جستجو در مقالات منتشر شده
۲ نتیجه برای پذیر
محمدخلیل پذیر، نرگس جوادزادهپورشالکوهی، علی روحانی،
دوره ۷، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
در این مطالعه در مدت ۶۰ روز تغییرات شاخصهای رشد، بازماندگی و پارامترهای سلامت میگوهای سفید غربی (Litopenaeus vannamei) با میانگین وزنی ۰/۳۱±۸/۶۴گرم که با جیرههای غذایی حاوی سطوح مختلف (صفر، ۰/۵، ۱ و ۲% غذا) پودر گیاه سیر تغذیه شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین وزن، طول و ضریب رشد ویژه (SGR) میگوهای تغذیهشده با جیره غذایی حاوی ۲% پودر گیاه سیر بهترتیب با میزان ۱۵/۴۲گرم، ۱۶/۲سانتیمتر و ۱/۲۷% بهطور معنیداری بیشتر از مقادیر اندازهگیریشده در سایر تیمارها بود (۰/۰۵>p)، اما بهدلیل افزایش معنیدار راندمان ضریب تبدیل غذایی )FCE( در میگوهای این تیمار، میزان ضریب تبدیل غذایی (FCR) آنها نیز بهطور معنیداری نسبت به سایر تیمارها کاهش معنیدار نشان داد (۰/۰۵>p). همچنین در میگوهای این تیمار بهدلیل تحریک سیستم ایمنی تراکم سلولهای هموسیت خون (THC) و پروتئین کل پلاسما )TPP( در مقایسه با سایر میگوهای تیمار بهطور معنیداری افزایش یافت (۰/۰۵>p) که در نتیجه آن میزان بازماندگی میگوهای تیمار تغذیهشده با جیره غذایی حاوی ۲% پودر گیاه سیر بهطور معنیداری بیشتر از میگوهای تیمار ۵/۰ و صفر درصد شده بود (۰/۰۵>p). بنابراین با توجه به نتایج بهدستآمده میتوان عنوان نمود که افزودن پودر گیاه سیر به میزان ۲% در جیره غذایی میگوهای سفید غربی علاوه بر بهبود شاخصهای رشد، افزایش کارآیی سیستم ایمنی غیراختصاصی میگوها را در پی خواهد داشت.
محمد خلیل پذیر، سید احمد قاسمی، مریم میر بخش،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( نسخه ویژه خلیج فارس ۱۴۰۰ )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه شناسایی جمعیتهای مختلف مولدین میگوی سفید غربی پرورشی (Litopenaeus vannamei) و تأثیر آمیزشهای خویشاوندی و غیر خویشاوندی بر روی شاخصهای ژنتیکی و ضریب همخونی نتاج حاصل از آنها در نسل دوم بود. با توجه به منشاء مولدین نگهداری شده در مراکز تکثیر استان بوشهر با استفاده از روش ریزماهوراهای، پس از شناسایی جمعیتهای مختلف از میان سه ذخیره مولوکائی، هایهلث و هیبرید در نسل اول، شاخصهای ژنتیکی نتاج حاصل از آمیزشهای درون و برون گروهی آنها در نسلهای دوم بررسی شد. نتایج نشان داد که میزان تنوع ژنیتکی در ذخیرههای مولوکائی و هایهلث (۰۹/۰±۴۶/۰ و ۰۷/۰±۵۰/۰) بیشتر از ذخیره هیبرید (۰۶/۰±۳۸/۰) میباشد. میزان ضریب همخونی ذخیرههای مولوکائی، هایهلث و هیبرید به ترتیب ۱۴/۰، ۳۱/۰ و ۴۱/۰ بود. لیکن به دلیل فاصله ژنتیکی کم میگوهای ذخیره هیبرید و مولوکائی پس از ادغام آنها با همدیگر دو جمعیت مولوکائی، هایهلث به عنوان مولدین نسل اول معرفی شدند. در نسل دوم علیرغم بیشتر بودن میزان تنوع ژنتیکی در نتاج حاصل از آمیزشهای برون گروهی مولوکائی×هایهلث (۱۲/۰±۴۷/۰) و هایهلث×مولوکائی (۰۸/۰±۳۹/۰) نسبت به نتاج آمیزشهای درون گروهی مولوکائی×مولوکائی (۰۴/۰±۱۹/۰) و هایهلث×هایهلث (۰۳/۰±۱۱/۰) این مقادیر در مقایسه با نسل اول کاهش یافته بود. کمترین و بیشترین میزان ضریب همخونی به ترتیب مربوط به نتاج مولوکائی×هایهلث (۱۸/۰±۲۶۸/۰) و مولوکائی×مولوکائی (۱۴۵/۰±۸۵۳/۰) بود. با توجه به نتایج بدست آمده میتوان عنوان نمود که عدم اطلاع از شاخصهای ژنتیکی مولدین و آمیزشهای صورت گرفته میان افراد خویشاند عوامل اصلی کاهش شاخصهای ژنتیکی و پسروی ژنتیکی ناشی از افزایش ضریب همخونی در نسلهای بعدی میباشند.