جستجو در مقالات منتشر شده


۱۵ نتیجه برای دریای عمان

پروین صادقی، محمدمنصور توتونی، سیما مولایی،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده

اهداف: مطالعه آسیب‌شناسی بافتی یکی از مناسب‌ترین راه‌های ارزیابی اثرات ناشی از آلاینده‌ها در موجودات آبزی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات بافتی و شاخص تغییرات هیستوپاتولوژیک (HAI) بافت کبد ماهیان سنگسر معمولی (Pomadasys kaakan) و سرخو معمولی johnii) (Lutjanus دریای عمان انجام شد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه تعداد ۱۸ قطعه ماهی سنگسر معمولی و ماهی سرخو معمولی از سه ایستگاه رمین، کنارک و هفت‌تیر با استفاده از تور گوش‌گیر در زمستان ۱۳۹۵ صید گردید. به‌منظور بررسی نوع و شدت ضایعات بافتی، بافت کبد هر دو گونه ماهی مراحل تثبیت بافتی در محلول بوئن، عمل‌آوری بافت در دستگاه عمل‌آوری بافت ، قالب‌گیری با پارافین، برش‌گیری مقاطع بافتی به ضخامت ۴-۵ میکرون با میکروتوم، رنگ‌آمیزی با هماتوکسیلین و ائوزین را گذراندند.
یافته‌ها: ضایعات بافتی مشاهده شده در کبد ماهیان شامل واکوئوله شدن هپاتوسیت‌ها، اتساع سینوزوئیدها، تجمع سلول‌های چربی، احتقان خون، پیکنوزیس هسته، خونریزی و نکروز بود. ضایعات بافتی مشاهده شده در کبد هر دو گونه ماهی در ایستگاه هفت‌تیر بیشتر و در ایستگاه رمین کمتر از سایر ایستگاه‌ها بود. شاخص تغییرات هیستوپاتولوژیک بافت کبد در ایستگاه هفت‌تیر در هر دو گونه ماهی بیشتر از دو ایستگاه دیگر بود.
نتیجه‌گیری: احتمال می‌رود به علت پر تردد بودن اسکله هفت‌تیر و فاصله نزدیک آن با اسکله‌های دیگر منطقه، میزان تجمع مواد آلاینده‌ در این ایستگاه بیشتر بوده و سبب بروز عوارض شدیدتر بافتی در ماهیان شده است.
 

دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

اهداف: درختان مانگرو در معرض طیف وسیعی از تنش‌های غیرزنده قرار دارند که بر رشد و سایر فرآیندهای فیزیولوژیک آنها اثر می‌گذارد. یکی از مهم‌ترین روش‌های دفاع آنتی‌اکسیدانی- آنزیمی در برابر تنش‌های ناشی از گونه‌های اکسیژن فعال، آنزیم سوپراکسیددیسموتاز )SOD( است. هدف این پژوهش ارزیابی فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان سوپراکسیددیسموتاز حرّای (AmSOD) خلیج فارس و دریای عمان در برابر یون‌های فلزی بود.
مواد و روش‌ها: در پژوهش تجربی حاضر که روی برگ گونه درختی حرّا اجرا شد، نمونه‌برداری از دو رویشگاه بندر خمیر در خلیج فارس و سیریک در دریای عمان صورت گرفت و تیمارها در سه تکرار انجام شد. برای تعیین نوع SOD از آزمون حساسیت H۲O۲ و KCN استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS ۱۹ از طریق آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون چنددامنه‌ای دانکن برای مقایسه میانگین‌ها صورت گرفت.
یافته‌ها: نوع آنزیم SOD، مس/روی- سوپراکسیددیسموتاز (Cu/Zn-SOD) تشخیص داده شد. بین تیمارهای مختلف فلزات بین دو منطقه اختلاف معنی‌داری وجود نداشت و برهم‌کنش بین فاکتور فلزات و غلظت و نوع منطقه مشاهده نشد. اثر مهاری شدیدی در حضور محلول کلریدجیوه و اثر مهاری ضعیفی در حضور محلول سولفات‌روی، سولفات‌آهن و کلریدمنیزیوم مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: یون‌های مس، منگنز و کبالت به‌طور قابل توجهی فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز را افزایش می‌دهند، در حالی که یون‌های تک‌ظرفیتی مانند سدیم و پتاسیم تاثیر ناچیزی بر افزایش فعالیت SOD دارند و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی برگ گونه درختی حرّای منطقه خمیر در خلیج فارس و سیریک در دریای عمان تفاوتی ندارند.

