسی های به عمل آمده نشان داد که انواع خودخاموش شو (یا کندسوز شده) پلی استایرن منبسط شده نیز در برابر حریق رفتار خطرناکی بروز داده و باید در برابر آتش محافظت شوند. هم چنین، استفاده از اتصال مکانیکی پوشش محافظت کننده به سیستم سقف ضروری است . مقاومت خمشی بلوک ها با چگالی ها و ابعاد هندسی مختلف با انجام آزمایش های بارگذاری استاتیکی و دینامیکی بررسی و شرایط بهینه برای ۱۴ برای بلوک های kg/m ۵۰ سانتی متر و حداقل ۳ ۱۲ برای بلوک های ۲۵ kg/m آن تعیین شد. برایناساس رعایت حداقل چگالی ۳ ۲۷ میلی متر به دست ۵۰ سانتی متر می تواند معیار پذیرش را برآورده سازد. عرض بهینه لبه ی نشیمن بلوک ها در محل قاعده ۲ ۲۰ آمد. هم چنین، اثر بلوک پلی استایرن در مقاومت حرارتی سقف های تیرچه و بلوک با آرایش های هندسی مختلف بررسی و رفتار و با استفاده از نرم افزار شبیه سازی ترم۱، ارزیابی شد . افزایش EN ISO حرارتی سیستم سقف، براساس استاندارد بین المللی ۱۰۲۱۱ ضخامت یا عرض بلوک و درنظر گرفتن یک پاشنه در بخش تحتانی بلوک، به شرط رعایت مسائل ایمنی سازه و حریق، باعث بهترشدن عملکرد حرارتی سقف می شود. نتایج آزمایش ها نشان داد که سقف تیرچه و بلوک با بلوک پلی استایرن منبسط شده رفتار آکوستیکی تقریباً معادل با سقف مشابه با بلوک سفالی دارد.
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
هدف: انجام تمرینات درمانی بهعنوان یکی از مهمترین مداخلات درمانی در بیماران مبتلا به کمر درد مزمن مطرح شده است. از جمله مهمترین تمرینات کاربردی در این بیماران، تمرینات ثباتی است. بررسی تأثیر این تمرینات بر تغییرپذیری استراتژیهای وضعیتی عضلات تنه و توانایی آن در بازگرداندن این استراتژیها به وضعیت طبیعی از جمله ابهاماتی است که تاکنون به آن پاسخ داده نشده است. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر انجام تمرینات ثباتی بر تغییرپذیری استراتژیهای کنترل وضعیت در این بیماران است.
مواد و روشها: این تحقیق بهصورت تجربی روی ۲۱ بیمار (۱۴ مرد و ۷ زن) مبتلا به کمر درد غیراختصاصی تکرار شونده انجام شد. فعالیت الکترومیوگرافی عضلات دلتوئید، مایل خارجی و مایل داخلی/عرضی شکم و ارکتور اسپاین طی حرکت پرتابی بالا بردن بازو با حداکثر شتاب به تعداد ۷۵ مرتبه در هر فرد ثبت شد. سپس
۱۴ نفر از این افراد پس از قرعهکشی در گروه آزمایش و ۷ نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. افراد گروه آزمایش، تمرینات به داخل کشیدن شکم و انقباض همزمان عضلات شکم را بهصورت ایزوله، طی ٢٠ جلسه و در حضور فیزیوتراپیست با استفاده از دستگاه پسخواراند فشاری، در وضعیتهای طاقباز، نشسته روی صندلی، ایستاده ثابت و ایستاده همراه با بالا بردن اندام فوقانی با حداکثر سرعت، یک بار در روز انجام دادند. پس از پایان دوره تمریندرمانی متغیرهای مورد بررسی در این تحقیق در هر دو گروه آزمایش و کنترل مجدداً ارزیابی شد. انحراف معیار زمان تأخیر پاسخ عضلات تنه نسبت به عضله دلتوئید در دو گروه با استفاده از آزمون آماری t وابسته مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
نتایج: بررسی نتایج نشان داد که انجام تمرینات ثباتی در افراد گروه آزمایش، تغییرپذیری زمانبندی تنظیمات وضعیتی پیشبینانه عضله عرضی شکم/مایل داخلی را افزایش میدهد (۰۳۷/۰=P). در حالیکه تغییرپذیری در عضلات مایل خارجی (۳۴۶/۰=P) و ارکتور اسپاین (۶۷۳/۰=P) این بیماران تغییر قابل ملاحظهای را نشان نداد. تغییرپذیری زمانبندی تنظیمات وضعیتی پیشبینانه در عضلات عرضی شکم/مایل داخلی (۱۹۹/۰=P)، مایل خارجی (۷۰۲/۰=P) و ارکتور اسپاین (۴۶۵/۰=P) بیماران گروه کنترل نیز تغییر معنیداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: بررسی نتایج نشان داد که کاهش تغییرپذیری در سیستم کنترل وضعیت بیماران مبتلا به کمر درد غیراختصاصی تکرار شونده که یکی از عوامل تداوم کمردرد است، میتواند با انجام تمرینات ثباتی هدفمند بهبود یابد.
