جستجو در مقالات منتشر شده
۹ نتیجه برای کلباسی
شیرین جمشیدی، محمدرضا کلباسی، مجید صادقی زاده، محمدعلی یزدانی،
دوره ۲، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۲ )
چکیده
تأثیر ماده شبه استروژنی نونیل فنل بر بیان ژن های ویتلوژنین و زونا پلوسیدا ۳,۱ در بافت کبد، طحال، آبشش و عضله تاس ماهی ایرانی نوجوان بررسی شد. پس از تزریق داخل صفاقی ماهی با ۱۰۰ میلی گرم نونیل فنل، ۵ میلی گرم ۱۷ بتا استرادیول و۲ میلی لیتر ماده حامل روغن بادام زمینی به ازای هر کیلوگرم وزن ماهی (به ترتیب به عنوان تیمار اصلی، کنترل مثبت و کنترل منفی)، RNA بافت های مورد مطالعه استخراج و به cDNA تبدیل، سپس واکنش RT-PCR برای هر بافت به طور جداگانه انجام شد. نتایج نشان داد که ویتلوژنین تنها در بافت کبد بیان شده، اما ژن زوناپلوسیدا ۳.۱ علاوه بر کبد، در بافت طحال در معرض نونیل فنل و هورمون ۱۷ بتااسترادیول نیز واجد بیان بوده است. این در حالی است که برای ژن ویتلوژنین در بافت های طحال، آبشش و عضله و برای ژن زوناپلوسیدا ۳.۱ در بافت های آبشش و عضله هیچ گونه بیانی مشاهده نشد. میزان بیان ژن ویتلوژنین در تیمار با هورمون بتااسترادیول درکبد ۴۸/۲± ۹۵/۹ و در تیمار نونیل فنل در کبد ۳۵/۰± ۸۵/۲ بود. میزان بیان ژن زوناپلوسیدا ۳.۱ در کبد برای تیمار با غلظت ۵ میلی گرم هورمون بتااسترادیول درکبد ۵۱/۲±۹۸/۹ و در تیمار نونیل فنل در کبد ۳۵/۰±۳۷/۳ بود؛ میزان بیان ژن زوناپلوسیدا ۳.۱ در طحال ۰۲۱/۰± ۲۵/۰ بود (۰.۰۵<p). بنابراین، با توجه به تأثیر نونیل فنل بر تغییرات معنی دار بیان ژن های مورد مطالعه در بافت های کبد و طحال، می توان از این ژن ها به عنوان نشانگرهای زیستی در ردیابی تأثیرهای مواد شبه استروژنی در تاس ماهی ایرانی دریای خزر استفاده کرد.
ساحل سلطان کریمی، محمدرضا کلباسی، صابر خدابنده، مهدی فروزنده،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده
تغییرات مورفولوژی سلولهای کلراید و بیان ژن زیرواحد ۱bα آنزیم Na+-K+-ATPase قزلآلای تریپلوئید Oncorhynchus mykiss (میانگین وزن ۶/۷۰ گرم)، در انتقال مستقیم به شوریهای ۶، ۱۲ و ۱۸ ppt مورد بررسی قرار گرفتند. تغییرات در فراوانی، الگوی پراکنش و سطح مقطع برشخورده سلولهای کلراید آبشش با استفاده از تکنیک بافتشناسی کلاسیک و مکانیابی Na+-K+-ATPase آبشش با استفاده از تکنیک ایمونوهیستوشیمی و استفاده از آنتیبادی IgGα۵ انجام شد. بیان ژن زیرواحد ۱bα آنزیم Na+-K+-ATPase با استفاده از تکنیک بیان ژن نیمهکمی مورد سنجش قرار گرفت .میزان بقا در طی دوره ۱۰ روزه آزمایش در تمام تیمارها صد درصد بود و ماهیان منتقل شده به سطوح مختلف شوری اسمولالیته پلاسما را در سطوح استاندارد حفظ کردند. الگوی پراکنش سلولهای کلراید در تمام تیمارها مشابه و بر روی لاملا، پایه و بین لاملا بوده است. نتایج مطالعات ایمونوهیستوشیمی نشان دادند که بیشترین تعداد سلولهای کلراید لاملایی و بین لاملایی در تیمار ۱۸ pptوجود دارند. بیشترین مساحت سطح مقطع برشخورده سلولهای کلراید در آب شیرین مشاهده شد. تغییرات بیان ژن زیرواحد ۱bα آنزیم Na+-K+-ATPase با افزایش شوری، روند افزایشی نشان داد. با توجه به نتایج تحقیق بهنظر میرسد ماهی قزلآلای تریپلوئید بهخوبی خود را با شوریهای اعمال شده در محیط آزمایش سازگار کرده و توانایی لازم در مقابله با شوریهای بررسی شده را دارند و بهنظر گونه مناسبی جهت پرورش در آبهای لبشور میباشند.