مهدی غلامعلی فرد، بنیاد احمدی، پریسا نوری،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

تولیدات اولیه به عنوان شاخص کلیدی در ارزیابی بوم­سازگان آبی محسوب می­شود که می­تواند مستقیما روی ترسیب کربن اثر گذارد. با توجه به تغییرات اقلیمی و پویایی محیط­زیست، تولیدات اولیه به صورت مکانی و زمانی در بوم­سازگان­های مختلف تغییر یافته است. به همین منظور، برای درک و پایش این تغییرات مهم­ترین پارامترهای تاثیرگذار بر مولفه از جمله، دمای سطحی آب، کلروفیلa و شکوفایی جلبکی و تغییرات آنها طی سری زمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. داده­های مربوط به کلروفیلa، دمای سطحی آب (SST) و تولید خالص اولیه از تاریخ ژانویه ۲۰۰۳ تا دسامبر ۲۰۱۸ از سنجنده MODIS-Aqua و از مدل VGPM به منظور برآورد تولیدات اولیه در محدوده مطالعاتی استفاده شد. پس از انجام پیش­پردازش و استخراج الگوریتم سری زمانی با استفاده از رویه­های من کندال (Mk-Tau) و تایل سین (Theil-Sen) روند تغییرات مشخص گردید سپس با استفاده از تصاویر رنگی کاذب، بلوم­های جلبکی در منطقه خلیج­فارس و دریای عمان شناسایی و مقدار غلظت کلروفیلa در محدوده­ی جلبکی و خارج از این محدوده مشخص گردید. نتایج حاصل از تحلیل روند با رویه تایل سین نشان داد که نرخ تغییرات برای کلروفیل در همه مناطق به استثنای منطقه پنج کاهشی است، بیشترین مقدار در منطقه پنج (۱۹/۰-) مشاهده گردید که با میزان نرخ تولیدات خالص اولیه مطابقت داشت. همچنین نتایج حاصل نشان داد که بیشترین مقدار تولید خالص اولیه در منطقه یک در مارس (۳۰۸۱ گرم کربن/متر مربع/روز) و کمترین آن نیز ژوئن و جولای (به ترتیب ۵۴۰ و ۶۹۰ گرم کربن/متر مربع/روز) که با مقدار غلظت کلروفیلa مطابقت دارد. با وجود همبستگی ظاهری، بین دمای سطحی آب و کلروفیلa و همچنین بین کلروفیلa و تولید خالص اولیه، رابطه علت و معلولی وجود ندارد و برای شکوفایی جلبکی و تولیدات خالص اولیه عوامل دیگری جز کلروفیلa می­تواند در نظر گرفته شود.
پروین صادقی، اسماء اسماعیل زاده آشینی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده

اهداف: هدف از این مطالعه بررسی میزان تغییرات آنزیم‌های کبدی در پلاسمای هامورماهی لکه زیتونی منقوط دریای عمان(Epinephelus stoliczkae)تحت القای غلظت‌های مختلف دی‌کرومات پتاسیم در طی ۲۱روز در شرایط آزمایشگاهی بود.
مواد و روش‌ها: ۲۰۰ قطعه هامورماهی لکه زیتونی منقوط با میانگین طول کل۲/۲±۶/۲۹سانتی‌متر و میانگین وزن کل۴/۹۲±۵/۳۸۹گرم از دریای عمان صید گردید. جهت اجرای آزمایش سمیت تحت کشنده سه تیمار ۶/۳، ۳۱/۷ و۶/۱۴میلی‌گرم بر لیتر کروم (سه تکرار و یک شاهد) انتخاب گردید. ماهی‌ها به مدت ۲۱روز در معرض کروم قرار گرفتند و در فاصله زمانی ۵/۰، ۱، ۷، ۱۴ و ۲۱روز پس از شروع آزمایش، به‌منظور اندازه‌گیری سطح آنزیم‌های کبدی آسپارتات آمینوترانسفراز(AST)، آلانین آمینوتراسفراز(ALT) و آلکالین فسفاتاز(ALP)، از ساقه دمی ماهی‌ها نمونه خون تهیه شد. سنجش میزان آنزیم‌ها با استفاده از روش فتومتری انجام و مقادیر سنجیده شده برحسب U/Lبیان شد.
یافته‌ها: بیشترین و کمترین میزان آنزیم‌های کبدی در هامورماهی لکه زیتونی منقوط به ترتیب برابر بود با: آسپارتات آمینو ترانسفراز=۲۸/۱۰±۲۹۸-۲۱/۶± ۱۹۸، آلانین آمینوترانسفراز=۱۹/۲±۸۱-۵۶/۲±۳۸، آلکانین فسفاتاز= ۷۶/۲±۱۷۷-۲۱/۴±۱۱۸U/L. باگذشت زمان، میزان آنزیم‌های کبدی در تیمارهای مختلف نسبت به گروه شاهد افزایش و اختلاف آماری معنی‌داری را نشان داد(۰۵/۰>P).در مورد هر سه آنزیم کبدی بیشترین میزان در تیمار سوم و روز ۲۱و کمترین میزان در تیمار اول و زمان ۵/۰روز ثبت شد.
نتیجه‌گیری: در این آزمایش،آنزیم‌های کبدی در پاسخ به افزایش غلظت کروم و مدت‌زمان در معرض بودن،افزایش یافتند که علت آن می‌تواند آسیب به سلول‌های کبدی و درنتیجه آزاد شدن آنزیم‌های کبدی در پلاسما باشد. به‌طورکلی می‌توان آنزیم‌های کبدی را به‌عنوان نشانگر زیستی آلودگی در محیط‌های طبیعی استفاده نمود.
 