دوره ۱۳، شماره ۵۷ - ( ۸-۱۳۹۵ )
چکیده
چکیده
شاخصهای حسی، جمعیتهای میکروبی، پارامترهای کیفی و ترکیب اسیدهای چرب ماهیان اقتصادی دودی سفید و کفال طلایی در بازارهای شمال ایران مورد ارزیابی قرار گرفت. برای این منظور نمونه محصولات از بازارهای منتخب ماهی، تهیه و مورد آنالیز و مقایسه با حدود مجاز مصرف قرار گرفتند. نتایج نشان داد در ماهیان دودی سفید و کفال طلایی، از میان پارامترهای حسی، در رنگ و بافت، از بین شاخصهای شیمیایی علاوه بر pH (به ترتیب با ۳۰/۶ و ۷۴/۶)، بین چربی کل (بترتیب ۶۷/۷ و ۲۰/۶ درصد)، تیوباربیتوریک اسید (بترتیب ۹۸۱/۱ و ۸۴۵/۱ meqO۲/kg) و اسیدهای چرب آزاد (بترتیب ۹۵/۰ و ۲۲/۱ درصد) که مرتبط با چربی هستند، از جمعیتهای میکروبی نیز تنها بین کپک و مخمر دو نمونه محصول (به ترتیب با ۹۳/۲ و ۲۵/۳ Logcfu/g) تفاوت دیده شد (P<۰,۰۵). نتایج همچنین نشان داد که باکتریهای غالب ماهیان دودی از نوع هالوفیل هستند و باکتریهای بیهوازی در حداقل قرار دارند. اگرچه تفاوتی در اسیدهای چرب ایکوزاپنتانوئیک و دوکوزاهگزانوئیک دیده نشد لیکن در اغلب سریها در اسیدهای چرب چند غیراشباع (با ۳۵/۳۰ و ۶۷/۱۹ g/۱۰۰g)، امگا-۳ (با ۷۳/۸ و ۱۹/۱۱ g/۱۰۰)، امگا-۶ (با ۵۲/۲۱ و ۴۹/۸ g/۱۰۰g) و نسبت امگا-۳ به امگا-۶ (با ۴۰/۰ و ۳۲/۱) به ترتیب در فیله ماهیان دودی سفید و کفال طلایی اختلاف دیده شد (P<۰.۰۵). شاخصهای شیمیایی، ارزش غذایی و جمعیت میکروبی ماهیان دودی در محدوده محصولات قابل مصرف و حتی تازه قرار داشتند و ترکیب اسیدهای چرب آنها نیز نشان دهنده حفظ سریهای با ارزش غیراشباع بود.
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۳ )
چکیده
در این مقاله رفتار بالستیک کامپوزیت¬های مشبک استوانه¬ای که امروزه به طور گسترده¬ای در سازه¬های مهندسی استفاده می¬شوند، به روش تجربی مورد بررسی قرار می¬گیرد. در این تحقیق سازه¬ به شیوه¬ی پیچش الیاف به روش جایگذاری دستی ساخته شده است. به منظور تست ضربه¬ای سازه از تفنگ¬گازی بهره گرفته شد و در هر آزمون سرعت¬های ورودی و خروجی پرتابه ثبت شده است. نتایج نشان می¬دهند که وجود ریب¬های مجزا، مانع نفوذ آسیب از یک سلول به سلول مجاور می¬شود و سازه در سرعت نزدیک به حد بالستیک نسبت به سرعت بالاتر رفتاری متفاوت از خود نشان می¬دهد به این معنا که با نزدیک شدن به ریب¬ها به دلیل افزایش موضعی سفتی سازه سرعت حد بالستیک افزایش می¬یابد، در حالیکه در سرعت بالاتر از حد بالستیک به دلیل اینکه ریب¬ها منجر به کاهش سطح شکست و کاهش تغییر شکل¬های کلی و موضعی سازه می¬شوند، پرتابه پس از برخورد با سرعت بیشتری از نمونه¬های مشبک نسبت به پوسته استوانه¬ای کامپوزیتی ساده خارج شده است. جدایش در پوسته¬ی خارجی و تقویت¬کننده¬ها، جدایش تقویت¬کننده¬ها از پوسته، سرعت خروجی پرتابه، سطح شکست و اثر انحنای پوسته در دو سرعت (سرعت نزدیک به حد بالستیک و سرعت بالاتر از حد بالستیک)، به عنوان نتایج تجربی ارائه و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته¬اند.