اشکان بنان، محمدرضا کلباسی مسجدشاهی، محمود بهمنی، محمدعلی یزدانی ساداتی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده
نانوذرات نقره بیشتر بهدلیل ویژگی ضدمیکروبی آنها کاربرد گستردهای در محصولات مصرفی یافتهاند. افزایش روزافزون استفاده از این نانوذرات باعث توجه به اثرهای احتمالی زیست سمشناسی آنها شده است. در این مطالعه، ابتدا اثرهای حاد کلوئید نانوذرات نقره در دوران جنینی دو گونه تاسماهی ایرانی و ازونبرون بررسی شد و سپس اثرهای کوتاه مدت آن در مراحل ابتدایی تکامل (پیش از شروع تغذیه فعال) گونه ازونبرون ارزیابی گردید. براساس نتایج بهدست آمده از آزمونهای سمیت حاد، نانوذرات نقره در هر دو گونه مورد بررسی سمیت وابسته به غلظت را در مراحل ابتدایی تکامل به دنبال داشتند. سه غلظت ۰۲۵/۰، ۵۰/۰ و ۱/۰ میلیگرم در لیتر کلوئید نانوذرات نقره به همراه تیمار شاهد برای بررسی اثرهای کوتاه مدت در نظر گرفته شد. میزان تجمع نقره در تیمار ۱/۰ میلیگرم در لیتر بهطور معناداری بیشتر از تیمار شاهد ثبت گردید (۰۵/۰>p)، هر چند در میزان بازماندگی تفاوت معناداری بین تیمارها مشاهده نگردید.
مرتضی کمالی، علی شعبانی، محمدرضا کلباسی مسجدشاهی، حامد پاکنژاد،
دوره ۷، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: هدف از این مطالعه تعیین غلظت کشنده میانی (LC۵۰) در مدت ۹۶ساعت و برآورد میزان حداقل غلظت موثر (LOEC) و بالاترین غلظت بدون تاثیر (NOEC) آلاینده دیان- بوتیلفتالات (DnBP) روی قزلآلای رنگینکمان (Oncorhynchus mykiss) بود.
مواد و روشها: آزمایش روش سمیت حاد به روش ساکن و براساس رهنمود استاندارد O.E.C.D بهمدت ۹۶ساعت روی بچهماهیان قزلآلای رنگینکمان (با میانگین وزن ۱/۲۵±۷/۳گرم) انجام شد. محاسبات آماری با نرمافزار SPSS ۲۱ و روش رگرسیون پروبیت و ANOVA صورت گرفت.