مهدی بلوکی کورنده، رضا ندرلو، نگین خروشی، سمیه زنگی آبادی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده

خلیج فارس در مقایسه با سایر نقاط جهان دارای محیط زیست متفاوتی برای زیست مرجان ها می باشد. ۱۷ جزیره مرجانی و برخی مناطق ساحلی در قسمت شمالی خلیج فارس و همچنین خلیج چابهار در دریای عمان مهمترین مناطق مرجانی ایران را تشکیل می دهند. دور از دسترس بودن جزایر مرجانی و پراکندگی تحقیقات صورت گرفته منجر گردیده تا اطلاعات صحیحی در خصوص تعداد گونه های آبسنگ مرجانی شناسایی شده در دسترس نباشد. در این تحقیق سعی شده تا با بررسی میدانی برخی مناطق مرجانی همانند شیدور ، فارسی، خارگ، خارگو، هندورابی و نایبند و گردآوری مطالعات انجام شده در سایر مناطق مرجانی  اطلاعات کاملی را در خصوص تنوع گونه ای مرجان های شناسایی شده در آبهای ایرانی خلیج فارس ارایه دهد. براساس نتایج تعداد گونه های آبسنگ های مرجانی شناسایی شده در آبهای ایرانی خلیج فارس ۹۶ گونه می باشد که با محاسبه ۶ گونه آبسنگ مرجانی که صرفا از خلیج چابهار گزارش شده تعداد گونه های شناسایی شده در آبهای ایران را به ۱۰۲ گونه می رساند. گونه های شناسایی شده از ۱۳ خانواده و ۴۰ جنس هستند که از میان این خانواده ها، Merulinidae و Acroporidae  هر کدام به ترتیب با ۲۹ و ۲۳ گونه بیشترین تنوع از نظر تعداد گونه را دارند. پس از این دو خانواده Poritidae با ۱۱ گونه دارای تنوع بیشتری نسبت به سایر خانواده ها می باشد. جزیره لارک بیشترین تعداد گونه را در بین مناطق مورد یررسی دارا می باشد.
مازیار یحیوی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده

