۷ نتیجه برای تاسماهی سیبری
رضا طاعتی، محمود محسنی، سمیه خوش سیما،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
این تحقیق به منظور سنجش اثر منابع و سطوح مختلف کربوهیدرات (گلوکز و نشاسته ذرت) بر روند رشد و ترکیب لاشه بچه تاسماهی سیبری (Acipenser baerii) اجرا شد. پس از دو هفته سازگاری با شرایط پرورشی و جیره پایه، ۱۲۰ عدد بچه تاسماهی سیبری با وزن متوسط ۸۰/۲ ± ۶۴/۲۵ گرم به مدت ۸ هفته و به صورت تصادفی به ۱۲ تانک فایبرگلاس با تراکم ۱۰ عدد در هر تانک (یک عدد ماهی در ۳۵ لیتر آب) در قالب ۴ تیمار گلوکز ۱۵% ، گلوکز ۳۰% ، نشاسته ذرت ۱۵% و نشاسته ذرت ۳۰% با ۳ تکرار توزیع شدند. نتایج نشان داد که وزن نهایی، طول کل نهایی، درصد افزایش وزن بدن، شاخص رشد ویژه، میانگین رشد روزانه، ضریب کارایی پروتئین و ضریب چاقی در تیمار نشاسته ذرت ۱۵% بالاتر از سایر تیمارها بود (۰۵/۰(p>. تیمار نشاسته ذرت ۱۵% دارای پایین ترین (۰۵/۰(p> ضریب تبدیل غذایی بود. اختلاف معنی داری بین تیمار نشاسته ذرت ۳۰% با تیمار گلوکز ۱۵% در شاخص کبدی مشاهده شد (۰۵/۰(p. بیشترین میزان پروتئین لاشه در تیمار نشاسته ذرت ۱۵% مشاهده گردید که اختلاف معنی داری را با تیمارهای گلوکز ۱۵% و ۳۰% نشان داد (۰۵/۰(p
رقیه جعفری تراجی، علیرضا عالیشاهی، سید مهدی اجاق، عباس اسماعیلی ملا،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
پروتئین هیدرولیز شده از امعاء واحشاء تاسماهی سیبری تولید شد. بهمنظور بهینه سازی شرایط تولید، با استفاده از روش آماری سطح پاسخ (RSM) اثر سه عامل زمان، pH و غلظت آنزیم (آلکالاز) به روی درجه هیدرولیز بررسی گردید. مدل ریاضی، برازش خوبی با دادههای آزمایش داشت، زیرا R۲ معادل ۹۷/۰ نشان داد که ۹۷ درصد از تغییرات درون محدوده آزمایش توسط مدل قابل توضیح است. بر اساس نتایج بهدست آمده، بالاترین درجه هیدرولیز (۲۱/۵۸ درصد) مربوط به تیمار حاوی غلظت آنزیمی ۲درصد، زمان ۶۰ دقیقه و ۸= pH انجام شد و تیمار با شرایط هیدرولیز (نسبت آنزیم به سوبسترا ۲ درصد، زمان ۴۵ دقیقه، ۵/۸=pH) دارای بیشترین مقدار پروتئین (۳۷/۴۲) بهعنوان جایگزین پپتون تجاری محیط کشت (Triptic soy broth) برای بررسی میزان رشد باکتری Salmonella typhi در زمانهای صفر تا ۴۸ ساعت مورد استفاده قرار گرفت. تغییرات رشد S. typhi در تیمار شاهد روند صعودی بهتری نسبت به تیمارشماره ۱۵ (آلکالاز) داشته، ولی اختلاف معنیدار نبود.
سیده صدیقه بابایی، عبدالمحمد عابدیان کناری، مهدی هدایتی، محمد علی یزدانی ساداتی،
دوره ۴، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
در مطالعه حاضر، تأثیر سطوح مختلف ماکرونوترینت جیره بر تغییرات اسیدهای چرب، چربی بدن و فعالیت آنزیم لیپاز در تاسماهی سیبری بررسی شد. در این آزمایش، یک گروه از ۱۸۰ قطعه بچه تاسماهی سیبری (وزن اولیه ۵±۳۰ گرم) با ۴ جیره با سطح انرژی یکسان تغذیه شدند. جیرهها بهترتیب LP-St (پروتئین پایین و نسبت کربوهیدرات به چربی بالا)؛ HP-St (پرتئین بالا و نسبت کربوهیدرات به چربی بالا)، LP-L (پروتئین پایین و نسبت کربوهیدرات به چربی پایین) و HP-L (پروتئین بالا و نسبت کربوهیدرات به چربی پایین) نامگذاری شدند. ماهیان به مدت ده هفته و در سطح اشباع تغذیه شدند. نمونهبرداری از بافت بدن و همچنین روده بچه ماهیان صورت گرفت. در این مطالعه از دو منبع روغن ماهی و روغن آفتابگردان با نسبت یکسان بهعنوان منبع چربی جیره استفاده شده است. ترکیب اسیدهای چرب HUFA در جیره HP-St و LP-L بهترتیب بیشترین و کمترین مقدار بودند. نتایج نشان داد ترکیب اسیدهای چرب بافت بدن بهطور معناداری تحت تأثیر ترکیب اسیدهای چرب جیره هستند (۵/۰>p). جیرههایی با پروتئین و کربوهیدرات بالا سبب تجمع SFA و MUFA در بافت این ماهیان شده است. در تاسماهیان تغذیه شده با جیره محتوای چربی بالا، محتوای PUFA در بافت بدن افزایش یافت. نتایج این مطالعه نشان داد تجمع چربی در بافت بدن تحت تأثیر میزان کل محتوای چربی جیره میباشد و فعالیت آنزیم لیپاز در روده تاسماهی سیبری در جیرهLP-L تحت تأثیر میزان کم HUFA، کاهش یافته است.