یافتهها: طی زمان ۲۴ الی ۹۶ساعت با افزایش غلظت دیان- بوتیلفتالات مرگ بچهماهیان قزلآلای رنگینکمان افزایش یافت. میزان غلظت کشنده میانی در زمانهای ۲۴، ۴۸، ۷۲ و ۹۶ساعت بهترتیب ۱۵/۴۶، ۱۲/۹۶، ۱۱/۲۱ و ۹/۹۳میلیگرم در لیتر بود. همچنین میزان حداقل غلظت موثر در مدتزمانهای ۲۴، ۴۸، ۷۲ و ۹۶ساعت بهترتیب ۳/۴، ۳/۸، ۷/۲ و ۹/۹۵میلیگرم در لیتر بود. بالاترین غلظت بدون تاثیر این آلاینده در زمانهای ۲۴، ۴۸، ۷۲ و ۹۶ساعت بهترتیب ۰/۷۸، ۰/۹۵، ۱/۴۵ و ۱/۶۸میلیگرم در لیتر بود.
نتیجهگیری: مطالعات سمشناسی روی قزلآلای رنگینکمان بهعلت اهمیت آنها ضروری است و نتایج این پژوهش میتواند در ارزیابی خطرات بومشناختی و غذایی این گروه از آلایندهها کاربردی باشد. با توجه به غلظت کشندگی میانی DnBP (۹/۹۳میلیگرم در لیتر) که جزو آلایندههای با سمیت متوسط قرار دارد، توصیه میشود راهکار مناسب برای کنترل ورود DnBP به بومسازگانهای آبی ضروری است.
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: ارزیابی و پایش مداوم تنوع ژنتیکی جمعیتهای مختلف آبزیان پرورشی در کارگاههای تکثیر آبزیان یکی از ضروریترین نیازمندیها برای حفاظت از پویایی و پایداری صنعت آبزیپروری است. هدف این پژوهش، کلونینگ، توالییابی و شناسایی چندشکلیهای جایگاه ژنی MHC-DAB II در ماهی فیتوفاگ بود.
مواد و روشها: در این پژوهش تجربی، چندشکلی ژن MHC class II β در ۱۳۸ نمونه بالهماهی فیتوفاگ پرورشی در چهار کارگاه تکثیر ایران (گیلان، مازندران، گلستان، استان خوزستان) و نمونههای لاین وارداتی از چین مطالعه شد. با انجام واکنش زنجیرهای پلیمراز، ضمن تکثیر قطعه ژنی Hymo-DAB، الگوهای هاپلوتایپی مختلف نمونهها با روش SSCP بررسی و توالیهای بهدستآمده با ClustalW۲ در نرمافزار Geneious ۴.۸.۵ همردیف و مرتب شدند و درخت فیلوژنی توالیها رسم شد.
یافتهها: محصول واکنش PCR مربوط به جایگاه DAB ژنوم MHC کلاس II ماهی فیتوفاگ با وزن حدود ۳۵۰جفتباز بدون باند جانبی در نمونههای مورد مطالعه به دست آمد که بیانگر تکثیر جایگاه ژنی ۱*DAB۲Hymo-DAB۱*۰۱/ در ماهی فیتوفاگ بود. بیشترین و کمترین تنوع هاپلوتایپی بهترتیب در جمعیتهای خوزستان و مازندران مشاهده شد. میانگین اختلاف جایگاههای همسان (dS) و جایگاههای غیرهمسان (dN) بین آللها بهترتیب ۰/۲۵ و ۰/۳۰ و نسبت این دو عامل ۱/۲ بود. بالاترین غنای آللی در نمونههای وارداتی از چین (۵) و کمترین غنای آللی میان نمونههای مازندران (۳/۸) مشاهده شد.
نتیجهگیری: تنوع هاپلوتایپی حاصله در ماهی فیتوفاگ به ژن ۱*DAB۲Hymo-DAB۱*۰۱/ تعلق دارد و میان گروههای مختلف این گونه، بیشترین تنوع هاپلوتایپی در جمعیت خوزستان و بالاترین غنای آللی مربوط به نمونههای وارداتی از چین است.