دوره ۱۴، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده
به دلیل افزایش بسیار زیاد توان محاسباتی در سال¬های اخیر، شبیه¬سازی¬های عددی به دلیل در نظر گرفتن مکانیزم¬های مختلف و پیچیده شکست، بیشترین سهم در طراحی سازه¬های کامپوزیتی را از آن خود کرده¬اند. با این حال مدلسازی دقیق و سه¬بعدی آسیب¬های ناشی از پدیده ضربه هنوز هم به عنوان چالشی جدی مطرح می¬باشد. در تحقیق حاضر از پیشرفته¬ترین روش مدل سازی المان محدود کامپوزیت¬ها (آباکوس - اکسپلیسیت )، جهت تعیین رفتار سازه¬های مشبک استوانه¬ای کامپوزیتی، هنگامی که تحت برخورد قرار می¬گیرند، استفاده شده است. بدین منظور برای مدلسازی پوسته و تقویت¬کننده¬ها از المان¬های جامد سه¬¬بعدی و جهت تعیین رفتار ماده، از مدل مادی وی¬یومت بر مبنای معیارهای آسیب پاک و هاشین(سه¬بعدی) استفاده¬ شد. به دلیل عدم وجود معیارهای ذکر شده در نسخه¬های تجاری نرم¬افزار و اهمیت در نظر گرفتن چنین آسیب-هایی در مدلسازی عددی، معیارهای مذکور با استفاده از کدنویسی در محیط نرم¬افزار فرترن نوشته شدند و به این شکل تحلیل پدیده نفوذ در سازه¬های کامپوزیتی که با المان¬های جامد سه¬بعدی مدل شده¬اند به قابلیت نرم¬افزار اضافه گردید. نمودارهای تغییرات سرعت و نیروی پرتابه، گستردگی سطح خرابی و مکانیزم¬های مختلف شکست به عنوان نتایج گزارش شده¬اند. در این تحقیق به منظور اعتبار سنجی مدل از آزمون¬های تجربی استفاده شد. نتایج حاصل از شبیه¬سازی توافق بسیار خوبی را با نتایج تجربی نشان می¬دهند.
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده
در این مقاله تأثیر افزودن نانوذرات رسی به ماتریس پلیمری بر رفتار کمانشی پوستههای مشبک نانوکامپوزیتی الیاف شیشه/ اپوکسی- نانوذرات رسی به صورت تجربی مورد مطالعه قرار گرفته است. در تولید پوستههای مشبک نانوکامپوزیتی از نانو مواد اپوکسی/نانورس به عنوان زمینه و از تارهای شیشه به عنوان الیاف استفاده شده است. مورفولوژی و خواص مکانیکی نانو مواد اپوکسی/نانورس سخت شده با هاردنر اف۲۰۵ (با درصدهای وزنی ۰، ۵/۱، ۳ و ۵ از نانوذرات رسی) با استفاده از آزمونهای پراش اشعه ایکس و کشش استاندارد، تعیین شده است. این سازهها با استفاده از روش پیچش الیاف ساخته شدهاند. به منظور مطالعه اثر نانوذرات رسی بر رفتار کمانشی پوستههای مشبک نانوکامپوزیتی، این سازهها تحت بارگذاری یکنواخت محوری به صورت فشاری قرار گرفتند. نتایج مربوط به آزمون پراش اشعه ایکس نشان میدهد که زنجیرههای پلیمری توانستهاند به فاصله بین صفحات نانوذرات رسی نفوذ کرده و فاصله صفحات آن را افزایش دهند که این امر نشان دهنده لایه لایه ای بودن ساختار این نانوکامپوزیتها میباشد. نتایج تست کشش نیز بیانگر آن است که افزودن نانوذرات رسی به اپوکسی سبب افزایش مدول، استحکام کششی، کرنش شکست و انرژی جذب شده تا شکست نانوکامپوزیتهای اپوکسی/نانورس آن میگردد. نتایج آزمون کمانش پوستههای مشبک نانوکامپوزیتی نیز نشان دهنده بهبود رفتار کمانشی این سازهها با افزایش نانوذرات رسی به زمینه، میباشد. بیشینه بهبود بار کمانشی نمونه های مشبک نانوکامپوزیتی مربوط به نمونههای با ۵ درصد وزنی از نانوذرات رسی به مقدار ۱۰ درصد میباشد.