سیدهصدیقه بابایی، عبدالمحمد عابدیانکناری، مهدی هدایتی، محمدعلی یزدانیساداتی،
دوره ۷، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: هدف این مطالعه، بررسی اثر ترکیب ماکرونوترینت جیره (دو سطح پروتئین ۴۴ و ۳۸% بههمراه دو نسبت کربوهیدرات به چربی ۱/۴ و ۳) بهمنظور دستیابی به چگونگی تغییرات رشد، ترکیب بدن و اسیدهای چرب در بدن تاسماهی سیبری (Acipenserbaerii, Brandt, ۱۸۶۹) طی گرسنگی و غذادهی مجدد بود.
مواد و روشها: این مطالعه تجربی در مرکز تحقیقات بینالمللی تاسماهیان دریای خزر با طرح کلی کاملاً تصادفی برنامهریزی و اجرا شد. ۳۶۰قطعه بچهتاسماهی سیبری (با وزن اولیه ۵±۳۰گرم)، بهطور تصادفی در ۲۴عدد تانک ۵۰۰لیتری (۱۵قطعه در هر تانک) (۱۵عدد ماهی در هر تانک) با حجم آبگیری ۴۰۰-۳۵۰لیتر توزیعشد. تاسماهیان با ۴ جیره پروتئین ۳۸%- نسبت کربوهیدرات: چربی ۳ (LP-St)، پروتئین ۴۴%- نسبت کربوهیدرات: چربی ۳ (HP-St)، پروتئین ۳۸%- نسبت کربوهیدرات: چربی ۱/۴ (LP-L) و پروتئین ۴۴%- نسبت کربوهیدرات: چربی ۱/۴ (HP-L) تغذیه شدند. بچهماهیان بهمدت ۳ هفته در حد سیری ظاهری تغذیه شدند، سپس دو هفته گرسنه مانده و مجدداً ۵ هفته غذادهی شدند. نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS ۲۲ و توسط آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون دانکن تحلیل شدند.
یافتهها: رشد جبرانی در هیچ کدام از تیمارها حاصل نشد. در گروه شاهد بهترین رشد در تیمار HP-L مشاهده شد، در حالی که بعد از غذادهی مجدد تیمار HP-St بهترین افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی را داشت.
نتیجهگیری: ترکیب جیره بر اسیدهای چرب SFA، MUFA و PUFA تاثیر دارد، در حالی که اعمال دو هفته گرسنگی تنها باعث افزایش جزئی در ترکیب MUFA شده و بر دیگر اسیدهای چرب تاثیری ندارد.
محمد کاظم میرزاخانی، عبدالمحمد عابدیانکناری، علی معتمدزادگان،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: قابلیت هضم ظاهری پروتئین و اسیدهای آمینه ده نوع ماده غذایی گیاهی و جانوری به عنوان منابع اصلی پروتئینی در جیره غذایی تاسماهی سیبری (۲۲± ۲۹۰ گرم) مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: مواد غذایی شامل پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان، پودر ضایعات طیور، پودر خون، پودر پر طیور، کنجاله سویا، کنجاله کلزا، گلوتن گندم، گلوتن ذرت و مخمر نانوایی بودند. تیمارهای غذایی عبارت بودند از: جیره غذایی مرجع و ده جیره غذایی آزمایشی (۳۰ درصد ماده غذایی مورد نظر + ۷۰ درصد جیره غذایی مرجع). از اکسید کروم به عنوان نشانگر غیر قابل هضم در جیره های غذایی استفاده شد. تعداد ۱۶۵ قطعه تاسماهی سیبری در ۳۳ مخزن ۵۰۰ لیتری ذخیره سازی و با جیره های غذایی تغذیه شدند (۳ تکرار برای هر تیمار).