نجمه برنجکار، محمدرضا کلباسی، سامان حسین خانی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( نسخه ویژه خلیج فارس ۱۴۰۰ )
چکیده
پیسیدین در از بین بردن میکروارگانیسم ها اعم از باکتری، قارچ، ویروس، انگل طیف گسترده ای دارد و دارای فعالیت قوی ضدتوموری است و در افزایش ایمنی ذاتی نقش دارد و لذا در برابر باکتری ها مقاومت ایجاد نمی کند؛ بنابراین از اهمیت بالایی در آبزی پروری برخوردار است. در این پژوهش کلونینگ ژن پیسیدین ماهی شانک سر طلایی (Sparusaurata) در وکتور pTZ۵۷R/T صورت گرفت. محصول اتصال به سلول های مستعد باکتری E. coli سویه DH۵α منتقل شدند. از تک کلنی های مشاهده شده در پلیت آمپی سیلین، استخراج پلاسمید انجام گرفت. تاءیید صحت تک کلنی های رشد یافته در این پژوهش، با روش های PCR مستقیم و تعیین توالی انجام گردید. قطعه تکثیر شده cDNA ژن پیسیدین ماهی شانک سرطلایی متشکل از ۳۱۰ نوکلئوتید و ۵۷ آمینواسید است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ژن پیسیدین در وکتور pTZ۵۷R/T با موفقیت کلون گردیده است. مقایسه توالی نوکلئوتیدی ژن پیسیدین در این پژوهش شباهت بالایی را با پیسیدین ۵ گونه Morone chrysops نشان داد. مقایسه توالی آمینواسیدی سیگنال پپتید پیسیدین کاملا مشابه با Dicentracin-like همین گونه ثبت شده در بانک ژنی بوده و توالی پپتید بالغ پیسیدین تنها در سه آمینواسید با Pleorocidin-like گونه Poesila farmosa و Dicentracin-like گونه Sphaeramia orbicularis شباهت دارد. این پژوهش می تواند گامی برای مطالعات بعدی پپتید پیسیدین باشد.
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۹ )
چکیده
این مطالعه با هدف تولید ماهی کایمر حاصل از پیوند درون صفاقی SSCs ماهی آزاد دریای خزر به لاروهای تازه تفریخ شده قزلآلای رنگین کمان اجرا گردید. سلولهای اسپرماتوگونی از بافت بیضه ماهی آزاد ۸ ماهه با روش هضم آنزیمی استخراج شدند. از روش حذف تمایزی برای تخلیص سلولهای اسپرماتوگونی استفاده شد. پس از ۴۸ ساعت کشت در محیط L۱۵ حاوی سرم ۱۰%، سلولهای لایه رویی جمع آوری و با رنگ فلورسنت غشایی PKH۲۶ رنگ آمیزی شدند. سلولها به حفره صفاقی لاروهای تازه تفریخ شده قزل آلای رنگین کمان پیوند شدند. لاروها ۱۵ و ۳۰ روز پس از پیوند با استفاده از میکروسکوپ فلورسنت مورد بررسی قرار گرفتند. ۱۸۰ روز ماه پس از پیوند گناد ماهیان پیوند شده برای آنالیزهای مولکولی استخراج شدند. سلولهای پیوند شده به سمت گناد در حال تکوین قزل آلای رنگین کمان مهاجرت و کلون زایی کردند. حضور سلولهای ماهی آزاد دریای خزر در ۴/۴۱ درصد از گناد ماهیان قزل آلای رنگین کمان با استفاده از PCR تایید شد. نتایج این مطالعه برای اولین بار پیوند موفقیت آمیز بین گونهای را در قزل آلای رنگین کمان نشان داد. این مطالعه نشان داد که سلولهای سوماتیک قزل آلای رنگین کمان قادرند سلولهای اسپرماتوگونی ماهی آزاد دریای خزر را حمایت کنند. پیوند بین گونهای سلولهای اسپرماتوگونی دریچه جدیدی را برای حفاظت نژادهای کمیاب و گونههای در معرض تهدید گشوده است بنابراین پیوند SSCs به عنوان یک روش کاربردی برای حفاظت ذخایر ژنتیکی این گونه با ارزش قابل پیشنهاد می باشد.