دوره ۱۵، شماره ۷۷ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده
نشاسته ذرت کاربرد گسترده ای در محصولات غذایی مختلف دارد و بسیاری از این محصولات حاوی نمکهای مختلف می-باشند. لذا در این پژوهش تاثیر نمک کلرید سدیم و کلرید کلسیم (صفر، ۵۰، ۱۰۰، ۱۵۰ و ۲۰۰ میلی مولار) بر میزان جذب آب، ویژگیهای خمیری شدن و پارامترهای بافتی ارزیابی شد. میزان آب اندازی نشاسته ذرت در طی پنج چرخه انجماد و ذوب نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت نمک کلرید سدیم جذب آب نشاسته کاهش یافت. پارامترهای بافتی نظیر سفتی، پیوستگی، صمغی بودن و قابلیت جویدن نیز کاهش یافتند اما میزان فنریت تغییری نشان نداد. نتایج آزمون خمیری شدن نشان داد که ویسکوزیته اوج، شکست، بازگشت و نهایی با افزایش غلظت کلرید سدیم کاهش یافتند اما دمای خمیری شدن روند افزایشی نشان داد. تاثیر نمک کلرید کلسیم بر کلیه این پارامترها برعکس بود. با افزایش غلظت هر دو نمک میزان آب اندازی ژلهای نشاسته ذرت نیز کاهش یافت و تاثیر کلرید کلسیم بیشتر از کلرید سدیم بود.
دوره ۱۵، شماره ۷۷ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده
نشاسته در محصولات غذایی مختلف کاربرد گستردهای دارد. بسیاری از این محصولات حاوی مواد قندی میباشند که میتوانند تاثیر قابل ملاحظهای بر خواص عملکردی نشاسته داشته باشند. لذا در این پژوهش تاثیر ساکازر و گلوکز در غلظتهای ۰، ۱۰، ۲۰، ۳۰ و %۴۰ (به ازای وزن خشک نشاسته) بر میزان جذب آب، ویژگیهای خمیری شدن، پارامترهای بافتی و آب اندازی نشاسته ذرت مورد بررسی قرار گرفت. جذب آب نشاسته در نمونه کنترل ۷۰/۸ بود اما با افزایش غلظت قند جذب آب روند کاهشی داشت و در بیشترین غلظت ساکارز و گلوکز به ترتیب به ۹۹/۵ و ۷۰/۶ رسید. ویسکوزیته اوج، شکست، بازگشت و نهایی نیز با افزایش غلظت قندها کاهش معنی داری (در سطح احتمال ۰۵/۰) داشتند اما دمای خمیری شدن که در نمونه شاهد ۵۵/۶۵ بود در نمونه حاوی ۴۰% ساکارز به ۱۲/۷۱ و در نمونه حاوی ۴۰% گلوگز به ۹۰/۶۸ افزایش یافت. پارامترهای بافتی از جمله سفتی، پیوستگی، صمغی بودن و مقاومت به جویدن با افزایش غلظت قندها کاهش یافتند اما میزان فنریت ژلهای نشاسته در همه نمونهها یکسان بود. افزایش غلظت قندها باعث افزایش مقاومت به ذوب و انجماد گردید به نحوی که میزان آب اندازی ژل نشاسته بدون قند بعد از پنج مرحله انجماد و ذوب به ۲۴% رسید اما در نمونه حاوی ۴۰% ساکارز ۱۰% و در نمونه حاوی۴۰% گلوکز ۱۴% آب اندازی مشاهده گردید. در کلیه فاکتورهایی که مورد ارزیابی قرار گرفت ساکارز تاثیر بیشتری بر خواص عملکردی نشاسته داشت.