در این تحقیق ویژگی‌های مورفومتریک و مریستیک کفشک تیزدندان در دو منطقه بندرعباس و بندرجاسک مورد بررسی قرار گرفت. از هر منطقه بالغ بر ۳۰ قطعه ماهی کفشک تیزدندان تهیه و پس از انجام عملیات زیست‌سنجی، ۲۹ مشخصه مورفومتریک (قابل اندازه‌گیری) و ۹ مشخصه مریستیک (قابل شمارش) مورد اندازه‌گیری و شمارش قرار گرفت. طبق نتایج حاصله میانگین ضریب تغییرات در مشخصه‌های مورفومتریک ماهیان راست گرد و چپ گرد منطقه بندرعباس به ترتیب ۳۴/۰ و ۴۱/۰ و میانگین ضریب تغییرات فاکتورهای مریستیک ماهیان راست گرد و چپ گرد ۱۴/۰ و ۱۷/۰ می‌باشد. میانگین ضریب تغییرات فاکتورهای مورفومتریک ماهیان راست گرد و چپ گرد بندرجاسک به ترتیب ۲۵/۰ و ۲۴/۰ و میانگین ضریب تغییرات فاکتورهای مریستیک ماهیان راست گرد و چپ گرد ۱۰/۰ و۱۰/۰ می‌باشد. همچنین ماهیان کفشک تیزدندان بطور کلی در ۲۵ عامل مورفومتریک و ۱ عامل مریستیک در بین این مناطق اختلاف معنی‌داری داشتند (P<۰,۰۵). ارتفاع باله مخرجی، ارتفاع باله پشتی،قطر چشم بالا و پایین، ارتفاع باله شکمی سطح تیره و روشن، طول قاعده باله سینه‌ای سطح تیره و روشن و عرض دهان از بین فاکتورهای مورفومتریک بیشترین اختلاف را به خود اختصاص داده اند. بین پارامتر‌های اندازه‌گیری شده در ماهی کفشک تیزدندان راست گرد و چپ گرد در هر منطقه مشابه اختلاف معنی‌دار دیده نشد (P>۰,۰۵). طبق این نتایج بین دو مشخصه مورفومتریک و مریستیک، تفاوت‌های موجود در مشخصه مورفومتریک مشخص‌تر می‌باشد که خود ناشی از شرایط زیست محیطی متفاوت در این دو منطقه است.
مهدی ایرانمنش، مجید عسکری حصنی، محمدرضا لشکری،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده

در این مطالعه با استفاده از ۱۸ صفت زیست سنجی و همچنین سه صفت شمارشی، به بررسی و مطالعه تغییرات ریختی بدن در بین پنج گونه از گاوماهیان مناطق جزر و مدی شمال خلیج فارس و دریای عمان پرداخته شد . نتایج این پژوهش نشان داد ۱۹ صفت از ۲۱ صفت ریختی در بین ماهیان مطالعه شده از نظر آماری دارای اختلاف آماری معنی داری است و تنها دو اندازه طول کل  و فاصله پیش از باله مخرجی در بین این گونه ها تفاوت معنی داری ندارند. نتایج حاصل از آنالیز تشخیص خطی (LDA) توانست ۲۴/۹۵ % افراد را بر اساس ویژگی های ریختی بدن تفکیک کند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون مولفه های اصلی نشان داد برخی صفات که بیشترین تاثیر را در محور های اول و دوم نمودار دارند، در بین دو گونه دارای وزن یکسانی هستند. از طرف دیگر محاسبه میزان فاصله اقلیدسی بر اساس صفات ریختی مطالعه شده نشان داد برخی گونه ها از جمله گونه Boleophthalmus dussumieri Valenciennes, ۱۸۳۷ و Scartelaos tenuis (Day, ۱۸۷۶) بیشترین شباهت را از نظر شکل بدنی داشتند. نتیجه این پژوهش نشان داد بررسی ویژگی های ریختی بدن گاو ماهیان با استفاده از تجزیه و تحلیل های تک متغیره و چند متغیره می تواند دیدگاه جدیدی در مطالعه و بررسی تغییرات ریختی بدن این ماهیان در اختیار محققان قرار دهد.

مریم کریمیان، امید بیرقدار کشکولی، رضا مدرس، سعید پورمنافی،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده

هدف این مطالعه، استفاده از الگوریتم DINEOF برای پر کردن نقاط فاقد داده در تصاویر ماهواره­ای غلظت کلروفیل a در آبهای سطحی خلیج فارس و دریای عمان می­باشد. در این مطالعه از داده­های سطح ۳ (وضوح مکانی ۴ کیلومتر) غلظت کلروفیل a حاصل از سنجنده مودیس در بازه زمانی ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۰ در خلیج فارس و دریای عمان (استخراج شده از سایت ناسا) استفاده شد. برخی از تصاویر در بعضی از ماه­های سال دارای نقاط فاقد محصول بودند. تصاویر دارای محصولات مفقوده (گپ یا شکاف) غلظت کلروفیل a در خلیج فارس و دریای عمان با استفاده از بسته نرم افزاری rtsa.gapfill و الگوریتم DINEOF در نرم افزار R بازسازی شدند. در نهایت برای ارزیابی صحت­سنجی الگوریتم DINEOF، پارامترهایی نظیر RMSE، MSE، MAD و SNR محاسبه شده است. نقشه­های اصلی (دارای شکاف) غلظت کلروفیل a نشان دادند که بیشترین میزان محصولات مفقوده در ماه جولای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۵ وجود دارد. با ارزیابی صحت بازسازی مشخص شد بازسازی داده­های مفقوده به خوبی توسط الگوریتم صورت گرفته است (به عنوان مثال در ماه جولای ۲۰۱۴ پارمترهای محاسبه شده بدین شرح می­باشند: ۸۳/۰R۲=، ۳۴/۰RSME=، ۱۴/۰ MAD=و ۱۰/۰MSE=). بررسی نتایج نشان داد که اجرای الگوریتم DINEOF در نرم افزار R برای بازسازی محصولات مفقوده موجود در تصاویر غلظت کلروفیل a روشی کارآمد، سریع و موفقیت­آمیز است. محصولات کلروفیل a حاصل از بازسازی برای کاربردهایی مانند تشخیص شکوفایی جلبکی و همچنین مدیریت مناسب شیلاتی قابل استفاده است. در مقیاس زمانی بلند­مدت، مقایسه محصولات مفقوده با بازسازی‌ شده به کنترل کیفیت داده­های ماهواره­‌ای کمک می­ کند.
مریم کریمیان، امید بیرقدار کشکولی، رضا مدرس، سعید پورمنافی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده

کلروفیلa رنگدانه اصلی فیتوپلانکتونی است که به عنوان یک شاخص زیست­توده فیتوپلانکتونی و منعکس­کننده تولید اولیه در محیط دریایی است. روند تغییرات در مجموعه داده­های سری­زمانی در طول دوره مطالعه می­تواند الگوهای عمومی تغییرات و همچنین تغییرات احتمالی در آینده را نشان دهد. در این پژوهش از داده­های سطح ۳ (۴ کیلومتر) غلظت کلروفیلa خلیج­فارس و دریای­عمان برای سال­های ۲۰۱۸- ۲۰۰۳ استفاده گردید. داده­ها در محیط ۵.ArcGIS۱۰ به فرمت رستر تبدیل و سپس مقادیر عددی هر پیکسل در نرم افزار R (version ۴,۰.۲) استخراج گردید. داده­های مفقوده در داده­های کلروفیلa مشاهده شد، برای حل این مشکل از الگوریتم DINEOF و از آزمون ناپارامتریک من-کندال و سنس­استیمیتور به منظور تحلیل روند­های غلظت کلروفیلa استفاده شد. نتایج نشان داد که حداکثر غلظت کلروفیلa در ماه­های سپتامبر (۰۹/۰ تا ۷۵/۱۸ میلیگرم بر متر مکعب) و اکتبر (۲۳/۰ تا ۰۳/۱۸ میلیگرم بر متر مکعب) و حداقل مقدار غلظت کلروفیلa در ماه­های می (۲۲/۰ تا ۷۴/۵ میلیگرم بر متر مکعب) و ژوئن (۲۰/۰ تا ۱۲/۵ میلیگرم بر متر مکعب) است. شیب روند غلظت کلروفیلa در ۱۶ سال مورد مطالعه در اکثر مناطق منفی و فاقد معنی­داری بود. این تحقیق ارائه یک توصیف کلی از تغییرات غلظت کلروفیلa و شیب تغییرات آن بر اساس مشاهدات ماهواره­ای است. با این­حال، تحقیقات بیشتر بر اساس مشاهدات درجا برای دستیابی به کمّیت بهتر مورد نیاز است.

محمد درویشی، محمد مومنی، سیامک بهزادی، علی سالارپوری، شیوا آقاجری خزایی،
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده

ماهی یال اسبی سربزرگ یکی از گونه‌های مهم اقتصادی خلیج‌فارس و دریای عمان است. تنظیم الگوی برداشت مناسب و پایدار یک ذخیره مستلزم تعیین برخی از خصوصیات زیستی از جمله تولیدمثل است. به همین منظور داده‌های موردنیاز مربوط به روش‌های مختلف صید از فروردین تا اسفندماه ۱۳۹۸ از شش تخلیه گاه اصلی صید در استان هرمزگان (بندر پارسیان، بندر کنگ، جزیره قشم، بندرعباس، بندر سیریک و بندر جاسک) در جمع‌آوری گردید. در تشخیص مراحل جنسی از کلید ۵ مرحله‌ای رسیدگی جنسی در سطح ماکروسکوپی استفاده شد. در تعیین فصل تخم‌ریزی از شاخص رسیدگی جنسی و مقایسه آن در ماه‌های مختلف بهره‌گیری شد. کمترین شاخص رسیدگی جنسی ماهیان ماده در شهریورماه (۲/۱) قرار داشت. بیشترین شاخص رسیدگی جنسی ماهی نر در آذرماه با مقدار ۱/۳ و پس‌ازآن در اردیبهشت‌ماه ۶/۲ تعیین گردید. بررسی شاخص رسیدگی جنسی و مراحل باروری، دو دوره تخم‌ریزی اصلی در اواسط فصل بهار و اواخر فصل پاییز را نشان داد. در تمامی ماه‌های سال مراحل جنسی مختلف دیده شد که نشان‌دهنده استراتژی تخم‌ریزی چندگانه در این ماهی بود. در طی ماه‌های مختلف تفاوت‌های معنی‌داری در نسبت جنسی مشاهدهگردید، اما در طی بررسی حاصل و درمجموع بین نسبت جنسی ماده: نر در نسبت قابل‌انتظار ۱:۱ تفاوت معنی‌داری مشاهده نگردید. طول بلوغ جنسی این گونه ۷/۷۸ سانتی‌متر طول کل به‌دست آمد. لازم است جهت حفط ذخایر این گونه تمهیداتی جهت ممنوعیت صید آن در فصول تخم‌ریزی اعمال گردد.
 
علی سالارپوری، سیامک بهزادی، رضا دهقانی، مسلم دلیری، محمد مومنی، محمدصدیق مرتضوی،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده

وضعیت ماهیان در محل پیش بینی شده برای استقرار زیستگاه های مصنوعی در خلیج غربی و شرقی جاسک در زمستان ۱۴۰۲ و بهار ۱۴۰۳ بررسی شد. نمونه برداری ها به دو روش گوشگیر و گرگور در ۴ ایستگاه واقع در  خلیج غربی و خلیج شرقی جاسک در عمق ۱۰ تا ۳۰ متر انجام شد.  در این تحقیق، در مجموع ۶۸ گونه آبزی( ۶۰ گونه ماهی، ۵ گونه خرچنگ، ۲ گونه صدف و ۱ گونه میگو)  نمونه برداری و ثبت شد. از این بین  گوازیم دم رشته ای(۶/۳۲ درصد) بیشترین فراوانی را داشت، گونه های حسون معمولی(۶/۱۲ درصد)، گواف بدون رشته(۵/۱۲ درصد)، شمسک بزرگ(۸/۹ درصد)، سارم آرواره کوتاه(۴/۶ درصد)، کوترمواج(۱/۴ درصد)، گیش کاذب(۶/۲ درصد)، مارماهی (۲ درصد)، سنگسر معمولی(۹/۱ درصد)، شوریده معمولی(۶/۱ درصد) در رتبه های بعدی  قرار داشتند. نتایج این تحقیق نشان داد تنوع و ترکیب ماهیان وابسته به مناطق صخره ای در خلیج جاسک ضعیف می باشد و از نظر نوع گونه های مورد انتظار مستعد استقرار زیستگاه های مصنوعی به نظر می رسند. آنالیز تشابه نشان داد که ماهیان نمونه برداری شده توسط گوشگیر کاملا متمایز از ماهیان نمونه برداری شده به روش گرگور بودندکه احتمالا بخاطر تفاوت در منطقه اثر روش گوشگیر و گرگور می تواند باشد.در این تحقیق مشخص شد که جمعیت گونه های وابسته به زیستگاه های مصنوعی مثل هامورمعمولی، سرخومعمولی و شعری ماهی در منطقه جاسک در ترکیب صید نسبتا کم بود و عمدتا زیر اندازه طول بلوغ بودند، به نظر می رسد ذخایر این گروه از ماهیان نیازمند به بازسازی می باشند.
محمد درویشی،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده

تون‌ماهیان از گونه‌های مهم اقتصادی  در شمال خلیج‌فارس و دریای عمان محسوب می‌گردند. گونه هوور در آب‌های استان هرمزگان با استفاده از شاخص‌های پویایی جمعیت و ارزیابی ذخایر برای صید این گونه مورد بررسی قرار گرفت. نمونه برداری حداقل ماهانه ۲۰۰ قطعه ماهی به‌صورت تصادفی از پنج تخلیه‌گاه عمده صید از مهرماه ۱۴۰۰ تا شهریور ۱۴۰۲ انجام و تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از برنامه FiSAT صورت گرفت. محدوده طول چنگالی ماهیان هوور ۱۰۸-۲۱ با میانگین ۲۳/۱ ± ۰۸/۷۱ سانتی‌متر به دست آمدند. طول بی‌نهایت و ضریب رشد  این گونه‌ به‌ترتیب یاد شده ۱۷/۱۲۱ سانتی‌متر و ۶۸/۰ برسال محاسبه شدند. شاخص ضریب رشد ماهی هوور (فی مونرو) برابر با ۹/۸ محاسبه گردید که این مقدار با مطالعات قبلی انجام شده در اقیانوس هند قابل مقایسه بود. نتایج نشان داد که گونه‌ مورد بررسی از سرعت رشد بالایی در ۲ سال اول زندگی خود برخوردار است. مقادیر (b، a) در رابطه نمایی طول- وزن هوور، (۹۴/۲ ، ۰۰۰۰۲/۰) به دست آمدند که نشان‌ دهنده رشد همگون ماهی هوور بود. مقادیر نرخ مرگ و میرکل، طبیعی، صیادی و نسبت بهره‌برداری (E،F ، M،Z) برای ماهی هوور (۷۵/۰ ،۱۸/۲ ،۷۱/۰ ،۸۹/۲)، محاسبه گردیدند. نتایج نشان داد که بنظر می‌رسد ذخایر ماهیان هوور در استان هرمزگان در حالت بهره‌برداری بیش از حد می‌باشد. از آن جا که تون ماهیان از ماهیان مهاجر بوده که توسط چند کشور صید می‌شوند لذا پایش و مدیریت صید آن باید با همکاری سایر کشورهای منطقه در خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند انجام شود.
  
 

محمدصدیق مرتضوی، سیده لیلی محبی، سنا شریفیان، شراره خدامی، علی سالارپوری، هادی کوهکن، غلامعلی اکبرزاده،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۳ )
چکیده

افزایش چشم­گیر آلودگی­های فلزات سنگین، طبیعت پایدار و سمیت بالای آن­ها، به­تدریج در حال تبدیل­شدن به یک بحران جهانی می­باشد. در بررسی اخیر، ارزیابی جامع توزیع مکانی فلزات سنگین شامل کادمیوم، سرب، نیکل، مس، روی و کروم در مناطق صنعتی و تجاری شامل رسوبات ۳۲ ایستگاه­ واقع در محدوده جاسک ، بندرعباس ، قشم و بندرلنگه ، طی سال­های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰، انجام شد. در این حوزه، غلظت فلزات سنگین تغییرات مکانی معنادار بین مناطق نشان داد.. بالاترین غلظت فلز کادمیوم ۵۵/۰ میکروگرم/گرم در ایستگاه اول گشه مشاهده شد. ایستگاه دوم خور لنگه بالاترین غلظت سرب با میانگین  ۲۵/۱۰ میکروگرم/گرم را داشت. حداکثر غلظت فلز کروم ۳۳/۲۴۲۰ میکروگرم/گرم در ایستگاه دوم شهید باهنر مشاهده شد. بالاترین غلظت روی ۵۶/۲۶۸ میکروگرم/گرم در ایستگاه اول سورو مشاهده شد.در ایستگاه اول اسکله شهید رجائی بالاترین غلظت مس ۳۶/۱۸ میکروگرم/گرم مشاهده شد. حداکثر غلظت نیکل ۰۲/۵۱۹ میکروگرم/گرم در اسکله دوم شهید باهنر وجود داشت. ایستگاه­های واقع در بندر شهید باهنر، سورو و خور گورسوزان، دارای شدت بیش­تری از آلودگی نسبت به نقاط دیگر بودند و ریسک­های قابل­توجه از آلودگی خصوصاَ از لحاظ فلزات کروم، نیکل و روی را نشان دادند. در این مناطق، کروم، به­ عنوان پرخطرترین فلز در مناطق مورد مطالعه، شناسایی شداستراتژی­های جامع جهت کنترل و کاهش آلودگی­های فلزات سنگین، باید در نظر گرفته شود، تا منابع آلودگی­ها شناسایی، و مدیریت شوند

سیامک بهزادی، علی سالارپوری، هادی کوهکن، محمد درویشی، سجاد پورمظفر، فرشته سراجی،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۳ )
چکیده