آذین فهیم، محمدرضا کلباسی، عبدالمحمد عابدیان کناری، محمد صادق ثابت،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات ترکیب اسیدهای چرب در ریزجلبک Nannochloropsis oculata تحت تنشهای فیزیکوشیمیایی (شدت نور و شوری) میباشد. در همین راستا میزان رشد، میزان کلروفیل و کاروتنوئید، آنالیز تقریبی و پروفایل تغییرات اسیدهای چرب ریزجلبک دریایی N. oculata تحت دو تنش متقابل شوری (۱۵، ۲۵ و g/l۴۰) و شدت نور (Lux ۱۵۰۰و Lux ۱۰۰۰۰) که در انتهای فاز لگاریتمی اعمال شدند مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که با توجه به اعمال تنشها پس از تکمیل رشد، میزان رشد در تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری نداشت (P > ۰,۰۱). همچنین با وجود اینکه بیشترین میزان لیپید تحت تیمار شوری g/l ۴۰ و شدت نور Lux ۱۵۰۰ حاصل شده است، بیشترین میزان اسیدهای چرب اشباع (SFA) تحت تیمار شوری g/l ۱۵ و شدت نور Lux ۱۰۰۰۰، بیشترین میزان اسیدهای چرب تک غیراشباع (MUFA) تحت تیمار g/l۲۵ و شدت نور Lux ۱۰۰۰۰ و بیشترین میزان اسیدهای چرب چندغیراشباع (PUFA) تحت تیمار g/l۱۵ و شدت نور Lux ۱۰۰۰۰ هر سه بعد از گذشت ۴ روز از اعمال تنش حاصل شده. با توجه به تأثیرپذیری ترکیبات اسیدهای چرب در ریزجلبک N. oculata میتوان با تحت کنترل قرار دادن شرایط کشت، به بیشترین میزان از انواع اسیدهای چرب دلخواه مطابق با اهداف مورد نظر دست یافت.
اشکان بنان، محمدرضا کلباسی، محمود بهمنی،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۳ )
چکیده
کاربرد غیرمستقیم نانوذرات نقره (Silver Nanoparticles [AgNPs]) در کنترل عفونت قارچی شایع دوران انکوباسیون جنین تاسماهی ایرانی-ساپرولگنیازیز- در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. فیلترهای محتوی ۲/۰، ۵/۰ و ۱ درصد نانوذرات نقره در دو حالت بدون عامل و دارای عامل جفت شونده آمینوپروپیل تریاتوکسی سیلان به همراه تیمار شاهد (بدون فیلتر)، تیمارهای مورد بررسی در پژوهش حاضر بودند. نتایج نشان داد که در ۴۸ ساعت ابتدایی انکوباسیون که منطبق بر رشدونمو جنینی تا پیش از مرحله شروع نورولاسیون می گردد، علیرغم شروع آلوده سازی آب انکوباتورها با قارچ ساپرولگنیا، عفونت قارچی در هیچیک از تیمارهای مورد بررسی دیده نشد. نتایج حاصل از سنجش میزان رهایش نقره از فیلترهای مورد مطالعه در پایان ۱۲ ساعت ابتدایی شروع انکوباسیون نشان میدهد که میزان رهایش نقره در آب، در تیمارهای فیلترهای ۱% بدون عامل و عامل دار بطور معنیداری بیشتر از سایر فیلترهای محتوی نانوذرات نقره بود. این روند در زمانهای بعدی نمونه برداری (۴۸ و ۹۶ ساعت) نیز تکرار شد با این تفاوت که میزان رهایش تنها در تیمار فیلتر %۱ عامل دار بطور معنیداری بیشتر بود. در تیمار فیلترهای ۱% عامل دار، درصد تفریخ به طور معنیداری نسبت به تیمار فیلتر شاهد، افزایش نشان دادند.