یافته ها: بیشترین و کمترین میزان قابلیت هضم پروتئین به ترتیب در پودر ماهی (۸۷/۹۲ درصد) و پودر پر طیور (۹۶/۵۹ درصد) مشاهده شد. همچنین، بالاترین میزان قابلیت هضم اسیدهای آمینه در پودر ماهی (۹/۹۰ و ۱۳/۸۸ درصد به ترتیب برای مجموع اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری) اندازه گیری شد. کمترین میزان قابلیت هضم مجموع اسیدهای آمینه ضروری در کنجاله کلزا (۵/۶۵ درصد) و اسیدهای آمینه غیر ضروری در پودر پر طیور (۶۸/۶۰ درصد) دیده شد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج ، پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان، پودر ضایعات طیور، گلوتن ذرت و گلوتن گندم با قابلیت هضم بالای هفتاد درصد پروتئین و مجموع اسیدهای آمینه، به عنوان مواد غذایی با درصد هضم بالا برای تاسماهی سیبری مشخص گردیدند.
زهرا موسوی، صدیقه بابایی، فرزانه وردی زاده، محمود ناصری،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
اهدف: در این تحقیق، استخراج ژلاتین از زایدات تاسماهی سیبری و استفاده از آن در تهیه فیلم، مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: استخراج ژلاتین به روش توام اسید و باز صورت گرفت. بعد از ارزیابی خصوصیات ژلاتین استخراج شده (درجه بلوم، pH، تست زتا و دما و زمان باز و بسته شدن ژل)، از محصول نهایی به روش کاستینگ فیلم تولید شد.
یافته ها: نتایج نشان داد بازده استخراج ژلاتین از زایدات تاسماهی ۰۶/۲۰% بود که میزان پروتئین، pH، درجه سختی ژل و دما و زمان بسته و باز شدن ژل به ترتیب، ۶/۰ ± ۲/۷۹%، ۴، ۴/۰ ± ۲/۱۶۰ گرم، ۲/۰ ± ۱/۱۳ درجه سانتیگراد در ۵/۰ ± ۳/۱۸۰ ثانیه و ۵/۰ ± ۳۳/۱۹ درجهسانتیگراد در ۵/۰ ± ۶۶/۱۴۰ ثانیه بود. ارزیابی پتانسیل زتا حاکی از مثبت بودن بار سطحی ژلاتین بود. فیلم خوراکی حاصل از ژلاتین دارای ضخامت، رطوبت، حلالیت، مقاومت کششی، کشش تا لحظه پاره شدن و نفوذپذیری به ترتیب، ۰ ± ۰۵/۰ میلیمتر، ۵/۱ ± ۲/۱۰%، ۷/۳ ± ۷۹%، ۷/۰ ± ۰۱/۳۰ مگاپاسکال، ۶/۳ ± ۵/۷۷% و g mm/h mm۲kpa×۱۰-۶ ۰ ± ۵/۳ گزارش گردید. تصاویر حاصل از SEM در فیلم، ساختاری صاف و بدون ترک خوردگی نشان داد. همچنین نتایج حاصل از FTIR گویای شکلگیری باندهای آمیدی در ناحیه ۳۲۷۷، ۱۶۳۳، ۱۵۳۰ و cm-۱ ۱۲۳۶ بود.
نتیجه گیری: با توجه به بازده و خصوصیات ژلاتین، و خصوصیات مکانیکی و فیزیکی فیلم حاصل، میتوان از آن برای تهیه فیلمهای زیستتخریبپذیر در نگهداری مواد غذایی بهره برد.
زهرا موسوی، محمود ناصری، صدیقه بابایی، سید محمد هاشم حسینی، سید شهرام شکرفروش،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
این پژوهش به منظور بررسی خواص مکانیکی و فیزیکی فیلمهای ژلاتین ماهی و تأثیر عامل شبکهساز گلوتارآلدئید بر کنترل رهایش عامل ضد میکروب پلیاللایزین طراحی و اجرا شد. در این پژوهش تهیه فیلم به روش کاستینگ (casting)انجام گرفت و به فیلم تهیه شده از ژلاتین ماهی، ۰۵/%۰ گلوتارآلدئید(glutaraldehyde) و ۰۵/۰% پلیاللایزین اضافه شد. نتایج نشان داد افزودن گلوتارآلدئید به فیلم ژلاتین ماهی موجب افزایش مقاومت کششی (۸۰/۶ مگاپاسکال)، کاهش حلالیت (۵۱/۳۸ %)، کاهش رطوبت (۰۵/۸ %)، کاهش نفوذپذیری به بخار آب (۰۳/۲ گرم، میلی متر/ساعت، میلیمتر مربع کیلو پاسکال)، افزایش تراکم و انسجام و ایجاد سطحی صاف و بدون خلل فرج با توجه به تصاویر SEM گردید. همچنین رهایش پلیاللایزین از بیوپلیمر حاوی کراسلینکر (crosslinker) یا عامل شبکهساز گلوتارآلدئید به دلیل ایجاد اتصالات عرضی و به دام افتادن آن، آهستهتر و مداومتر بود. با توجه به خصوصیات مکانیکی و فیزیکی فیلمهای تولید شده و پایداری و کنترل رهایش ترکیب ضدمیکروبی پلیاللایزین، بنظر میرسد فیلمهای حاوی ۰۵/۰ %عامل شبکهساز گلوتارآلدئید میتوانند در جهت ماندگاری محصولات فاسدشدنی پیشنهاد شوند.