استفاده از زیستگاه مصنوعی یکی از راه‌های بازسازی ذخایر ماهیان بوده، که مطالعه دانه‌بندی رسوبات بستر و مواد جامد محلول از مولفه های مهم در مبحث مکان‌یابی آنها می‌باشد. بدین منظور در هر یک از دو حوضه شرقی و غربی خلیج شهر جاسک، سه ایستگاه با سه تکرار در اعماق ۱۸ متر انتخاب، و بافت بستر توسط دستگاه نمونه‌برداری گرب مدل ون-وین با سطح مقطع ۰۴/۰مترمربع، و از تله‌هایرسوب‌گیربا قطر ۳۵/۱۲ سانتی‌متربرای مطالعه مواد جامد محلول،در فصول تابستان و زمستان ۱۴۰۲، استفاده شد.کمینه مواد جامد محلول با میانگین و انحراف معیار۴۶/۰±۹/۲۵(میلی‌گرم بر لیتر)،(ایستگاه چهارم، حوضه شرقی، زمستان ۱۴۰۲)،  و بیشینه  آن با ۶۲/۰±۳۹/۳۶(میلی‌گرم بر لیتر)،(ایستگاه سوم، حوضه غربی، تابستان ۱۴۰۲)، برآورد گردید. از آنجائیکه دو مولفه مورد مطالعه، در انتخاب محل استقرار سازه‌ها دارای همبستگی شدید بوده نمی‌توان اهمیت هر یک را جداگانه در نظر گرفت، اما در وهله اول استحکام بستر(دانه‌بندی) مهمترین فاکتور در استقرار سازه‌ها بوده که موفقیت اکولوژیکی و بیولوژیکی اجتماعات نشست یافته و آبزیان متحرک (آینده زیستی) و همچنین آینده خود سازه‌ها (غیر زیستی)، بدان متکی می‌باشد، و مواد جامد محلولمی‌تواند در مراحل بعدی اهمیت قرار گیرد. بنابراین، در حالیکه هیچ عدد "ثابتی"، از مواد جامد محلول و دانه‌بندی رسوبات بستر برای معرفی بهترین مناطق جهت استقرار سازه‌ها در خلیج جاسک نتیجه‌گیری نگردید، با توجه به داده‌های بدست آمده و بر اساس دامنه "بهینه" این مولفه ها، یک پهنهدر حوضه غربی، و دو پهنه در حوضه شرقی به‌عنوان مناطق بهینه استقرار سازه‌ها معرفی می‌گردد.


دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده

با توجه به رفتار برشی متفاوت ماسه¬های کربناته از سیلیکاته در برابر بارهای وارده و تنوع زیاد آنها در اقصی نقاط دنیا و خلیج فارس و دریای عمان، در این مقاله رفتار برشی چهار نمونه از ماسه¬های کربناته اسکلتی حاصل از سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان بررسی شده است و پارامتر¬هایی مانند دانه بندی، ویژگی¬های فیزیکی، تصاویر میکروسکوپی، فشردگی پذیری، رفتار برشی سه محوری زهکشی شده، مدول الاستیسیته و زاویه اصطکاک داخلی به صورت آزمایشگاهی مورد بررسی قرار می¬گیرد. ملاحظه گردید که ماسه¬های کربناته با وجود داشتن یک سری ویژگی رفتاری مشابه با هم و با دیگر نمونه¬های تحقیق شده در جهان، به لحاظ رفتار حجمی و تنش کرنشی وابسته به شکل دانه¬ها، دانه بندی اولیه، مقدار خردشگی دانه¬ها، میزان نسبت منافذ درون دانه¬ای و بین دانه¬ای، دانسیته نسبی، تنش-های محصور کننده، درصد کربنات کلسیم و شرایط خاص محیط رسوب هستند. زاویه‌دار بودن دانه‌های اسکلتی موجب افزایش قفل‌شدگی اسکلت خاک و در نتیجه افزایش زاویه اصطکاک داخلی ماسه¬ها نسبت به ماسه¬های کوارتزی می¬گردد. برعکس ماسه¬های کوارتزی با افزایش تنش محصور کنندگی مدول الاستیسیته پیوسته افزایش نمی¬یابد، بلکه ابتدا این مقدار افزایش یافته و سپس به خاطر خاصیت خرد شدگی دانه¬ها در این ماسه¬ها دچار افت شده و یا ثابت می¬گردد.

صفحه ۱ از ۱