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
هدف: هدف، بررسی تأثیر تمرین هوازی بر پروتئین واکنشگر C و نیمرخ چربی در زنان مبتلا به کم کاری تیرویید تحت بالینی دارای اضافه وزن- چاق بود. مواد و روشها: تعداد ۲۳ زن مبتلا به کم کاری تیرویید تحت بالینی با میانگین سنی ۵۶/۶ ± ۰۸/۴۱ سال، دارای شاخص توده بدن (BMI) بزرگتر از ۲۵ کیلوگرم بر متر مربع بهصورت هدفمند انتخاب شدند و بهصورت تصادفی به دو گروه تجربی (۱۳ نفر) و کنترل (۱۰ نفر) تقسیم شدند. ابتدا قد، وزن، شاخص توده بدن، نسبت دور کمر به دور باسن، سطوح کلسترول، تری گلیسرید، کلسترول HDL، کلسترول LDL، پروتئین واکنشگر C، تیروکسین و هورمون محرک تیروئید اندازهگیری شد. سپس آزمودنیهای گروه تجربی تحت تأثیر برنامه تمرین هوازی قرار گرفتند. گروه کنترل بدون مداخلهای پیگیری شدند. متغیرها پس از ۱۲ هفته مجدداً اندازهگیری شدند. بهمنظور مقایسه درون گروهی دادهها از آزمون t همبسته و برای مقایسه بین گروهی از آزمون t مستقل استفاده شد (سطح معنیداری ۰۵/۰ P≤ در نظر گرفته شد). نتایج: پس از ۱۲ هفته تمرین هوازی در گروه تجربی وزن، شاخص توده بدن، دور کمر، نسبت دور کمر به دور باسن و سطوح کلسترول، کلسترول LDL، پروتئین واکنشگر C و هورمون محرک تیروئید کاهش معنیداری یافت. در سطوح تری گلیسرید تغییر معنیداری مشاهده نشد. سطح تیروکسین و کلسترول HDL در گروه تجربی افزایش معنیداری یافت. در گروه کنترل کلسترول LDL و CRP افزایش معنیداری یافته بود. نتیجهگیری: کاهش خطر بیماریهای قلبی عروقی از طریق کاهش ترکیبات بدن و کلسترول با چگالی پایین، در زنان مبتلا به کم کاری تیرویید تحت بالینی دارای اضافه وزن– چاق، احتمالا از طریق کاهش وزن با تمرینات هوازی امکانپذیر است.
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
هدف: در سالهای اخیر استفاده از مکملهای لاغری گیاهی در ایران در حال افزایش است که به دلیل استفاده برخی از تولید کنندگان از مواد ترکیبی غیرمجاز در محصولات خود میتواند مشکلساز شود. هدف این تحقیق بررسی ۴ ماده غیر مجاز ذکر نشده روی برچسب در شش مکمل لاغری گیاهی رایج در بازار تهران در سال ۱۳۹۰ بود. مواد و روشها: تحقیق به روش توصیفی انجام گرفت. در این مطالعه ۶ محصول لاغری گیاهی بعد از تبلیغ و آگهی در کانالهای فارسی زبان ماهواره و اینترنت تهیه شد. احتمال وجود ۴ کلاس دارویی سیبوترامین، فنی تویین، فنل فتالئین و بومتانید برای کاهش وزن در این محصولات وجود داشت که از روشهای کروماتوگرافی گاز- طیف سنجی جرمی (GC-MS) برای بررسی سیبوترامین، فنی تویین، فنل فتالئین و کروماتوگرافی مایع- طیف سنجی جرمی (LC–MS) برای بررسی بومتانید استفاده شد. نتایج: در سه مکمل لاغری گیاهی فنل فتالئین وجود داشت. بیشترین مقدار سیبوترامین در Original super slim و Fast Slimبه مقدار ۷۸ و ۵۷ میکروگرم در هر کپسول بود. در Fat loss، Magic slim، Green Lean Super Slim و Herbaceous Essence بومتانید وجود داشت. مواد غیر مجاز دیگری مثل کافئین، سودوافدرین، تئوبرومین و تنوئیت با استفاده از کتابخانه دستگاه GC-MS تشخیص داده شد. نتیجهگیری: تمامی داروهای لاغری گیاهی حاوی مواد غیر مجاز مصنوعی بودند که روی برچسب محصولات ذکر نشده بود. مسئولین بهداشتی باید مردم را نسبت به مصرف مکملهای لاغری گیاهی و عوارض ناشی از آنها آگاه سازند.